تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى ) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
سزاوار راه او نه ! چه خوب گفت جوان‌مرد :
چشمم همىبخواهد ديدارت * گوشم همىبخواهد گفتارت !
همّت بلند كردند اين هر دو * هرچند نيستند سزاوارت !
. . . لِيُنْذِرَ يَوْمَ التَّلاقِ . يَوْمَ هُمْ بارِزُونَ .
اين صفت روز رستاخيز است ، روزى كه رازها در آن آشكارا شود ، پرده‌هاى متواريان فرودارند و توانگران بىشكر را در پاى حساب بدارند ، درويشان بىصبر را جامهء نفاق از سر بركشند ، آتش رسوائى در تيلسان عالمان بىعمل زنند ! خاك ندامت بر فرق قاريان رياكار قرآن ريزند ، يكى از خاك وحشت برون آيد چنان كه آتش از ميان خاكستر ، يكى چنان كه درّ از ميان صدف ! يكى مىگويد : راه فرار از خدا كدام است ؟ يكى مىگويد : راه بسوى خدا كدام است ؟ ديگرى مىگويد : اين چه نامهء عمل است كه ذرّه‌اى از اعمال فروگذار نكرده ؟ يكى به زارى و خوارى خاك حسرت بر سر مىريزد ! ديگر به آستين شكر ، گرد اندوه از فرق شوق مىفشاند و مىگويد : حمد خداى را كه اندوه از ما برد . آن روز نداى عزّت در عالم قيامت بلند مىشود كه امروز پادشاهى كراست ؟ پادشاهى كسى را سزد كه بر همهء شاهان پادشاه است و پادشاهى وى نه به حشم و سپاه است ! آفرينندهء زمين و آسمان و آفتاب و ماه است ، خلق را دارنده و دوستان را پناه است ، او پادشاه همه جهان و جهانيان است ، او رسوم جهانى را آتش بىنيازى زند ! و تيغ قهر بر هيكل افلاك زند ، همه نهادها را ريزريز كند و غبار اغيار از دامن قدرت بيفشاند ، و لگام اعدام بر سر مركب وجود كند ، آنگاه ندا در دهد : كه امروز پادشاهى كرا سزد ؟ - كرا زهرهء آن بود كه اين خطاب را جواب دهد ، تا هم جلال احديّت و جمال صمدانيت پاسخ دهد كه : امروز پادشاهى را خداى يكتاى قهار سزاوار است و بس ! پير طريقت گويد : اى مسكين ، فرداى قيامت كه سران و سرهنگان دين را در پناه لطف و كرم خداوندى جاى دهند ، ندانم كه تو را با اين سينهء آلوده و عمل شوريده كجا نشانند ؟ و رختت كجا فرونهند ؟ زخمى كه در آن نهادى درد نكند نشان آن است كه در آن نهاد ، حيات نيست ! اى مسكين ، اگر بيمارى آخر ناله‌اى كو ؟ اگر بىيار و ياورى آخر طلبى كو ؟
تيلسان موسى و نعلين هارونت چه سود ! * چون به زير يك ردا فرعون دارى صد هزار

سوره 40 آيه 17

17 -
الْيَوْمَ تُجْزى كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ .
آيه . هركه اعتقاد دارد كه او را روزى حساب و كتابى در پيش است كه در آن روز با او سؤالى و جوابى و حسابى و عتابى رود ، شب و روز بىقرار باشد ! و دم‌به‌دم مشغول كار بود و ميزان تصرّف از دست فرونهد و به عيب كسى ننگرد ! همهء عيب خود را مطالعه كند ، همه حساب كارهاى خود كند كه فرمود : حساب خود كنيد پيش از آنكه به حسابتان رسند ! يكى از بزرگان دين در خانهء امانتى منزل داشت ، روزى خواست نامه‌اى كه نوشته بود با خاك زمين آن خاك خشك كند ، ناگهان بخاطرش رسيد كه فردا روز حساب به حساب اين كس كه نامه را با خاك خانه ديگرى خشك كرده برسند !

سوره 40 آيه 19

19 -
يَعْلَمُ خائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَ ما تُخْفِي الصُّدُورُ .
خداوند ، خيانت چشمها را مىبيند ، انديشهء دلها را مىداند ، روش قدمها را مىشمارد ، و به عدل و راستى فردا همه را حكم دهد ، كس هست كه هر قدم بردارد