تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى ) — صفحة 793

مساهمون:

ص٧٩٣
از هريك سه درم جوزبوا مصطكى رومى خولنجان از هريك پنج درم سليخه سياه زنجبيل دارچينى عاقرقرحا سنبل الطيب از هريك يك درم مجموع را نيم كوفته در خريطه از دوا پر نباشد و سر آن را به‌بندند و در ديك اندازند تا با آب و كوشتها بجوشند و خريطه را لحظه بلحظه بمالند و چندان بجوشانند كه كوشتها مهرا شود بعد از آن بكيرند كلاب يك رطل عسل مصفى ده رطل مشك تبتى يك دانك و نيم و در نسخه ديكر يك درم است عنبر اشهب يك مثقال در ديك بريزند و زمانى ديكر بجوشانند تا غليظ شود چنانچه انكشت پيچ شود پس از آتش فرود اورند و خريطهء ادويه را بمالند و بفشارند و بيندازند پس پارهاى كوشت كه مانده نيز بكفكير بكيرند و بفشارند و بيندازند پس پخته جوش را بپالايند و در ظرف چينى يا كاشى نكاه دارند و اكر راووقى خواهند مصطكى زعفران از هريك يك مثقال كافى است و اكر خواسته باشند كه ادويه ديكر بدستورى كه ذكر شد داخل كنند و ليكن عسل داخل ننمايند و جوش بسيار ندهند كه غليظ شود بلكه همچنان تنك از آتش بردارند و بپالايند و در شيشه كنند نكاه دارند و در وقت حاجت استعمال نمايند بايد كه بدانى راووقى شراب مسكر حرام است

[ بخورات ]

فصل در بيان بخورات

بخور مريم

از حضرت ابى جعفر محمّد بن على الباقر ع منقول است كه وصف نمودند بخور مريم ع را از براى ام‌ولدى كه آن حضرت را بود و فرمودند كه اين بخور نافع است از براى هرچه از قبل ارواح باشد از فساد تخيل و جنون و صرع و ماليخوليا و امثال آن

صنعت آن

فرمودند بكير لبان سندروس مقل ازرق پوست حنظل جزر برى كبريت سفيد مقل مكى سعد يمانى از هريك قدرى كوفته بقطران شامى به قدر سه قطره چرب كرده و همه را يك جا كرده بخور كير بان بدرستى كه نيكو و نافع است منقول از طب الائمة

[ تعريف بخور ]

و بدانكه بخور بفتح باى موحده و ضم خاى معجمه دوائى را نامند كه بر آتش نهند و دود آن را استعمال نمايند و يا در آب بپزند و بخار آن را بكيرند و فرق ميان تبخير و تدخين آن است كه در تبخير اجزاى مائى و هوائى و نارى از جسم منفصل شوند و تدخين آنكه از هم جدا و منفصل نكردند بلكه همان اجزاى نارى و هوائى جدا كردند زيرا كه اكثر استعمال آن يابس است كه زياد از هم جدا و منفصل نكردند بلكه همان اجزاى فارى و هوائى جدا كردند زيرا كه اكثر استعمال آن يابس است كه بر آتش انداخته دخان و دود آن را ميكيرند بخلاف بخار كه در آب جوش‌داده بخار آن را ميكيرند و اطبا عموما كاه بر يكديكر اطلاق مينمايند

بخور معروف بدخنة اليهود منقول از كتاب بخورات كواكب

صنعت آن

كندر سندروس ميعه سائله اظفار الطيب قصب الذريره عود قاقله مشك الطيب عود هندى مقل ازرق عنبر اشهب قسط حر اصطرك مجموع را كوفته يك جا كرده نزد حاجت بخور كنند

[ بخور ملكى ]

بخور ملكى كمان اين است كه از طمظم هندى است و بعضى كفته كه از هرمس كبير است

صنعت آن

عود قمارى خام بخور الرهبان اصطرك كوكب الأرض سرخس سك المسك كلنار فارسى بزر البنج بيخ لفاح بهرمان خصص مقل اليهود صندل سرخ سندروس ابهقان طرطير اجزا كوفته يك جا كرده بكلاب سرشته فتيله‌هاى باريك سازند و خشك نموده نكاه دارند و وقت حاجت بخور كنند بان همچنان كه فتيله است از غير كوبيدن

بخور السوسن

[ صنعت آن ]

بكيرند سوسن منزوع الاقماع يك رطل اصطرك نه اوقيه قسط قرنفل حماما مصطكى اظفار الطيب عسل از هريك يك و نيم اوقيه روغن بلسان پنج اوقيه ادويه كوفته بيخته با شراب به قدر احتياج سرشته اقراص سازند و بوقت حاجت بخور نمايند

بخور الورد

[ صنعت آن ]

بكيرند حماما مر صافى قسط سليخه از هريك يك اوقيه اصطرك مصطكى مقل اليهود اظفار الطيب اشنه لادن از هريك دو اوقيه و رد منقى از هريك دو اوقيه ورد منقى از قمع بيست و نه اوقيه ادويه كوفته بيخته اقراص سازند و عند الحاجة بخور نمايند

بخورى كه مقوى ذهن و دماغ و مزكى حواس و مزيل خفقان و غشى است

صنعت آن

عود هندى قسط شيرين صندل سفيد از هريك جزوى مشك كافور از هريك نيم جزو كوفته بيخته بكلاب سرشته حبها سازند و تبخير نمايند

بخورى كه ليثرغس را سود دهد بايد كه روز سيوم تبخير كنند

صنعت آن

حاشا فودنج هر دو برابر در سركه بيزند و نزديك بينى دارند قطع اخلاط كند و ايضا جهت اعانت بر قطع غليظه موى سر ادمى سوخته بسايند به سركه اميزند و بر جبهه طلا نمايند

بخورى كه صداع حار مع ماده را سود دهد

صنعت آن

بنفشه نيلوفر قضبان خطمى شعير مقشر مرضوض جرادة القرح رطب جمله يا هرچه ازينها بهم رسد در آب بپزند و در طشت ريزند و قدرى روغن بنفشه يا روغن كل در آن اميزند و نزد عليل كذارند و بفرمايند كه ردائى بر سر پيچيده انكباب بر آن كند و آب را حركت ميداده باشند تا بخار او بدماغ برايد و روزى دو سه بار اين عمل نمايند و اطراف را باب كرم بشويند

بخورى كه صداع بارد مع ماده را نفع ميدهد

صنعت آن

مرزنجوش فودنج بابونج اكليل الملك قيصوم شبت شيح نمام غار ادويه پخته و سر پوشيده انكباب بر آن نمايند و تنطيل اين آب بر سر نيز نافع است

بخورى كه زكام كرم را سود دهد

صنعت آن

باقلى در سركه خيسانيده و بر اخكر نهاده تبخير نمايند و تدخين به ورق آس و مورد يابس نيز زكام حار را نافع است

بخورى كه صداع ريحى را سود دارد

صنعت آن

رازيانه باب پخته تبخير نمايند بر سبيل انكباب

بخورى كه زكام و نزلهء بارد را سود دهد

صنعت آن

بابونه اكليل الملك مرزنجوش در آب بپزند و بر بخار او انكباب نمايند و اكر سنك كرم كرده را در شراب اندازند بر بخار او انكباب نمايند همين عمل كند تدخين بقسط و شونيز نافع است و همچنين تدخين بسندروس و طرفا و عود فرادى و مجموع

بخور ديكر كه زكام بارد را نافع است

صنعت آن

كندر ميعهء سائله سعد كوفى سندروس اجزا متساوى كوفته بيخته كلولها ساخته بخور نمايند

بخور ديكر زكام و نزله سرد را سود دارد

صنعت آن

كندر ميعهء يابسه مرقسط سندروس مساوى كوفته بيخته حبها ساخته تبخير كنند در يك ساعت قطع سيلان كند

بخور ديكر كه سده دماغ بكشايد و زكام كرفته را سود دهد

صنعت آن

باقلا و سبوس كندم از هريك قدرى در سركه تر كنند و خشك نموده بخور نمايند و دماغ را به بخور آن بدارند

بخور به جهت زكام

صنعت آن

سياهدانه را بر روى آهن تفته ريخته دود آن را استنشاق نمايند جهت حبس كردن ماده زكام و قطع سيلان رطوبات بخور سندروس مجرب است و بخور نبات جهت سيلان زياد رطوبات بخور سندروس مجرب است و بخور نبات جهت سيلان ماده زكام مفيد و اجر تفته را در شراب انداخته سر را به بخار آن داشتن جهت درد سر مزمن و شقيقه و مواد باردهء دماغيه از مجربات است و اكر ماده بسيار غليظ نباشد بجاى شراب آب با سركه ممزوج بخور است

بخورى كه زكام و نزله حار را نافع باشد

صنعت آن

سبوس كندم آرد جو باقلا صندل سفيد كل سرخ بنفشه كل كزاز هريك نيم درم كافور دانكى كوفته بيخته در سركه خيسانيده خشك نموده ديكرباره بكلاب سرشته حبها سازند و در وقت حاجت بر آتش نهند و سر به بخار آن بدارند و بخور كشنيز خشك پوست خشخاش نيز مفيد است يعنى دخنهء آن
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى ) — صفحة 793 | محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى