شادم ، الهى ، من قدر و شأن تو را ندانم و سزاى تو را ناتوانم و در بيچارگى خود سرگردانم و روز به روز بر زيانم ، الهى من كيم كه بر درگاه تو زارم يا قصّه درد خود به تو بردارم .
در عشق تو من كيم كه در منزل من ؟ * از وصل رُخت ، گُلى دمد بر گُل من
تفسير لفظى [ آيات 49 الى 60 ]
49 -
وَ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ .
از هر چيزى جفتى بيافريديم ( نر و ماده ) تا مگر دريابيد و پند پذيريد .
50 -
فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ إِنِّي لَكُمْ مِنْهُ نَذِيرٌ مُبِينٌ .
اى محمّد - بگو به كافران كه از خشم يا رحمت خداى ( به سوى توبه و اطاعت و اجابت او ) بگريزيد ، من شما را آگاهكننده و ترسانندهء آشكارا از آن عذاب و خشم هستم !
51 -
وَ لا تَجْعَلُوا مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ إِنِّي لَكُمْ مِنْهُ نَذِيرٌ مُبِينٌ .
با خداى خود خدايان ديگر انباز نكنيد ، من شما را آگاهكننده و ترسانندهء آشكارا هستم .
52 -
كَذلِكَ ما أَتَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا قالُوا ساحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ .
همچنان ( كه تو را جادوگر و ديوانه خواندند ) هيچ فرستادهاى كه پيش از ايشان بودند نيز به آنها نيامدند مگر آنكه گفتند :
اين جادوگر است يا ديوانه !
53 -
أَ تَواصَوْا بِهِ بَلْ هُمْ قَوْمٌ طاغُونَ .
آيا پيشينيان به پسينيان به اين سخن گفتن سفارش و اندرز دادند ؟ نه ! بلكه آنان گروهى طاغى و ياغى هستند .
54 -
فَتَوَلَّ عَنْهُمْ فَما أَنْتَ بِمَلُومٍ .
پس تو ( اى محمد ) ، روى از ايشان برگردان و فروگذار .
( تو پيغام را رسانيدى ) بر تو هيچ جاى ملامت و نكوهش نيست .
55 -
وَ ذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ .
پس به آنها در ياد پند ده ، كه ياد كرد و پند مؤمنان را سود دارد .
56 -
وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ .
ما آدمى و پرى را نيافريديم ، مگر آنكه مرا پرستند ( و مرا خوانند ) .
57 -
ما أُرِيدُ مِنْهُمْ مِنْ رِزْقٍ وَ ما أُرِيدُ أَنْ يُطْعِمُونِ .
من از آنها نمىخواهم كه مرا روزى دهند و نمىخواهم كه مرا چيزى خورانند « 1 » .
58 -
إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ .
خدا است كه روزىده و روزىرسان است ، با نيروى استوار و پاك ( و تغييرناپذير ) .
59 -
فَإِنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا ذَنُوباً مِثْلَ ذَنُوبِ أَصْحابِهِمْ فَلا يَسْتَعْجِلُونِ .
پس براى كسانى كه نگرويدند و بر خود ستم كردند بهرهاى از عذاب ( گناهان ) است مانند بهرهء پيشينيان آنها ، پس آنان
هامش
( 1 ) - اينكه خداوند نخواستن روزى و خوراك را به خود نسبت داده از آن سبب است كه مىفهماند بندگان همه روزىخور او هستند چنان كه از آيهء بعد دانسته مىشود .