تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى ) — صفحة 752

مساهمون:

ص٧٥٢
بدهند

قرص انيسون نافع از براى يرقان سدى

صنعت آن

انيسون غافث از هريك سه درم صبر سقوطرى زرد پنج درم غاريقون سفيد دو درم افسنتين رومى اسارون تخم كرفس تخم شبت مصطكى رومى سنبل هندى مغز بادام تلخ مقشر از هريك يك درم كوفته بيخته بطبيخ افسنتين سرشته اقراص سازند شربتى از يك درم تا دو درم

قرص انيسون به نسخهء سيّد اسمعيل در ذخيره

صنعت آن

انيسون چهار درم اسارون شامى ساذج هندى عصاره غافث از هريك سه درم افسنتين رومى مغز بادام تلخ مقشر صبر سقوطرى سنبل الطيب از هريك چهار درم مصطكى تخم كرفس از هريك يك درم كوفته بيخته اقراص سازند هر قرصى يك مثقال شربتى يك قرص با طبيخ افسنتين و ديكرى درين قرص يك درم شب يمانى افزوده و در نسخهء ديكر دو درم غاريقون هش سفيد بر اجزاى نسخهء اصل اضافه شده و بعضى كفته‌اند كه اين قرص را با سكنجبين بدهند و ديكرى كفته كه اجزاى اين قرص را با كلاب سرشته اقراص سازند شربتى از آن يك درم با طبيخ افسنتين و ببايد دانست كه شيخ رئيس اين قرص را در قرابادين قانون باسم قرص عشر ذكر كرده ادويه نسخه شيخ رئيس با ادويه ذخيره مساوى است و اختلاف در اين دو نسخه در اوزان ادويه است و در نسخه شيخ رئيس كه باسم قرص عشره آورده به اين اوزان است انيسون چهار درم مصطكى اسارون ساذج هندى افسنتين رومى تخم كرفس مغز بادام تلخ مقشر سنبل الطيب از هريك يك درم صبر سقوطرى دو درم عصاره غافث چهار درم كوفته بيخته بطبيخ افسنتين سرشته اقراص سازند و به آب كرم بنوشند و كفته كه اين قرص نافع است از براى تب ربع كهنه و دفع وجع كبد و ترهل و استسقا و تهبج و بيش از قرص عشره شيخ قرص ديكر را وصف كرده كه بعينه همين قرص است الا آنكه افسنتين داخل ندارد و در اوزان ادويه اختلافى دارد و آن قرص به اين اوزان است انيسون تخم كرفس از هريك چهار درم اسارون مغز بادام تلخ مقشر مصطكى سنبل الطيب ساذج هندى از هريك چهار درم عصاره غافث صبر سقوطرى از هريك يك درم كوفته بيخته اقراص سازند

[ قرص انيسون ديكر نافع از براى تبهاى بلغمى ]

قرص انيسون ديكر خداوند تبهاى بلغمى را سود دارد و معده را قوت دهد و طعام بكوارد و رياح غليظه را لطيف كرداند و سدها بكشايد و ترهل و تهبج حادث بعد از تبهاى باردهء را زائل كرداند

صنعت آن

انيسون تخم كرفس رازيانه از هريك سه درم نعناع خشك قاقله كبار خيربوا از هريك دو درم عصاره غافث عصاره افسنتين فقاح اذخر زعفران ريوند چينى فطراساليون مصطكى سنبل الطيب ورق كل سرخ از هريك يك درم كوفته بيخته اقراص سازند هر قرصى چهار دانك شربتى يك قرص با ماء الاصول

قرص انيسون به نسخهء شفائى تب بلغمى و جكر ضعيف را نافع بود

صنعت آن

انيسون افسنتين مغز بادام تلخ سنبل الطيب صبر از هريك چهار درم عصارهء غافث ساذج هندى اسارون از هريك سه درم مصطكى تخم كرفس رازيانه از هريك يك درم كوفته بيخته بكلاب قرص سازند شربتى يك درم با طبيخ افسنتين

معجون انيسون استسقاى طبلى را كه با او حرارت نباشد نفع دارد

صنعت آن

انيسون فطراساليون حب الغار شونيز سعد كاشم جندبيدستر قردمانا سنبل الطيب حب بلسان جاوشير حلتيت انجدان اسارون زعفران از هريك يك درم سكبينج وجّ مغز بادام تلخ سداب خشك زيرهء كرمانى كرويا نانخواه صعتر دوقو خولنجان ورق الغار جعده زنجبيل غاريقون حماما كعب كوساله يا كاو سوخته از هريك دو درم كوفته بيخته بعسل بسرشند

باب الألف مع الواو

اوز

بكسر همزه و فتح واو مشددة و زاى معجمه عربى است اووز نيز كويند و به فارسى قاز نامند و مرغابى نيز كويند و بهندى هانس نامند و بسريانى اذوزود نامند و كويند اسم جنس مرغابى است و ليكن نزد اطباى مراد نوع كبير آن است كه قاز نامند و كفته‌اند كه جميع اصناف آن تا دويم كرم و تا آخر دويم تر غليظ الغذا و دير هضم است و كويند كه چون هضم شود مسمن بدن و محرك باه است چون با مصالح حاره به‌پزند بهتر است و مصلح آن آبكامه و آب انار است و كفته‌اند كه از اغذيه نافعه است از براى برودت كبد و اوجاع حادثه مران را كه از برودت باشد و مشوى بطون آن با ابازير حاره چون فلفل و دارچينى و زيرهء و امثال اينها و قانصهء آن لذيذ است و غليظ و بطى الأنهضام و ليكن چون هضم شود متولد ميكردد از آن غذاى بسيار و كبد آن الذ كبدها است و غذائيت آن از جميع كبدها بيشتر است و نيست كذشتن آن از بطن دشوار و جناح آن صالح است در هضم و غذا و كوشت آن شديد الحرارت و الرطوبت و كثير الفضول و بطى الهضم و زهمر است و به زودى از خوردن كوشت آن حادث ميكردد تبها و نيست كوشت آن را غذائيت بيشتر از كوشت ماكيان او زبرى بهتر از او زاهلى و كوشتش ملايم‌تر است و پيه آن مخلل اورام بارده است و طلاى مغز سر آن جهت ورم مقعده ازموده است و پيه آن جهت صلابت مقعده و شقاق آن و شقاق جلد و تقشر آن و داء الثعلب و دآء الحيه و جهت رفع اذيت آبى كه در كوش رفته باشد با آرد باقلا جهت ورم پستان بالخاصية نافع است و زرده تخم نيمبرشت آن مقوى باه و منعظ و جهت افزونى عقل نافع و قطور آن با زيت نيم كرم در رحم جهت احتباس حيض نافع است و كوشت آن كه مهرا پخته باشند جهت التيام فتوق و زياده كردن پيه كرده درد هم جهت احتباس حيض نافع است و كوشت آن كه مهرا پخته باشند و ريزانيدن سنك كرده و مثانه اكلا و ضمادا موثر است صاحب جامع الادويه كفته كه خون آن را چون آن را با آب نمك بنوشند جهت درد مثانه و حصاة بسيار نافع و بيضه و ذبل آن جهت سرفه خشك مفيد است و پوست تخم آن جهت اسهال دموى بهترين ادويه است

[ امراضى كه اوز در درمان آنها مفيد است ]

نسيان و تمدد و كزاز و تشنج

مهريارس كفته خوردن بيض اوز موجب ذكاى ذهن و حفظ قوت حافظه و مزيل نسيان است و كفته كه خوردن اوز نافع است از براى نسيان و ذكى ميكرداند حفظ را و تمريخ به پيه اوز كداخته نافع است از براى تمدد و كزاز و تشنج امتلائى و همچنين آشاميدن آن براى تشنج

[ دهن اوز ]

دهن اوز يعنى روغن قاز منقول از طب فرنكى از براى وجع مفاصل مزمن كفته كه مجرب است

صنعت آن

بكيرند آن را و ذبح كرده پاك نمايند از پر و احشا و امعا پس اليفاقوس مرزنجوش اسطوخودوس از هريك كفى اشق مقل ازرق از هريك شش مثقال اذخر مكى جوزبوا بسباسه قرنفل سورنجان از هريك كفى اشق مقل ازرق از هريك شش مثقال اذخر مكى جوزبوا بسباسه قرنفل از هريك سه مثقال روغن خراطين كه نوشته مىشود در حرف الدال مع الها در ادهان ان شاء اللّه تعالى سى و شش مثقال ادويه را كوبيده بروغن خراطين سرشته در شكم آن كنند و و بدوزند و بعد از آن بسيخ كشند و به آتش انكشت كباب نمايند در تنور و ظرفى را پر از سركه انكورى كرده در زير آن بكذارند تا روغن از آن در سركه بچكد و روغن را چندان بجوشانند كه سركه به تحليل رود و روغن بماند در شيشه كرده نكاه دارند و اكر قاز نباشد از اردك و حواصل نيز مىتوان ساخت و همان خواص دارد بلكه مصنوع از حواصل اقوى است

باب الألف مع الهاء

اهال

از جمله اغذيه است و آن مرق كوشت و بقول مطبوخه است كه صافى انموده مىآشامند و بعضى در حين طبخ ترشى داخل مىنمايند و خواص آن تابع بقول و امثال آن است

اهليلج

بدانكه اهليلج را به فارسى هليله و بهندى هر نامند ثمريست هندى خوشه‌دار و انواع است و آنچه تحقيق شده همه ثمر يك درخت است كه از ابتداى ظهور و شكوفه تا انتهاى پختكى و كمال نضج هر مرتبه را نامى كذاشته‌اند و شكوفه خشك آن را كه