و نيم لعل بدخشى زمرد اعلى از هريك يك مثقال صندل سفيد كل كاوزبان غنچهء كل سرخ شقاقل مصرى بهمن سرخ بهمن سفيد طباشير سفيد كشنيز خشك مقشر از هريك دو مثقال و نيم ابريشم مقرض پنج مثقال عنبر اشهب ورق طلا محلول از هريك يك مثقال زعفران يك مثقال و يك دانك و نيم تخم خرفه پنج مثقال مشك تبتى چهار دانك ورق نقره محلول دو مثقال بدستور مقرر مرتب نمايند
[ خميرهء ابريشم تاليف حكيم عماد الدين محمود ]
خميرهء ابريشم تاليف حكيم عماد الدين محمود منقول از خط ولد ارشد مغزى اليه حكيم محمد باقر معروف بميرزا بزرك و قلمى نموده كه اين نسخه معمول من است
صنعت آن
ابريشم خام رفيع اعلى يكمن عرق گاو زبان عرق بيدمشك عرق شاهتره كلاب از هريك يكمن آب سيب شيرين آب انار شيرين آب امرود چينى آب به شيرين از هريك دو صد مثقال ابريشم را در عرقها بخيسانند سه شبانروز پس آب ميوها را در پاتيل نقره بجوشانند تا ثلث بماند و در حين جوشانيدن ادويه كه ذكر كرده مىشود در كيسه كتانى كرده در آن اندازند و آن كيسه را به تير معجون سازى كه از چوب صندل باشد بمالند تا قوت ادويه باز داده شود و ادويه اين است مصطكى سنبل الطيب از هريك نيم مثقال دانهء هيل بواقرنفل از هريك يك مثقال دارچينى سيلانى سه مثقال عود قارى خام غرقى ساذج هندى از هريك يك مثقال جوزبوا بسباسه از هريك نيم مثقال زعفران يك دانك مجموع را نيم كوفته در كيسهء كتانى كرده در آن اندازند بعد از آنكه ثلث عرقها و ابها بماند كيسه را نيكو بمالند و بفشارند و همچنين ابريشم را پس هر دو را دود كنند پس نبات سفيد و قند مكرر از هريك دو من عسل مصفّى نيمن داخل كرده بقوام اورند و از آتش بركرفته عنبر اشهب چهار مثقال ورق طلا يك مثقال ورق نقره يك مثقال ورق طلا يك مثقال ورق نقره يك مثقال ورق نقره يك مثقال و نيم مشك خالص يك مثقال مجموع را در آن داخل كرده تير بزنند تا خمير شود و در ظرف چينى نكاه دارند و اكر خواسته باشند در اخر مصطكى رومى زعفران درونج عقربى بهن سرخ بهمن سفيد قرنفل سك المسك عود قمارى خام دانه هيل صندل سفيد سفيد سوده از هريك يك مثقال كوفته بيخته داخل نمايند كوفته بيخته داخل نمايند مناسب و اقوى است
[ خمير ابريشم ديگر از قدماى اطبا ]
خمير ابريشم ديكر از قدماى اطبا نافع است از براى تقويت قلب و جميع اعضاى رئيسه و از براى خفقان بارد و بواسير و توحّش سوداويّه و اقسام ماليخولياى و از براى تقويه باه و تسمين بدن
صنعت آن
ابريشم مقرض سه صد مثقال يك شبانروز در يك هزار و سه صد مثقال ابى كه آهن تافته چند بار در آن سرد كرده باشند بخيسانند پس بجوشانند تا به ثلث رسد ابريشم را فشرده بيرون اورند پس بكيرند كل كاوزبان بيست پنج مثقال بادرنجبويه پانزده مثقال در سه رطل آب بجوشانند تا بيك رطل رسد پس آن را بپالايند و اضافهء آب ابريشم نمايند و با سه صد مثقال قند مكرر بقوام اورند و بكيرند عنبر اشهب ورق طلاى محلول از هريك يك مثقال و نيم ورق نقره محلول مرواريد ناسفته صلابه كرده مصطكى رومى از هريك دو مثقال در آن داخل كرده به تير معجون سازى برهم زنند تا خميره شود و در ظرف چينى نكاه دارند
خميرهء ابريشم ديكر اصحاب برودت مزاج و نسيان را نافع است
صنعت آن
ابريشم خام پنجاه مثقال بكلاب و عرق بادرنجبويه از هريك يك مينا آب به قدر حاجت يك شبانروز بخيسانند پس بجوشانند و بمالند و بفشارند و بيالايند شربت فواكه شيرين نيم من تبريز نبات سفيد عسل مصفى از هريك سه چهار يك من تبريز همه را در آب ابريشم داخل كرده بجوشانند و كف آن را بكيرند و بقوام اورند پس بكيرند مرواريد ناسفته ياقوت رمانى زمرد بادزهر معدنى از هريك دو مثقال و نيم لعل بدخشى بادزهر حيوانى اصطهباناتى از هريك يك مثقال همه را بر روى سنگ سماق بكلاب صلايه نموده كهرباى شمعى سه مثقال دارچينى عود قمارى خام ساذج هندى زرنباد درونج عقربى زرنب غنچهء كل سرخ عود الصليب بسباسه جوزبوا بهن سرخ بهمن سفيد خولنجان دانه هيل اسطوخودوس وجّ تركى بادرنجبويه اسارون بزر سيساليوس از هريك چهار مثقال ورق طلا محلول پنج مثقال عنبر اشهب مشك تبتى خالص از هريك يك مثقال زعفران دو مثقال بدستور مقرر مرتب نمايند و سه حصه نموده يك حصه را نيم مثقال جندبيدستر داخل نمايند چون از براى كسى كه اين شراب را تاليف نموده معتاد به منشط بود و حصه دويم را يك مثقال جندبيدستر و پنج مثقال چرس اول داخل نمايند حصهء سوم را به غير جندبيدستر و چرس نكاه دارند شربتى از حصهء كه به غير چرس و جندبيدستر است دو درم و از آنچه با جند است يكدرهم و نيم و آنچه با چرس است نيم درم تا يك درم
خميره ابريشم ديكر
[ صنعت آن ]
ابريشم خام از پيله جدا كرده يكصد و پنجاه مثقال قند سفيد نبات سفيد از هريك يكصد پنجاه مثقال عسل مصفى بيست مثقال كلاب عرق بيدمشك از هريك دو مينا مصطكى قرنفل ساذج هندى دارچينى درونج عقربى از هريك نيم مثقال زعفران يك مثقال صندل سفيد ده مثقال عنبر اشهب پنج مثقال عنبر اشهب پنج مثقال ورق طلا دو مثقال ورق نقره پنج مثقال آب سيب شيرين آب به شيرين آب امرود آب انار شيرين از هريك پنجاه مثقال و اكر نباشد ربوب بدل آن اشربه فواكه داخل نمايند و الا به غير فواكه نيز ميتوان ساخت ابريشم را ريزهريزه نموده در كلاب و عرق بيدمشك دو شبانروز بخيسانند پس با شربتها و يا نبات و يا قند به وزن انها بقوام اورند و ادويه را بدستور مقرر بان بسرشند شربتى از يك مثقال تا دو درم
خميره ابريشم ديكر كه در تقويت قلب بى نظير است و منافع بسيار دارد
صنعت آن
ابريشم خام پنجاه مثقال كلاب چهار رطل عرق بيدمشك دو رطل ابريشم را در عرقها سه شبانروز بخيسانند و باتش ملايم بجوشانند پس خوب بمالند و بهفشارند و صاف نموده با قند عسل از هريك پنجاه مثقال بجوشانند و كف آن را بكيرند و صاف نموده بقوام اورند پس بكيرند عنبر اشهب چهار مثقال ورق طلا سه مثقال ورق نقره يك مثقال در آن حل كرده ابريشم مقرض گلگاوزبان طباشير سفيد غنچهء كل سرخ عود قمارى خام صندل سفيد سوده از هريك دو مثقال مصطكى يك مثقال مرواريد ناسفته دو مثقال كهربا مرجان قرمزى از هريك يك مثقال هر سه را بر سنك سماق صلايه كرده مشك خالص يك مثقال تتمهء ادويهء را كوفته بيخته در قند و عسل بقوام آورده مخلوط كرده برهم زنند و در ظرف چينى نكاه دارند شربتى يك مثقال
[ خميرهء ابريشم از متاخرين معده و دل و جگر را قوّت دهد ]
خميرهء ابريشم از متاخرين معده و دل و جكر را قوّت دهد و خفقان و غشى و توحش را زائل كرداند و نشاط و سرور اورد در شكم بهبندد
صنعت آن
ابريشم خام پنجاه درم در آب آهن تاب يا طلا تاب بخيسانند پس بجوشانند و بمالند و بفشارند و ابريشم را دود كرده پس بگيرند گاو زبان بادرنجبويه گلگاوزبان فرنجمشك سنبل الطيب غنچهء كل سرخ اشنه از هريك دو مثقال در كلاب بخيسانند و بجوشانند و بپالايند و اضافه آب ابريشم نمايند و در ديك كنند و نبات سفيد به قدر حاجت داخل كرده بقوام خميرهء اورند پس كهرباى شمعى داخل مرواريد ناسفته يشب سبز از هريك دو درم ياقوت رمانى يك درم همه را با كلاب صلايه نموده صندل سفيد بكلاب سوده سه درم ورق طلا ورق نقره محلولين عنبر اشهب مصطكى از هريك يك درم ابريشم مقرض