فرستاديم
قالُوا نُؤْمِنُ بِما أُنْزِلَ عَلَيْنا
گفتند ما بدين كتاب گرويديم كه به نزد پيغامبر ما فرود آمد و آن تورية است
وَ يَكْفُرُونَ بِما وَراءَهُ
و يجحدون ما سوى التوراة منكر شدند و ناخستون شدند به هركتابى كه جز از توريت بود
وَ [ 26 ] هُوَ الْحَقُّ
اين همه كتابها كه از آسمان آمدند به نزد انبيا عليهم السّلام همه راستست و شايسته است و بايسته
مُصَدِّقاً لِما مَعَهُمْ
اى موافقا للتّورية ببعض الشّرايع نعتك و صفتك فى الكتب مشهور « 1 » معنى حق به پارسى چيزى شايسته باشد و پارسى باطل ناشايسته
قُلْ فَلِمَ تَقْتُلُونَ أَنْبِياءَ اللَّهِ مِنْ قَبْلُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ
( 85 ) قل لليهود لم قتلتم انبياء الله « 2 » فى مقالتكم بانكم مؤمنون بدان كه هرچه اندر قرآن قل است همه آن بوده است كه از كسى سؤالى رفته است به تعنت يا به جز آن ، اين قل جواب آن آمده است چنان كه پرسيدندش از صفت خداوند تعالى جواب آمد
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ
و چنان كه از حديث مى پرسيدند جواب آمد كه
قُلْ فِيهِما إِثْمٌ كَبِيرٌ
و چنان كه از حديث روح پرسيدند جواب آمد
قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي
همه قرآن همه چنين است اما اينجا كه گفت
قُلْ فَلِمَ تَقْتُلُونَ أَنْبِياءَ اللَّهِ مِنْ قَبْلُ
و آن چنان بود كه جهودان دعوى كردند كه دين دين ماست و جز از دين ما هيچ دينى حق نيست . آيت آمد قل بگوى مريشان را
فَلِمَ تَقْتُلُونَ أَنْبِياءَ اللَّهِ
پس اگر شما مؤمن بوديد چرا چندين پيغامبر را بكشتيد به ناحق ؟ اى كه بى از آنكه بريشان كشتن واجب آمد
إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ
اگر چنان كه شما راست گوييد بدينچه مىگوييد كه ما مؤمنانيم و اين نبى كه حق است با توريت [ برابر « 3 » ] به
هامش
( 1 ) . حاشيه : موافق است اين كتاب ايشانرا يعنى توريت را و به بعضى شريعت ايشان و صفت تو اندر كتابها مشهورست و مذكور .
( 2 ) . حاشيه : ان كنتم صادقين .
( 3 ) . بالاى سطر با خط ديگر اضافه شده .