انباز گفتن 59
اندازه گرفتن از كسى ( متن : بى از آنكه از كسى آموخته باشد يا از كسى اندازهاى گرفته باشد ) 78
اندر ( - از ) 43
اندر ايستادن به ( - آغازيدن ) 90
اندر وقت ( - در وقت ) 48
اندودن 72
انگشترى 48
انگشتيره 42 ، 43 ، 44 ، 49
او ( - آيا ) 30 ، 40
اوميد 14 ، 15
ايستانيدن 56
اين جهانى 116
اين چه 69 ، 114
اينك ( - پس ، آنگاه ) 56
با ( - به ) 48
باز بودن از 55
باز داشتن 60
* باز زدكردن 24 ، 60 ، 136
باز شدن به ( - برگشتن به ) 27
باز گرفتن از 55
باژبان ( دختر . . . ) 27
باژوان ( دختر . . . ) 27
* بايست 40 ، 150
به اين 56
بتمامتر 86
بجا 8 ، 10
بجاى آوردن 6 ، 46 ، 82 ، 83
بجاى ماندن 43
به چيزى شمردن 71
بحاصل آمدن 6
بخاصه 40
بخش 57
بدخترى داشتن 75
بر ( - به ) 9
بر آنچه ( - از بهر آنكه ) 4
بر آنكه ( - از بهر آنكه ، بدان قصد كه ) 88
برابر ( روباروى ) 78
براستا 20
بر پاشنا بازگشتن ، بر پاشنه باز گشتن 108
بر پاشنا رفتن 108
برپاكردن 85
بر چيزى بودن ( متن : اين جهودان كس نيند و بر هيچ نيند ) 70 ، 71
برخوردارى دادن 90
برده گرداندن ، پرده گرداندن ، پرده شدن 16 ، 131
بر ساختن ( - آراستن ، درستكردن ) 9
برسون 111
* به رسيدن ( - تمام شدن ) 93 ، 149
بر كسى خريد و فروختكردن - خريد و فروخت 85
بر كسى غزوكردن 44
بر كسى كارزاركردن 23
بر وعده ( - بنا به وعده ، به وعده ) 52
برنا 26 ، 27
برنسدار ( مردمانى . . . ) 44
* بزرگ منشىكردن 30 ، 138
بزنى خواستن 86 ، 87
بزنىكردن 44
بزهمندى 22 ، 119 ، 130
تفسير قرآن پاك ( فارسى ) — صفحة 153
مساهمون: مؤلف مجهول
ص١٥٣