تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى ) — صفحة 469

مساهمون:

ص٤٦٩

سورهء - 53 - النجم - 62 - آيه - مكى - جزو 27

تفسير لفظى [ آيات 1 الى آخر ]

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ -
بنام خداوند بخشندهء مهربان . 1 -
وَ النَّجْمِ إِذا هَوى .
سوگند به ستاره ، يا به پاره‌اى از قرآن يا به خود ستاره چون به زمين فرود آيد يا سوگند به ستارهء ثريا « 1 » . 2 -
ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ وَ ما غَوى .
كه اين مرد شما ( محمّد ) گمراه نشده و راه كج نرفته ! 3 -
وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى .
و هيچ سخن از روى هواى نفس خويش ( به خواست خود ) نگويد . 4 -
إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى .
آن سخنان نيست جز پيغامى كه به او مىدهند . 5 -
عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوى .
آموخت به وى آموزندهء سخت نيرو ) ( جبرئيل ) 6 -
ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوى .
صاحب نيرو كه هم راه و هم راست شدند ( محمد و جبرئيل در عرش ) . 7 -
وَ هُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلى .
و درحالىكه جبرئيل به برترين سوى بود « 2 » . 8 -
ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى .
آنگاه ( جبرئيل ) نزديك شد و فرود آمد . 9 -
فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى .
تا ( نزديكى ) به‌اندازهء دو كمان گشت يا نزديكتر ( در دانش شما ) 10 -
فَأَوْحى إِلى عَبْدِهِ ما أَوْحى .
پس خداوند ( در شب معراج ) وحى به بندهء خود فرستاد آنچه فرستاد ( و بىواسطه ) ( با او سخن گفت ) . 11 -
ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى .
دل ( محمد ) آنچه ديد دروغ نديد « 3 » . 12 -
أَ فَتُمارُونَهُ عَلى ما يَرى .
آيا با او در آنچه ديده پيكار مىكنيد ؟ و او را نااستوار مىگوئيد ؟ 13 -
وَ لَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرى .
درحالىكه او را بار ديگر ديده !
هامش
( 1 ) - مفسرين نوشته‌اند كه سوگند خداوند در قرآن بر دو وجه است يكى سوگند به ذات و صفات خداوند كه سوگند حقيقى است ، مانند سوگند بنام خود و به عزّت خود . دوم سوگند به آفريده‌ها است و آن چهارگونه است : يكى براى اظهار قدرت ، مانند قسم به آسمان و زمين و باد و ابر و اسب و مانند آن . دوم قسم به رستاخيز براى اظهار هيبت ، مانند قسم به روز قيامت ، سوم قسم براى اظهار نعمت ، مانند قسم به انجير و زيتون و مانند آن ، چهارم قسم به پاره‌اى جاها براى اظهار تشريف آنجا ، مانند قسم به مكه و كوه طور و مانند آن . ( 2 ) - جبرئيل ، دو بار در زمين و در عرش برين خود را به محمد به‌صورت خودش نمايانيد كه حضرت از هوش رفت و آنگاه جبرئيل به‌صورت آدمى آمد و او را به هوش آورد ! ولى جبرئيل بر ابراهيم به صورت مهمان و بر داود به صورت دشمن نمايان شد ( در قصهء 99 زن ) . ( 3 ) - شيعهء امامى و معتزله به كلى منكر ديدن خداوند به چشم هستند ، و در تفسيرها هم رواياتى است كه ديدن خدا را به چشم ظاهر غيرممكن دانسته‌اند ، چه كه هيبت و جلالت و عظمت خداوند به حدّى است كه بشر قادر به ديدن آن نيست و ممكن است در مورد محمد ( ص ) صادق باشد .