ادويه كوبيده را بر آن بپاشند و به تير حلوائى برهم زنند تا مستوى كردد پس در سبوچه سبز لعابدار كه مدتى در آن عسل باشد از عسل خالى كرده آن معجون را در آن كرده شش ماه كذارند پس استعمال نمايند شربتى مانند مازوى در اول ماه و وسط و آخر آن سه روز باب كرم يا با بعض نبيذها و افضل ابنده از براى اين امر فانيذ زبيب عسل است و اين نسخه شصت و چهار جزو است وزن آن هشت صد و ده درم و چهار دانك است و مزاجش كرم در يك درجه و نيم و خشك است در يك درجه و ربع درجه
رامهران به نسخه دويم شيخ رئيس كه در قرابادين آورده
صنعت آن
وجّ تركى قسط تلخ زراوند مدحرج زراوند طويل از هريك سه استار دارفلفل زنجبيل از هريك پنج استار و در نسخه ديكر از هريك دو استار است تخم كرفس نانخواه كروبا رازيانه تخم اسپست تخم خرفه مقشر تخم جرجير تخم مرزنجوش تودرى سفيد تودرى سرخ از آن الفار زيرهء كرمانى تخم شبت از هريك شش استار قرنفل اشنه قصب الذريره عود بلسان از هريك سه استار سليخه سياه قاقله اكليل الملك شيح زرنب حب بلسان بسباسه قرفة الطيب از هريك چهار استار پوست هليله زرد پوست بليله امله منقى از هريك هشت استار لفاح خشك مورد خشك خربق سفيد مرّماحوز بزر البنج بستانى حسك شيطرج هندى منقى حب اترج مقشر زعرور سبزاس هندى بهمن سرخ بهمن سفيد لسان العصافير شيرين از هريك بيست و چهار مثقال جوزبوا سى عدد بيخ نى برى تخم فنجنكشت از هريك سه استار تخم جزر حماما از هريك شش درم افيون فرفيون جندبيدستر از هريك سه درم هليله سياه چهار درم ساذج هندى حلبه فطراساليون دوقو ريوند چينى از هريك شش درم ادويه را بعد از آنكه كوبيده و بيخته باشند هريك را علىحده وزن نموده فاينذ سفيد به وزن مجموع ادويه در روغن كاو تازه به قدر حاجت روغن را كرم كرده ادويهء را بان سرشته فانيذ را حل كرده بقوام اورند و عسل مصفى داخل كرده دو جوش ديكر بدهند پس ادويهء چرب نموده را بان بسرشند و در ظرف چينى نكاه دارند شربتى دو درم به جهت اقويا و از براى ضعيفمزاجان كمتر ازين و در نسخه ديكر بجاى زعرور زعفران و بجاى بيخ نى برى بيخ قنابرى است و اين نسخه صحيح است و در بعضى بجاى تخم فنجنكشت فرنجمشك است
رامهران صغير قريب است در منافع برامهران كبير
صنعت آن
نيز به نسخهء شيخ الرئيس وج تركى زراوند مدحرج قسط تلخ زراوند طويل از هريك سه استار حب الرشاد تخم حرمل از هريك دو استار فلفل دارفلفل زنجبيل از هريك پنج استار تخم كرفس كرويا سعد كوفى تخم شلغم تخم اسپست تخم پياز تخم جرجير تودرى سفيد تودرى سرخ كندنا بزر كتان بزر حندقوقا رازيانه نانخواه حب اترج مقشر تخم خرفه مقشر پودنه ناركيوا حلبه تخم مرزنجوش زيرهء كرمانى تخم شبت تخم جزر از هريك ده درم قرنفل خيربوا اشنه ساذج هندى قاقلهء كبار قرفة الطيب راسن جوزبوا قصب الذريره زرنب اكليل الملك مرماحوز حب بلسان از هريك بيست و چهار درم غنچه كل سرخ منزوع الاقماع خشك كرده پنج درم هليله سياه پوست هليله كابلى پوست بليله آمله منقى از هريك سه استار بزر البنج سفيد افيون فرفيون از هريك سه درم جندبيدستر يك استار شيطرج هندى حسك زرنباد بهمن سرخ بهمن سفيد ريوند چينى درونج عقربى خولنجان ميعه سائله از هريك سه استار فايند سفيد به وزن مجموع ادويه را علىحده علىحده كوفته و بيخته وزن نموده مخلوط كرده بروغن كاو تازه چرب نموده بعسل مصفى دو وزن ادويه بسرشند شربتى يك مثقال باب كرم و اين نسخه شصت و نه جزو است سواى فانيذ و روغن كاو و عسل و مزاجش كرم است در اخر درجه دويم و خشك است در اول سيوم
[ رامهران به نسخه سيّد اسمعيل ]
رامهران به نسخه سيّد اسمعيل كه در ذخيره در مرض نقرس ذكر كرده نافع است از براى استرخاى اعصاب و اوجاع مفاصل و نقرس
صنعت آن
هليله كابلى پوست بليله امله منقى تودرى سرخ تودرى زرد بهمن سرخ بهمن سفيد تخم كرفس رازيانه افسنتين رومى يا عصاره آن وج تركى قسط تلخ مرزنجوش زراوند مدحرج تخم خشخاش تخم شبت قاقله صغار اكليل الملك كل سرخ بزر البنج سفيد خولنجان اجزا متساوى كوبيده و بيخته بعسل مصفى بسرشند شربتى دو درم
[ سفوف مسكن وجع ]
از آن جمله نيز سفوف مسكن وجع است مستعمل در قروح كليه
صنعت آن
افيون كازرونى نيم دانك بزر البنج سفيد يك دانك مغز تخم خيارين دو درم تخم كاهو مقشر يك درم تخم خرفه مقشر دو درم جمله در بعضى امزجه يك شربت است و در بعضى دو شربت تا چهار شربت است
سفوفى كه خون را از كليه و مثانه و مقعده و هرجا كه باشد باز دارد
صنعت آن
كهربا شمعى كل ارمنى اقاقيا كلنار فارسى كندر اجزا متساوى افيون ربع جزوى كوفته بيخته شربتى يك درم باب سماق
[ شموم ]
ايضا از آن جمله شموم است
شموم مفيد از براى صداع احتراقى وقتى كه با سهر مفرط باشد
صنعت آن
افيون زعفران از هريك يك دانك در روغن تخم كاهو و عرق بيدمشك و عرق نيلوفر از هريك يك اوقيه حل كرده در شيشه سوء كشادى كرده دايم ببويند
شموم ديكر تفتيح سدهء خياشيم نمايد و صداع را نافع است
صنعت آن
افيون زعفران حجر المقناطيس هر سه مساوى بر سنك سماق با آب سوده بپارچه الوده بريافوخ كذارند و اكر بپارچه كاغذى مدور چيده بسوزن سوراخها نموده بر يك روى آن بپالايند و بر صدغين بچسبانند نيز سودمند است
فصل در بيان شيافاتى كه اصل و عمود در انها افيون است
و نيز از آن جمله شيافاتى كه اصل و عمود در انها افيون است
شياف افيونى
چون بر پلكهاى چشم طلا نمايند درد را ساكن سازد و مريض را خواب بهبرد و در اين عمل عجيب الفعل است
صنعت آن
افيون خالص شادنج عدسى مغسول از هريك يك مثقال صمغ عربى كثيرا از هريك ثلث مثقال كوفته بيخته باب باران سرشته شيافهاى اندك طولانى بزرك سازند و در سايه خشك نمايند عند الحاجت باب كشنيز تازه با سفيده تخم مرغ سائيده بر پلكهاى چشم طلا نمايند
شياف افيون ديكر نافع از براى ذحير دردناك
صنعت آن
كندر ذكر زعفران حضض مكى صمغ عربى از هريك جزوى افيون ربع جزوى شياف ساخته استعمال نمايند
شياف ديكر اقوى از آن
صنعت آن
زعفران جندبيدستر سكبينج افيون اجزا متساوى بدستور شياف سازند
[ شياف ديكر منقول از مجربات حكيم عماد الدين محمود ]
شياف ديكر منقول از مجربات حكيم عماد الدين محمود به خط معزى اليه نافع از براى زحير و امدن خون بسيار كه سببش برودت امعا باشد و نافع است از براى مده و صديد
صنعت آن
كندر ذكر مرمكى صافى از هريك جزوى افيون زعفران از هريك نيم جزو همه را نرم كوبيده شياف سازند كه در ظرف آن خيط ابريشمى باشد پس بردارد اين شياف را صاحب زحير كه حاضر النفع است و چون درد ساكن شود زود براورد و الا ضرر ديكر خواهد رسانيد
شياف ديكر نافع از براى قولنج ريحى
صنعت آن
جندبيدستر زعفران مرمكى صافى از هريك دو جزو افيون يك جزو بدستور مقرر شياف ساخته استعمال نمايند
[ شيافى كه نافع است از براى جراحت مجراى بول ]
شيافى كه جراحتى كه از كذشتن سنك بر مجراى بول بهم رسيده باشد چون بچكانند در مجراى بول بعد از فصد جراحت را بروياند و ملتحم سازد
صنعت آن
سفيداب قلعى شسته كل مختوم كندر دمالاخوين مساوى افيون عشر جزوى شياف سازند و در وقت حاجت باب لسان الحمل يا كلاب سائيده بمجراى قضيب بچكانند انواع شياف ابيض افيونى كافورى و غير آن نافع از براى امراض عين در اسفيداج مذكور شد
[ فصل در بيان ضماداتيكه اصل و عمود در انها افيون است ]
و ايضا از آن قبيل است ضماداتيكه اصل و عمود در انها افيون است
ضماد نافع از براى شقيقه
صنعت آن
دمالاخوين صمغ عربى زعفران افيون كوفته به سفيدهء تخم مرغ سرشته بر پاره كاغذى ماليده بر شقيقه بچسبانند بدانكه كاه استعمال كرده مىشود در اضمده و اطليه اقسام صداع بسبب شدت وجع افيون را از براى تسكين وجع بتخدير آن و ليكن بسبب شدت تبريد و تخدير افيون بايد كه استعمال كرده شود با مصلح آن مثل جندبيدستر و زعفران و جدوار و مشك و امثال اينها از مصلحات افيون كه ذكر كرده شده بجهة آنكه اكر بدون مصلح استعمال كرده