تو اندر دل ما مىجاى نگيرد قال اللّه تعالى
بَلْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ
عقوبة « 1 » كفرهم و مجازات كفرهم
فَقَلِيلًا ما يُؤْمِنُونَ
( 82 ) فلا يومنون الّا قليلا اى فلا يومنون الّا ايمانا قليلا و قيل لا يومنون بقليل و لا بكثير و قيل لا يومنون الّا القليل منهم خداوند تعالى گفت
بَلْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ
نه چنانست كه ايشان مىگويند جز آنكه دلهاى ايشان را و ايشان را خداى عز و جل بنفرين كرده است ، وز خود دور كرده است ، و از دريافتن سخونهاى خويش دور كرده است ، تا مىنگروند به سخونهاى تو مگر گرويدنى اندك . و نيز گويند نگروند مگر اندكى ازيشان ، چون عبد اللّه سلام و بحيراى راهب و مانند ايشان و گويند لا يومنون بالقليل منه و لا بالكثير نه به اندك مىگروند و نه به بسيار و اين قول كلبى است
وَ لَمَّا جاءَهُمْ كِتابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ
يعنى القرآن
مُصَدِّقٌ لِما مَعَهُمْ
موافق لما معهم من التّورية بتوحيد اللّه و نعتك و صفتك و ببعض الشّرايع گفت چون به نزد ايشان آمد نامهاى از خداى عز و جل ، و آن قرآنست و قرآن را به پارسى نبى گويند برابر آمد با آن نامه كه ايشان دارند و آن توريت است به يگانگى خداى عز و جل و به نشانيهاى تو كه محمدى صلّى اللّه عليه و سلّم و به بعضى از شريعتها نيز برابر آمد با نامهى ايشان اين نامهى تو
وَ كانُوا مِنْ قَبْلُ
و كانت اليهود من قبل مجيئك و قيل مجىء القرآن
يَسْتَفْتِحُونَ
يستنصرون بك يا محمّد
عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا
اذا حاربوا مع بعض الكفرة مثل اسد و غطفان گفت اين جهودان چنان [ 24 ] بودند آن وقت كه ترا هنوز تديده بودند هربارى كه با مشركانشان كارزار بودى به بركت تو از خداى عز و جل نصرت خواستندى و گفتندى يا رب به حرمت و حق آن پيغامبر
هامش
( 1 ) . اصل : عقوبت .