براى آموزش و پرورش برانگيخته شدم !
نيز فرموده : هركس دانشى آموزد كه بدان وسيله گمراهى را به راه راست آورد ، عملش مانند چهل سال عبادت عابد است و هركس ديگرى را بياموزد مزد او از ميان نمىرود .
نيز فرموده : هيچ دانشمندى نبايد از آموختن خوددارى كند و هيچ نادانى نبايد از فراگرفتن دانش خوددارى نمايد ! و اگر آموزندهاى در راه دانش بميرد شهيد راه حق بشمار است .
ابا ذر گويد : براى من فراگرفتن يك مسئله محبوبتر است از اينكه صد ركعت نماز بگزارم ! و آموختن يك مسئله از هزار ركعت نماز براى من دوستداشتهتر است !
كسى دانشمندى را خواب ديد و پرسيد در دنيا چه عملى بهترين اعمال است ؟ گفت : هيچ عملى بهتر از تحصيل علم و هيچ درجهاى بالاتر از درجهء عالم نباشد و به همين جهت علماء دين را چند درجه بالاتر در دنيا به مرتبت و شرافت و وراثت دادند ، و در عقبى درجههاى آنها از درجههاى دنيا بيشتر و برتر باشد ! كه فرمود
وَ لَلْآخِرَةُ أَكْبَرُ دَرَجاتٍ وَ أَكْبَرُ تَفْضِيلًا .
چنان كه دانشمند در دنيا به منزلهاى طاعت و عبادت و كشف حقيقت از عامّه مردم برتر است ، فردا هم در بهشت از منزل بهشتيان برتر و بالاتر است .
سوره 58 آيه 12
12 -
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا ناجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقَةً .
حضرت امير المؤمنين على ( ع ) فرمود چون اين آيه نازل شد براى مناجات با پيغمبر يك دينار صدقه دادم و ده سؤال از پيغمبر كردم ، از جمله پرسيدم كه خداى را چون خوانم و چگونه پرستم ؟ فرمود : به راستى در گفتار و كردار و وفاى به عهدى كه در روز الست به گفتن بلى با او بستى ! و در گفتار و كردار خود صدق پيش آر .
پرسيدم از خدا چه خواهم ؟ فرمود : سلامت دل در دنيا و آخرت از آفات بشريّت و عافيت تن از همهگونه بليّت !
پرسيدم براى نجات از عذاب دوزخ چه كنم ؟ فرمود : آنچه خورى حلال خور و آنچه گوئى راستگو ، حرام را به خود راه مده كه حرام سرانجام بد دارد ، و از دروغ بپرهيز كه دروغگو در هر دوجهان بدنام باشد !
پرسيدم : تدبير و حيله در كار چون باشد ؟ فرمود : بهترين حيله ترك حيله است ، حيلت را بگذار و بدان كه همه آن بود كه خدا خواهد و حيلت و تدبير بنده هرگز بر تقدير الهى پيروز نگردد !
پرسيدم بر من از احكام الهى چيست تا بگزارم ؟ فرمود : به هرچه خدا و رسول از واجبات امر كرده انجام ده و از مستحبّات عمل نما .
پرسيدم راحتى در چيست ؟ فرمود : راحتى در آن است كه به بهشت با نعمت فرود آئى و از دوزخ ايمن شوى .
پرسيدم شادى در چيست ؟ فرمود : در اينكه شب فراق به سر آيد و صبح وصال از مطلع اقبال برآيد و بنده شاهد صاحب جلال را مشاهده كند !
پرسيدم حق چيست ؟ فرمود : اسلام ، گفتم آن حق را كه باطل در راه نيست كدام است فرمود :
دين اسلام و احكام آن .
پرسيدم فساد چيست ؟ فرمود : كفر ورزيدن و حق پوشيدن ! كه هميشه از راستى و پاكى دور است .