كرد رسول ايشان را برين حجت كه گفت » ( ورق 133 ) . شاهدى كه از تفسير كمبريج آورده شد ، نشاندهنده معنى دقيق و روشنى است كه در متن تفسير پاك براى برده گرداندن و پرده گرداندن آمده است .
( 20 ) ص 17 ، س 7 سرياكان جمع سرياك : حاكم ضابط با سياست ( مجمع الفرس ) . در فرهنگها سرباك ضبط شده است و اين معنى هم ، كه براى آن آوردهاند با وجود شواهد ، زياد دقيق نمىنمايد . ظاهرا به معنى « مهتر و بزرگتر قوم » است .
بههرحال دربارهء اين واژه و ضبط صحيح آن مدركى در دست نيست ولى سرياك - ضبط تفسير قرآن پاك - ترجيح داده آمد ( براى دقتى كه كاتب اين تفسير در نوشتن آن كرده است ) . ابو الفرج گفته است :
دين حق را نه چون تو يك سرور * ملك شه را نه چون تو يك سرباك « 1 »
( ديوان ابو الفرج ، ص 65 )
سنايى چنين گفته :
در بند تو سرزنان گردون * با طوق تو گردنان سرناك « 2 »
( ديوان سنايى ، ص 917 )
با همهء جستوجوئى كه براى شاهد بيشتر درمورد اين واژه كرده آمد مثال ديگرى ديده نشد .
( 21 ) ص 17 ، س 7 ترفند : بيهوده ، محال ( فرهنگ معين ) و به معنى دروغ هم آمده است . ناصر خسرو گفته است :
مكر و ترفندت كنون از حد گذشت * شرم دار اكنون ، ازين ترفند چند
( ديوان ناصر خسرو ، ص 122 )
و در اين متون هم آمده است :
گرشاسبنامه ، ص 211 ؛ ديوان انورى ، ص 614 ؛ ديوان سوزنى ، ص 273 ؛ ديوان سنايى ، ص 152 ؛ حديقة الحقيقهء سنايى ، ص 641 - 715 - 747 ؛ ديوان معزى ، ص 179 ؛ سندبادنامه ، ص 238 .
هامش
( 1 ) . اين بيت در چاپى كه آقاى دكتر مهدوى از ديوان ابو الفرج كردهاند آمده است و در آنجا هم « سرباك » ضبط شده است . در يكى از دو نسخه عكسى متعلق به استاد مينوى - كه آقاى دكتر مهدوى از آن استفاده كردهاند - سرياك آمده كه در چاپ اخير يادى از آن نشده است .
( 2 ) . استاد مدرس رضوى در واژهنامهء ديوان سنايى اين واژه را آوردهاند ولى توضيحى دربارهء آن ندادهاند .
ضبط اين بيت در ديوان سنايى - نسخهء خطى كتابخانهء ملى - نيز به همين صورت - سرناك - مىباشد .