تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى ) — صفحة 451

مساهمون:

ص٤٥١
بر آفريدهء ما عيب مگير آيا تو از او بهترى ؟ نوح از سياست اين خطاب بگريست و روزگار دراز از اين عتاب بر خود نوحه كرد ، تا نام وى نوح نهادند « 1 » از جانب آفريدگار وحى آيد كه اى نوح تا چند گريه كنى ؟ نوح با درازى عمر يك‌بار كلمه‌اى گفت كه پسند خداوند نبود ، بنگر كه بسيار زارى كرد و بگريست ؟ پس تو را با اين گناهان بسيار و معصيت بىشمار ، خود چه بايد كرد ، و حال تو گوئى چون بود ؟ و سرانجام به كجا رسد ؟ درصورتىكه نوح ، پير پيغمبران و نواختهء جهان بود با اين همه ، مايهء حسرت و كان درد و معدن اندوه بود ! پير طريقت گفت : خدايا ، اين دل من كان حسرت است ، و تن من مايهء درد و غم ، خدايا ، نيارم گفت كه اين همه چرا بهرهء من ؟ نه دست رسد مرا به معدن چارهء من ! نوح نهصد و پنجاه سال بر زخم و ضرب و بلا و عناء قوم خويش شكيبائى همىكرد و خداى را شكر همىگفت ، نه آن بلا و رنج از وى كاست ، نه او از سر آن صبر و بردبارى برخاست ! دانست كه بلا بستر پيغمبران است و هم دم دوستان و هركه در آن بلا صبر كند دوستى حق را سزا است . مصطفى فرمود : چون خداوند بنده‌اى دوست بدارد بلاها به دو فرستد تا پرواى ديگرانش نبود و چون بر بلا صبر كند از خاصگيان حضرتش كند . نوح آن همه بار بلاى قوم خويش همىكشيد كه او را گفته بودند هركه جامهء جوان‌مردى پوشد ناچار تير جفاى ناجوانمردان خورد و در راه رياضت زخمهاى زهرآلود چشد و ننالد !
در عشق تو از ملامت بىخبران * در جان و جگر خدنگها دارم من
پير طريقت گفت : خداوند چون بنده‌اى را به دوستى خود بپسندد و شايستهء حضرت عنايت گرداند ، نخست بار بلا بر او نهد ، تا بنده در زخم بلا رام شود ، پس از آنكه از حقيقت رضا غذا خورد پس چنان گردد كه خود عاشق بلا شود . بايزيد بسطامى روزى كه بلا به او نرسيدى گفتى : بارخدايا ، غذاى بىخورش چون خورم ؟ مردم پنداشتند كه او غدا با بلا مىخورد ! خود ندانستند كه او غذا با رضا مىخورد و خود رضا مىجويد كه در منزلهاى دوستى منزلى بالاتر و برتر از منزل رضا نيست ! و ميوه‌اى برتر و بهتر از ميوهء رضا نه !

[ آيات 48 - 37 ]

( تفسير لفظى )

37 -
وَ اصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنا وَ وَحْيِنا وَ لا تُخاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُوا إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ .
اى نوح ، زير نظر ما كشتى بساز و به پيغام ما و از ستمكاران با ما سخن مگو كه آنها غرق‌شدنى هستند . 38 -
وَ يَصْنَعُ الْفُلْكَ وَ كُلَّما مَرَّ عَلَيْهِ مَلَأٌ مِنْ قَوْمِهِ سَخِرُوا مِنْهُ قالَ إِنْ تَسْخَرُوا مِنَّا فَإِنَّا نَسْخَرُ مِنْكُمْ كَما تَسْخَرُونَ .
نوح مشغول ساختن كشتى شده و هربار كه خويشان او بر او مىگذشتند او را مسخره و افسوس مىكردند ، نوح گفت : اگر شما ما را افسوس مىكنيد ، ما هم در موقع خود شما را افسوس مىكنيم . 39 -
فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ يَأْتِيهِ عَذابٌ يُخْزِيهِ وَ يَحِلُّ عَلَيْهِ عَذابٌ مُقِيمٌ .
به زودى خواهيد دانست و شناخت آن كسى كه عذاب خداوند به او مىآيد و او را براى هميشه رسوا مىكند ! 40 -
حَتَّى إِذا جاءَ أَمْرُنا وَ فارَ التَّنُّورُ قُلْنَا احْمِلْ فِيها مِنْ كُلٍّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ وَ أَهْلَكَ إِلَّا مَنْ سَبَقَ عَلَيْهِ الْقَوْلُ وَ مَنْ آمَنَ وَ ما آمَنَ مَعَهُ إِلَّا قَلِيلٌ .
( او را مسخره مىكردند ) تا آنكه فرمان رسيد و از اجاغ آب جوشيدن گرفت ، گفتيم به نوح كه در كشتى از هر جفتى دوتا و از كسان خويش برگير ( جز كسى كه به كفر وى در ازل سخن برفت ) و همچنين ( برگير ) كسى كه ايمان آورده . و ايمان به او نياوردند جز شمار كمى !
هامش
( 1 ) نوشته‌اند نام اصلى او ساكت بوده ! و بواسطهء همان ناله و نوحه زياد نوح ناميده شده .
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى ) — صفحة 451 | احمد بن محمد ميبدى