47 -
وَ أَنَّ عَلَيْهِ النَّشْأَةَ الْأُخْرى .
و اينكه بر خداوند است آفرينش جهان پسين .
48 -
وَ أَنَّهُ هُوَ أَغْنى وَ أَقْنى .
و اينكه او است كه بىنياز كرد و مال داد ( بندگان را ) .
49 -
وَ أَنَّهُ هُوَ رَبُّ الشِّعْرى .
و اينكه خداوند ، پروردگار ستارهء شعرى است ( كه پشت ستارهء جوزا در دورترين نظرگاه آسمان است . )
50 -
وَ أَنَّهُ أَهْلَكَ عاداً الْأُولى .
و آن خدائى كه قوم عاد نخستين را هلاك كرد ( قوم هود ) .
51 -
وَ ثَمُودَ فَما أَبْقى .
و اينكه قوم ثمود را هلاك كرد و هيچ بازمانده نگذاشت ! ( قوم صالح )
52 -
وَ قَوْمَ نُوحٍ مِنْ قَبْلُ إِنَّهُمْ كانُوا هُمْ أَظْلَمَ وَ أَطْغى .
و اينكه قوم نوح را پيش از آنها هلاك كرد ، كه آنها ستمكارتر و گردنكشتر بودند .
53 -
وَ الْمُؤْتَفِكَةَ أَهْوى .
و اينكه قوم لوط را سرنگون ساخت ( بوسيلهء جبرئيل )
54 -
فَغَشَّاها ما غَشَّى .
و اينكه بالاى سر آنها سنگهاى رديف پوشانيد كه هلاك شدند .
55 -
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكَ تَتَمارى .
پس ( تو اى كافر ) به كدام نعمت خداى خود شك مىورزى ؟
56 -
هذا نَذِيرٌ مِنَ النُّذُرِ الْأُولى .
اين محمد با اين قرآن ، بيمدهنده و آگاهكننده است از آگاهكنندگان پيشين .
57 -
أَزِفَتِ الْآزِفَةُ .
خبر مىدهد كه : رستاخيز نزديك است ( روز قيامت به زودى رسد ) .
58 -
لَيْسَ لَها مِنْ دُونِ اللَّهِ كاشِفَةٌ .
پيداكننده و پديدآورندهء آن روز كسى جز خداى يگانه نيست .
59 -
أَ فَمِنْ هذَا الْحَدِيثِ تَعْجَبُونَ .
آيا از اين سخن شگفت داريد و انكار همىكنيد ؟
60 -
وَ تَضْحَكُونَ وَ لا تَبْكُونَ .
و مىخنديد ( و از اين بيم دادن ) نمىگرييد ؟
61 -
وَ أَنْتُمْ سامِدُونَ .
و شما با اين سخن بازى مىكنيد و غافليد ؟
62 -
فَاسْجُدُوا لِلَّهِ وَ اعْبُدُوا .
« 1 » پس خداى را سجده كنيد و او را بپرستيد . سجدهء واجب
تفسير ادبى و عرفانى
سوره 53 آيه 0
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ .
نام خداوندى است كه او را جلال بىزوال و جمال بر كمال است ، جلال او آتش عالمسوز و جمال او نور جهانافروز ، جلال او غارت دل مريدان ، و جمال او آسايش جان ممتحنان است و جلال او غارتكنندهء دلى كه در او رخت نهد و جمال او چون جلوه كند غمان از دل بركند . عارف به جلال او نگرد بنالد ، محبّ به جمال او نگرد بنازد ، آن يكى مىنالد از بيم وصال ، اين يكى مىنازد به اميد وصال ، بيچاره كسى كه نه نام او شنود ، نه از جلال او خبر دارد ، و نه از جمال او اثر بيند ، او مىنداند كه اين نام كوهسار را به لاله آرد و دل بيداران را به ناله آرد و شنيدن اين نام طرب آرد و دلهاى عارفان را به جوش و عاصيان را به فرياد و خروش آرد !
نام تو به صد معنى نقاش نگارند * بر نام تو و ياد تو ، مى جان بسپارند !
هامش
( 1 ) - بعضى از صحابه اين سجده را تنها بر خود خواننده واجب دانند و برخى ديگر برخوانند ، و شنونده هر دو واجب مىدانند .