99 سال داشت بعضى نوشتهاند در جوانى هم نازا بوده !
30 -
قالُوا كَذلِكَ قالَ رَبُّكِ إِنَّهُ هُوَ الْحَكِيمُ الْعَلِيمُ .
فرشتگان گفتند : خداى تو اينچنين گفت ! كه او راست دانش و دانا است .
جزو بيست و هفتم :
31 -
قالَ فَما خَطْبُكُمْ أَيُّهَا الْمُرْسَلُونَ .
ابراهيم كه دانست اينان فرشتگانند گفت : كار شما اى فرستادگان خدا چيست ؟
32 -
قالُوا إِنَّا أُرْسِلْنا إِلى قَوْمٍ مُجْرِمِينَ .
گفتند : ما فرستاده شدهايم به گروهى بدكاران !
33 -
لِنُرْسِلَ عَلَيْهِمْ حِجارَةً مِنْ طِينٍ .
تا فروريزيم بر آنها سنگهائى از گل بهم چسبيده !
34 -
مُسَوَّمَةً عِنْدَ رَبِّكَ لِلْمُسْرِفِينَ .
نشانكرده و نام بر آن نوشته ، نزد خداى تو براى گزافكاران .
35 -
فَأَخْرَجْنا مَنْ كانَ فِيها مِنَ الْمُؤْمِنِينَ .
پس ما آنچه مؤمن بود از آن شهر بيرون آورديم .
36 -
فَما وَجَدْنا فِيها غَيْرَ بَيْتٍ مِنَ الْمُسْلِمِينَ .
ما جز يك خاندان از مسلمانان در آن نيافتيم .
37 -
وَ تَرَكْنا فِيها آيَةً لِلَّذِينَ يَخافُونَ الْعَذابَ الْأَلِيمَ .
و در آن زمين نشانى براى كسانى كه از عذاب دردناك مىترسند گذاشتيم .
38 -
وَ فِي مُوسى إِذْ أَرْسَلْناهُ إِلى فِرْعَوْنَ بِسُلْطانٍ مُبِينٍ .
و در قوم موسى ( عبرت است ) آنگاه كه او را بسوى فرعون با دليلى آشكار فرستاديم .
39 -
فَتَوَلَّى بِرُكْنِهِ وَ قالَ ساحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ .
پس فرعون به سپاهش تكيه داشت و گفت :
موسى جادوگر يا ديوانه است .
40 -
فَأَخَذْناهُ وَ جُنُودَهُ فَنَبَذْناهُمْ فِي الْيَمِّ وَ هُوَ مُلِيمٌ .
پس او را و سپاهش را فراگرفتيم و در دريا انداختيم و او در حال نكوهيدن خود بود .
41 -
وَ فِي عادٍ إِذْ أَرْسَلْنا عَلَيْهِمُ الرِّيحَ الْعَقِيمَ .
و در قوم عاد ( عبرتى است ) آنگاه كه ما بر آنها باد تيز و كشنده فرستاديم .
42 -
ما تَذَرُ مِنْ شَيْءٍ أَتَتْ عَلَيْهِ إِلَّا جَعَلَتْهُ كَالرَّمِيمِ .
آن باد هيچچيز را كه بر آن آمد فرونگذاشت مگر آنكه آن را خرد و تباه كرد !
43 -
وَ فِي ثَمُودَ إِذْ قِيلَ لَهُمْ تَمَتَّعُوا حَتَّى حِينٍ .
و در قوم ثمود ( هم نشانى و عبرتى است ) آنگاه كه به آنان گفتند : تا روز معيّن زندگانى كنيد ( سى روز ) .
44 -
فَعَتَوْا عَنْ أَمْرِ رَبِّهِمْ فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ وَ هُمْ يَنْظُرُونَ .
بس به شوخى ( و غرور ) از فرمان خدا سركشى كردند ، پس بانگ سخت با عذاب آنان را فراگرفت و آنگاه ايشان چشمها را گشادند و مىنگريستند !
45 -
فَمَا اسْتَطاعُوا مِنْ قِيامٍ وَ ما كانُوا مُنْتَصِرِينَ .
پس از آن ، در آن افتادن ( به بانگ سخت ) ! هيچ برخاستن نتوانستند و از كشندهء خويش هم كين ستدن نتوانستند !
46 -
وَ قَوْمَ نُوحٍ مِنْ قَبْلُ إِنَّهُمْ كانُوا قَوْماً فاسِقِينَ .
( و فراگرفتيم ) قوم نوح را از پيش از