خونآب 26
خونبها 4
خويشتندار 51
خياره 107
داشت ( - داشتن : نگاه داشتن ، تيمار و پرستارىكردن ) 118
داشتن ( - ادارهكردن ) 49
داشتن ( - نگاه داشتن )
داشتن ( متن : عمار جواب داد كه عهد و پيمان شكستن را چگونه داريد ) 66
دانستن ( - توانستن ) 55
دانشمندان 18
* دانشومندان 15 ، 16 ، 129
* داورىكردن 103 ، 152
در ساعت 48
در وقت 57
دراز زبانىكردن 51
* دربايست 95 ، 150
دردمندتر 25
درست ( - سالم ، تندرست ) 26
درودن 111
دروغزن 30 ، 107
دروغزنكردن 30
دريافت ( - درك ، دريافتن ) 78
دريافتن 46
دست بازداشتن 56
دست به چيزى بردن 12
دستگير 81
* دستمايه 8 ، 122
دستورى 11
دستورى دادن 45
دشخوار 6 ، 25 ، 109
دشخوار آمدن 109
دشخوار گرفتن بر 6
دشمن دار 40
دشوار گرفتن بر - دشخوار گرفتن بر 6
دلگرمى نمودن 47
دليرىكردن با 4
دنب 13
* دهش 21 ، 135
دهن مبارك - روغن مبارك 103
دو جهانى 51
دوژخ 19 ، 25 ، 33 ، 80
دوستدار 30
دوست گرفتن 56
دوكان 149
* دوكانى 91 ، 92 ، 149
ديت 5
ديدار 86
ديداركردن با 29
ديدن ( - صلاح ديدن ) 9
ديو مردمان 15
ديوال 2 ، 90 ، 92
راست آوردن ( - راستكردن ) 64
راست خيز ( روز . . . ) 13 ، 25
راستر ( - راستتر ) 76
راستگوى داشتن 18 ، 40
راعنا 58 ، 59
راهبردن به ( - رهبرى شدن به ) 7
راه گرفتن ( - راه يافتن ) 117
رخشيدن 10
* رسيدگى 21 ، 135
تفسير قرآن پاك ( فارسى ) — صفحة 156
مساهمون: مؤلف مجهول
ص١٥٦