بسلامت ( - سالم ، تندرست ) 8
بسملكردن 4 ، 5 ، 12 ، 84
بشريت 115
بمشافهه 45
بند ( - مفصل ) 26
بندآب 1
بنفرينكردن 31
بنيادكردن 90
به ( - در ) 2
به ( - نزد ، پيش ) 11
به دل انديشيدن 52
بهانه ( - حجت ) 16
بهانه گرفتن 16
بهر 43 ، 48
* بهم جاى 4 ، 120 ، 121
به هيچ روى 47
بى از آنكه 34
بى از ديگر مردمان 36
بىاصل 69
بىآگاهى 112
بىخستونان 33
بىراه شدن 66
بيرون افتادن ( . . . خبر ) 45
بىستون شدن 24
* بىستون گشتن 19 ، 32 ، 133 ، 134
بىستونان 32
بيم و اميد 14
بىمرايى - مرايى 68
پادشاه ( پادشاه عز و جل ) 88
پادشايى 63
پارى ( - پارهاى ) 13
پاشنا 94 ، 108
پاشناى در گردانيدن 86
* پاياب 48 ، 140
پايان 8
پاىگاهدار ( مرد . . . ) 45
* پاىواه - پاىوه 25 ، 74 ، 136
پاىوه 25 ، 38 ، 136
پاييدن 98
* پرده شدن - برده گرداندن - پرده گرداندن 16 ، 116 ، 131
پرده گرداندن 116
پرگست 6
پرواز دادن ( - پروازكردن ) 9
پس پشت 41
پستر 12 ، 60
پسروان 15
پسودن 19
پشتگان 81
پشتواره 10 ، 125
پنداشت 32
پوئيدن 93
پوزنه 15
پوشش 17 ، 33
پى 87
پىبردن به كسى ( - پس روىكردن كسى را ) 84
* پى افتادن 142 ، 59
پيداكردن 6
پيسان 26
پيشآمدن ( متن : گفت هربارى كه بينند و پيش آيند مر مؤمنان گرويدگان . . . ) 15
تفسير قرآن پاك ( فارسى ) — صفحة 154
مساهمون: مؤلف مجهول
ص١٥٤