تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى ) — صفحة 792

مساهمون:

ص٧٩٢
حجر بصرى سرمهء اصفهانى مرقشيشاى ذهبى اقليمياى ذهبى اقليمياى قضى از هريك پنج درم بدستور مقرر كحل بسازند عدد ادويه بيست است

[ پاشويه ]

فصل در نسخ پاشويه‌ها بدانكه پاشويه صداع و سرسام و جميع آلام دماغى را بنا بر جذب مواد باسفل نفع تمام دارد و ايضا حميات را در اخر نوبتها بسبب انفتاح مسام و تسييل عرق بسبب جذب حرارت از باطن به ظاهر زودتر سخط ميسازد و اشغال آن در عين اشتداد حمى مفرط الحراره جائز نيست بسبب كرمى آب كرم و اكر ناچار باشند پاشويه نمايند باب معتدل مائل بسردى و در هر حال بايد كه در وقت پاشويه نمودن ردائى ما بين ظرف آن و روى بيمار حائل سازند تا بخار آب بدماغ مريض نرسد و اصل در پاشويه آب كرم است فقط و از براى اصلاح حرارت بالفعل آب كرم ادويه بارده در آن ميجوشانند مانند نخاله جو و برك بيد و خطمى و نيلوفر و امثال اينها و از براى اغانت بر ميل ماده باسافل ادويه مرخيه چون كل خطمى برك خطمى و خبازى و امثال اينها و از براى تحليل ابخره منجذبه باسافل چون اكليل الملك و بابونه و عنب الثعلب و سبوس كندم و از براى جذب مواد باسافل مثل خردل و حلبه و نمك و وسمه و امثال اينها و طريق استعمال آن آن است كه ادويه را در آب بسيار بجوشانند و در وقت طبخ سر آن را بپوشند كه بخار آن بيرون نرود پس فرود آورده بكذارند تا بخار و كرمى آن كم كردد صاف نموده در افتابه كرده پايها تا زانو برهنه كرده در لكن و يا طشت بكذارند و آب را از بالا اهسته اهسته بريزند و بكيسهء حمامى از اعلى باسفل بمالند و پرده ميان ظرف و روى مريض حائل سازند چنانچه كذشت و بايد كه آب بسيار كرم نباشد كه پا بسوزد و امراض حاده هرچند مائل بسردى و اعتدال باشد بهتر است پس پايهاى را بچادرى خشك نموده در چادر خشك ديكر زمانى پيچيده دارند پس باز نمايند و اين عمل را بحسب حاجت در شبانروزى دو سه مرتبه ميتوان نموده و بعضى كفته‌اند كه كذاشتن پاها را در پاشويه در ظرف عميقى كه عمق آن تا زانو باشد و آب خالص كرم با مطبوخ ادويه آن مقدار در آن باشد كه پاها در آن غرق شود و ماليدن ساقها از اعلى باسفل مادام كه مريض را خوش آيد طبع او برداشت كند بهتر است و در حال بايد كه هنوز در آب كرمى باقى باشد كه ريختن از اعلى باسفل از افتابه يا كذاشتن پاها در ظرف عميق را موقوف نمايند كذاشتن دستها درين آب نيز جذب بخار از دماغ و دل مىكند و هرگاه حرارت اشتداد داشته باشد جذب ابخره ضرور باشد اقتصار بر عسل اطراف بهتر است از عرق آنها در آب كرم چه كذاشتن اطراف در آب كرم نزد حدت حرارت محدث زيادتى كرمى است و بايد دانست كه هر وقت كه شدت رجلين كرده شود جهت جذب مواد باسفل بايد كه ابتدا از اعلى نموده باسفل ايند برين قسم كه پارچه كرپاس صولانى كرفته از بيخ رانها پيچيده باسفل ايند تا كعبين و در وقت باز كردن از اسفل باعلى روند و بعد از باز كردن بلافاصله پاها را با آب كرم بشويند تا ابخره منجذبه باز صعود نه‌نمايند و اين امور مذكورهء واجب الحفظ و ضرورى و مراعات آن لازم است

[ پاشويه نافع جهت امراض حادهء حاره ]

پاشويه نافع جهت امراض حادهء حاره مانند صداع حار و حميات حاره حاده و امراض قلب و كبد حارين و سآئر امراض حاره

صنعت آن

كل بنفشه كل نيلوفر كل خطمى از هريك يك جزو شكوفه برك بيد برك خطمى برك خبازى از هريك يك قبضه سبوس جو دو مشت در آب بسيار جوشانيده صاف كرده در افتابه نموده بطريق مسطور پاشويه نمايند و اكر جميع ادويه بدست نيايد آنچه بدست آيد كافى است

پاشويه معتدل در امراض مركبه

صنعت آن

كل نيلوفر كل بنفشه بابونه اكليل الملك از هريك يك جزو سبوس كندم سبوس جو از هريك سه مشت برك بيد يك قبضه همه را باهم در آب بسيار بجوشانند صاف كرده در افتابه نموده بطريق مسطور پاشويه نمايند

پاشويه ديكر جهت امراض باردهء دماغيه

صنعت آن

كل نيلوفر كل بنفشه بابونه عنب الثعلب كل خطمى زوفاى خشك اكليل الملك از هريك يك جزو سبوس كندم سه مشت حلبه دو جزو وسمه يك و نيم جزو در آب جوشانيده بطريق متعارف پاشويه نمايند

پاشويه حاره جهت اماله مادهء باردهء دماغيه

صنعت آن

بابونه اكليل الملك عنب الثعلب كل خطمى زوفاى خشك خردل جاشا كمافيطوس از هريك به قدر حاجت سبوس كندم سه مشت بطريق مقرر پاشويه نمايند

باب البآء مع التاء المثناة الفوقانيه

بتيسه مضاعفه

بدانكه بتيسه لفظ هندى است و معنى آن سى و دو دواست يعنى اين نسخه سى و دو دواست و مضاعف آن شصت و چهار دوا و اكثر آن ادويه هنديه است نافع جهت امراض بارده و سرد مزاجان و پيران را موافق

صنعت آن

تخم تالمكهانا تخم اتنكن بيخ بند سروالى تخم كوانج به پهلى جوزبوا بسباسه دانه هيل قاقله سنبل الطيب اشنه ساذج زرنباد موسلى سفيد مائين كلان مائين خرد كل سپارى كل پسته كل دهاوه مندى نركندرى كل كيكر كل خر زهره پوست كيكر پوست درخت مولسرى سپارى بره صمغ سهجنه موسله سنبل قرنفل تج تيزپات سيادى چهاليه اندرجو شيرين فلفل دارفلفل دارفلفل زنجبيل دارچينى سمندر سوكهه صمغ پلاس‌مازو پهلو جوز السرو سمندر پهل سنكهاره ثعلب مصرى صمغ سينبل زعفران مغز نارجيل خرما خارك مغز كردكان بادام شيرين صمغ به بول چرونچى مغز پسته مشك خالص مغز چلغوزه كهيلا ستاور كوكهر و اسكندناكورى كوفته بيخته با سه وزن تمام ادويه شكر سفيد اعلى ممزوج كرده به قسم حلوا سوهان پخته نكاه دارند و در موسم سرما به قدر برداشت مزاج تناول نمايند

باب الباء مع الخاء المعجمة

[ پخته جوش ]

فصل در بيان پخته‌جوشات

[ پخته جوش به جهت معده و ضعف آن و برودت جگر ]

پخته جوش به جهت معده و ضعف آن و برودت جكر و وجع ظهر و مفاصل و قولنج و لقوه و نسيان و وجع كرده نافع بود و رنك را صافى كرداند و بوى دهان خوش كند و باه را قوّت دهد و حفظ را زياده كرداند و بول براند و بادها بشكند

صنعت آن

شراب انكورى يك‌صد من كوشت سرخ از كوسفند فربه بيست من عود قمارى غرقى خام ده درم جوزبوا زعفران مصطكى رومى خولنجان از هريك پنج درم سليخه سياه زنجبيل سفيد دارچينى سنبل الطيب عاقرقرحا از هريك يك درم هيل‌بوا كبابه چينى زرنباد قرنفل بسباسه سعد كوفى از هريك سه درم عسل مصفى ده رطل كوشت را در آب انكورى بجوشانند تا مهرا شود و ادويه را نيم كوفته در كيسه كرده سر كيسه را نرم بندند و در آن اندازند و هر لمحه بمالند يك رطل كلاب اضافه نموده بپالايند و در اخر مشك تبتى دو دانك و عنبر اشهب يك درم داخل نموده در خم چينى ريزند و بعد از شش ماه استعمال نمايند و اكر خواسته باشند مرغ و دراج و كبك و كبوتر بچه و سنك‌خوار و امثال اين لحوم داخل نمايند

پخته جوش بنسخهء ديكر

صنعت آن

بكيرند آب انكور مثقالى با انكور رازقى رسيده شيرين مقدار يك صد من كوشت بره فربه كوشت مرغان مثل مرغ خانكى و كبوتر و تيهوج و دراج و كبك و قمرى و فاخته و كنجشك مقدار بيست من آب سيب آب انار شيرين آب به شيرين آب امرود از هريك ده رطل و در ديك كنند و بجوشانند كف آن را بكيرند پس بكيرند عود هندى ده درم زعفران پنج درم قرنفل بسباسه خيربوا كبابه چينى زرنباد سعد كوفى
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى ) — صفحة 792 | محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى