بجان و دل پيش باز كنيد و نعيم آن جهانى و حيات جاودانى را خواستار شويد ، افسوس كه تو اى بندهء غافل با چشم بيدار در حال و كار خود ننگرى و ساز رفتن نيارى تا آن ساعت كه آب حسرت و دريغ گرد ديدهات درآيد و غبار مرگ بر عذار مشكينت نشيند و آن روى ارغوانى زعفرانى گردد ! مسكين آدمى كه پيوسته نظارهء مرگ ديگران مىكند و پندارد كه هميشه ناظر مرگ ديگران است و خود نخواهد مرد و در حال اوست :
سر زلف عروسان را چو برگ نسترن يا بى ؟ * رخ گلبرگ شاهان را چو شاخ زعفران بينى !
اى رهى ، اگر خود را مىيابى و تدبير خويش مىكنى راهت آنست كه در احوال گذشتگان و سيرت رفتگان از اين جهانيان و جهانداران كه بودند انديشه كنى و در سرانجام كار آنان نگرى ، همانها كه تكبّر پلنگان داشتند ، آن يكى قصر قيصرى مىساخت ، آن ديگرى ملك سليمان مىخواست ، آن ستمگر از جگر يتيمان كباب مىكرد ، و آن ديگرى از خون مفلسان شراب مىخورد ، آنان گلى بودند در شورستان دنيا شكفته ، ناگاه باد زهرآگين مرگ وزيده و رخسارشان را تاريك گردانيد و پس از آنكه چون گل بشكفتند از بار بريختند و در گل خفتند !
اگر كسى را در دنيا از مرگ ايمنى بودى ، آن كس رسول خدا بودى كه از فرزندان آدم هيچكس آن تقرّب و منزلت نزد خدا نداشت با اين وصف فرمود : هيچكس در جهان جاويدان نيست .
سر البارسلان ديدى ، ز رفعت رفته بر گردون ! * به مرو آ تاكنون در گل تن البارسلان بينى !
[ آيات 200 - 190 ]
( تفسير لفظى )
190 -
إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبابِ .
همانا در آفرينش آسمانها و زمين و آمد و شد شب و روز نشانهائى است مر زيركان و خردمندان « 1 » .
191 -
الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِهِمْ وَ يَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا سُبْحانَكَ فَقِنا عَذابَ النَّارِ .
كسانى كه خداى را ياد مىكنند در حال ايستاده و نشسته و در حال ( بيمارى ) بر پهلوى خويش خفتگان ، و در آفرينش آسمانها و زمين انديشه مىكنند و مىگويند پروردگار ما ، اينها را به گزاف نيافريدى ، پاك و بىعيبى خدايا ، ما را از عذاب آتش نگهدار .
192 -
رَبَّنا إِنَّكَ مَنْ تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَهُ وَ ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصارٍ
، خداوند ما تو هركه را در آتش انداختى او را رسوا كردى و ستمكاران بىيار و ياورند .
193 -
رَبَّنا إِنَّنا سَمِعْنا مُنادِياً يُنادِي لِلْإِيمانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ كَفِّرْ عَنَّا سَيِّئاتِنا وَ تَوَفَّنا مَعَ الْأَبْرارِ .
خداى ما ، ما نداى منادى شنيديم كه مىگفت ؟ ايمان آوريد به خدايتان ، پس اى خداوند ، ما ايمان آورديم ، گناهان ما را بيامرز و بديهاى ما را محو كن و ناپيدا گردان و ما را با نيكوكاران بميران .
194 -
رَبَّنا وَ آتِنا ما وَعَدْتَنا عَلى رُسُلِكَ وَ لا تُخْزِنا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّكَ لا تُخْلِفُ الْمِيعادَ
خداى ما ، آنچه بر زبان پيمبران خويش بما وعده دادى بما ارزانى فرما و ما را روز رستاخيز رسوا مگردان چون وعدهء خود را خلاف نكنى .
هامش
( 1 ) حضرت على ( ع ) فرمود : رسول خدا هر شب كه براى نماز شب برخاستى اين دو آيت را تا( فَقِنا عَذابَ النَّارِ )برخواندى .