ادويه را نيم كوفته در سركهء انكورى يك چهار يك من و آب به قدر حاجت يك شبان روز بخيسانند پس بجوشانند و بدست بمالند و در اخر افتيمون در كتان بسته را در آن اندازند و يك دو جوش داده فرود آورده دائم بمالند تا تمام قوّت افتيمون باز داده شود پس كيسه را بفشارند و دور كرده مطبوخ را صافى نموده قند سفيد يك من داخل كرده بقوام آورده فرود اورند و سرد كرده در شيشه نكاه دارند شربتى تا دو اوقيه
نسخهء ديكر اين سكنجبين اقوى از نسخهء قبل است
صنعت آن
تخم كاسنى رازيانه تخم كرفس افسنتين رومى از هر يك سه درم تخم خيارين نيم كوفته تخم خربزه نيم كوفته از هريك پنج مثقال پوست بيخ كرفس پوست بيخ رازيانه افتيمون از هريك هفت درم اجزا را سواى افتيمون در سركه و آب يك شب بخيسانند و افتيمون را در كتان بسته اوّل جزا را بجوشانند و در اخر افتيمون را در آن اندازند و فرود آورده دايم كيسهء افتيمون را بمالند ماليدنى قوى و بفشارند و دور كنند و مطبوخ را صافى نموده يك من شكر سفيد داخل كرده بقوام اورند شربتى پانزده درم
[ سكنجبين افتيمونى ديگر بنسخهء مير محمد مؤمن حكيم ]
سكنجبين افتيمونى ديكر بنسخهء مير محمد مؤمن حكيم نافع از براى جميع امراض سوداوى وقتى كه در مزاج حرارت باشد مستعمل با ماء الجبّن
صنعت آن
افتيمون اقريطى بسفايج فستقى تخم كاسنى از هريك هفت مثقال تخم كرفس بيخ باديان بيخ كاسنى از هريك دو مثقال تخم خيارين نيم كوفته بيخ مثقال ادويه را سواى افتيمون در نود مثقال سركهء انكورى و نود مثقال آب بخيسانند پس بجوشانند تا به نصف رسد افتيمون را در كيسهء كتانى بسته در آن اندازند و دو جوش ديكر داده فرود اورند و كيسهء افتيمون را بدست بمالند تا تمام قوّت افتيمون بيرون آيد پس كيسه را فشرده دور كنند و مطبوخ را صافى نموده و صد و پنجاه مثقال قند سفيد داخل كرده بقوام اورند و فرود آورده سرد كرده در شيشهء نكاه دارند شربتى از چهار مثقال تا شش مثقال
[ سكنجبين افتيمونى بنسخهء سيّد اسمعيل در ذخيره ]
سكنجبين افتيمونى بنسخهء سيّد اسمعيل در ذخيره مستعمل در ماء الجبّن در امراض سوداوى و حمّى ربع
صنعت آن
افتيمون اقريطى بسفايج فستقى از هريك دو درم لسان الثّور پنج درم بادرنجبويه سه درم خربق سياه دو درم افتيمون را علىحدّه در پارچهء كتانى بسته و بسفايج پوست تراشيده و خربق هريك علىحدّه نيم كوفته و در خرقهء كتانى بسته و جمله را سواى افتيمون در يك صد درم آب و يك صد درم سركهء انكورى جيّد داخل كرده بجوشانند تا به نصف رسد افتيمون را در اخر داخل كرده و يك دو جوش ديكر داده فرود آورده دايم كيسه را بدست بمالند و بفشارند و دور كرده پس مجموع ادويه را در او ماليده صافى نموده با يك من قند سفيد بقوام اورند
[ سكنجبين افتيمونى ديگر از سيّد اسمعيل ]
سكنجبين افتيمونى ديكر از سيّد اسمعيل در ذخيره كفته كه اين سكنجبين نافع است از براى ماليخوليا هرگاه استفراغ كرده شود بماء الجبن متّخذ ازين سكنجبين
صنعت آن
افتيمون اقريطى ده مثقال نمك هندى افتيمون هليلهء سياه شكر سفيد همه را در سركهء انكورى كهنه و آب بخيسانند و از آن سكنجبين سازند پس از آن سكنجبين ماء الجبّن فراگيرند
سكنجبين افتيمونى ديكر نافع از براى امراض سوداوى
صنعت آن
افتيمون اقريطى ده مثقال بسفايج فستقى پوست تراشيده نيم كوفته اسطوخودوس از هريك پنج درم كاوزبان كيلانى بادرنجبويه از هريك سه درم افتيمون را علىحدّه در پارچهء كتانى متهلهل النسّج بسته باقى ادويه را يك شبان روز در چهار يك من سركه و آب يكمن بخيسانند و روز ديكر بجوشانند تا بثلث برسد بدست بمالند و بفشارند و بپالايند پس قند سفيد سه چهار يك من