ده درم و در نسخه اين مطبوخ سنا مكى هفت درم داخل است بدستور مقرر طبخ نموده صافى نمايند و پيش از آشاميدن مطبوخ بسه ساعت حبّ مزبور در نسخه محمّد بن ذكريا را فرو برند و بعد از سه ساعت مطبوخ را بنوشند
[ مطبوخ افتيمونى مستعمل در ماليخولياى حادث از احتراق خون ]
مطبوخ افتيمونى مستعمل در ماليخولياى حادث از احتراق خون يا از احتباس خونى كه معتاد بود جريان آن و چون حيض و خون بواسير هركاه آشاميده شود بعد از فصد اكحل يا بعد از فصد باسليق يا بعد از فصد صافن اكر سبب احتباس طمث و احتباس خون بواسير باشد
صنعت آن
افتيمون اقريطى ده درم پوست هليله زرد پوست هليله كابلى اسطوخودوس منقى از هريك ده درم بسفايج فستقى شاهتره سنا مكى از هريك پنج درم اجزا را سواى افتيمون در سه رطل آب بهپزند تا بيك رطل آب بهپزند تا بيك رطل رسد پس افتيمون را در آن اندازند و دو جوش ديكر داده فرود اورند و كيسه افتيمون را متصل بمالند تا شيره و قوتش بيرون آيد و چون مطبوخ سرد شود كيسه را بفشارند و دور كنند و مطبوخ را صافى نموده بشكر سفيد شيرين كرده بياشامند و كاهى سر را در داخل اين مطبوخ ميكنند هركاه سودا غليظ باشد محترق از دم بلغمى يك درم غاريقون سفيد دو درم تربد سفيد بروغن بادام شيرين چرب نموده و دو درم صبر سقوطرى و نيم كرم بنوشند و اكر خواسته باشند اجزاى سر دارو را كوفته بجلاب سكرى سرشته حب ساخته اول مرتبه فرو برند و بعد از دو ساعت مطبوخ را بنوشند
مطبوخ افتيمون مسيحى نافع از براى ماليخولياى دموى
صنعت آن
افتيمون سر بنفشه پوست هليله زرد از هريك چهار درم جوشانيده صافى نموده بياشامند
[ مطبوخ افتيمون كه اخراج سودا كند ]
مطبوخ افتيمون كه اخراج سودا كند و نافع است از براى ماليخوليا و نيز مفيد است از براى قوبا و جرب و بهق اسود
صنعت آن
هليله سياه اسطوخودوس مويز طائفى استه بيرون آورده افتيمون اقريطى از هريك ده درم بسفايج فستقى پوست تراشيده مرضوض سنا مكى از هريك نه درم تربد سفيد مدبر چهار درم مجموع را سواى افتيمون در سه رطل آب بجوشانند تا به يك رطل رسد پس افتيمون را انداخته و يك جوش ديكر داده فرود اورند و بمالند تا شيره و قوتش بيرون آيد پس كيسه افتيمون را بفشارند و دور كنند و مطبوخ را كرم كرده صافى نمايند پس بكيرند غاريقون سفيد دو ثلث درمى نمك هندى نيم درم خربق سياه ربع درمى كوفته پخته حبّ ساخته اول مرتبه فرو برند و بعد از سه ساعت مطبوخ را بياشامند و اكر خوف از غائله خربق باشد آن را دور كرده عوض آن لاجورد و حجر ارمنى داخل نمايند
[ مطبوخ افتيمون ديكر نافع از براى ماليخوليا و جميع امراض سوداوى ]
مطبوخ افتيمون ديكر نافع از براى ماليخوليا و جميع امراض سوداوى مانند جرب و قوبا و بهق اسود و سدر و جذام و اتشك و جنون
صنعت آن
هليله سياه ده درم بسفايج فستقى پنج درم سنا مكى اسطوخودوس از هريك هفت درم ورق كل سرخ چهار درم كاوزبان بادرنجبويه از هريك سه درم انيسون رازيانه از هريك دو درم تربد سفيد مدبر يك درم زنجبيل نيم درم بدستور مقرر جوشانيده در اخر افتيمون اقريطى هفت درم در كيسه كتانى كرده سر آن را بسته در آن اندازند و فرود آورده كيسه افتيمون را دائم بمالند تا تمام قوت و شيره آن بيرون آيد پس كيسه را فشرده دور كنند مطبوخ را صافى نموده بكيرند خربق اسود غاريقون هش سفيد لاجورد مغسول نمك نفطى از هريك دو دانك و اكر خواسته باشند اقوى شود بيفزايند بر اين اجزا صبر سقوطرى شحم حنظل از هريك دو دانك اجزا را كوفته بجلاب سكرى حب ساخته پيش از مطبوخ به دو ساعت فرو برند و بعد از آن مطبوخ را بياشامند
مطبوخ افتيمون ديكر
صنعت آن
پوست هليله كابلى نيم كوفته اسطوخودوس مويز منقى از هريك چهار درم بسفايج فستقى سه درم تربد سفيد مدبر نيم درم زنجبيل يك دانك افتيمون اقريطى چهار درم بدستور مقرر طبخ نموده صافى كرده بنوشند
[ مطبوخ افتيمون ديكر مسهل سودا و بلغم و صفراى محترق ]
مطبوخ افتيمون ديكر مسهل سودا و بلغم و صفراى محترق و نافع است از براى وسواس سوداوى و ماليخوليا و جنون و سائر امراض سوداوى
صنعت آن
پوست هليله زرد پوست هليله كابلى هليله سياه از هريك هفت درم پوست بليله امله منقى از هريك پنج درم مويز طائفى منقى از حب ده درم الوى سياه ده دانه كاوزبان بادرنجبويه حشيش غافث اسطوخودوس از هريك چهار درم بسفايج فستقى پوست تراشيده نيم كوفته سه درم مجموع را در پنج رطل آب بجوشانند تا يك رطل و ثلث رطلى بان باقى ماند پس بكيرند افتيمون پانزده درم و درم و در پارچه كتانى بسته در آن اندازند و فرود آورده كيسه را دائم بمالند پس چون قوتش برايد كيسه را فشرده دور كنند و مطبوخ را صافى نموده اضافه آن نمايند يك درم غاريقون منخول و بياشامند
[ مطبوخ افتيمون ديگر اخراج سوداى محترق از بلغم كند ]
مطبوخ افتيمون ديكر اخراج سوداى محترق از بلغم كند و نافع است از براى ماليخولياى حادث از آن
صنعت آن
رازيانه انيسون از هريك يك درم هليله سياه پوست هليله كابلى از هريك ده درم پوست بليله امله منقى از هريك چهار درم الوى سياه فربه بيست دانه تمر هندى منقى از حب و ليف ده درم مويز طائفى منقى از عجم بيست درم افسنتين رومى برك غافث كاوزبان بادرنجبويه تخم بادرنجبويه تخم فرنجمشك از هريك چهار درم سنا مكى هفت درم ورق كل سرخ پنج درم اسطوخودوس كمافيطوس بسفايج فستقى از هريك سه درم ساذج هندى قرنفل از هريك يك درم اجزا را آنچه كوفتنى است نيم كوفته است نيم كوفته در سه رطل آب بخيسانند پس بجوشانند تا به يك رطل و نيم رسد پس شش درم افتيمون را در كيسه كتانى كرده سر آن را بسته در مطبوخ اندازند و يك جوش داده فرود اورند و دائم كيسه را بمالند تا تمام قوتش بمطبوخ باز داده شود و شيرهاش برآيد پس كيسه را فشرده دور كنند و مطبوخ را صافى نموده غاريقون سفيد صبر سقوطرى لاجورد مغسول از هريك دو دانك شحم حنظل يك دانك و نيم كوفته بيخته بجلاب شكرى سرشته حب ساخته پيش از آشاميدن به دو ساعت فروبرند و سحر مطبوخ را بشكر سفيد دو اوقيه شيرين كرده بياشامند
[ مطبوخ افتيمون ديگر مسهل سوداى محترق از صفرا و بلغم ]
مطبوخ افتيمون ديكر مسهل سوداى محترق از صفرا و بلغم و نافع است از براى امراض سوداويه خصوص ماليخوليا و وسواس سوداوى
صنعت آن
كاوزبان سر بنفشه كل نيلوفر شاهتره بادرنجبويه اسطوخودوس پرسياوشان از هريك سه درم بسفايج فستقى اصل السوس پوست بيخ رازيانه از هريك سه درم بسفايج فستقى اصل السوس پوست بيخ رازيانه از هريك دو درم ورق كل سرخ چهار درم سنا مكى هفت درم سه درم بسفايج فستقى اصل السوس پوست بيخ رازيانه از هريك دو درم ورق كل سرخ چهار درم سنا مكى هفت درم پوست هليله كابلى پوست هليله زرد هليله سياه هندى از هريك پنج درم مويز طائفى منقى از حبّ سپستان از هريك سى دانه مجموع را در سى رطل آب بجوشانند تا به نصف رسد پس بكيرند افتيمون پنج درم و در كيسه كتانى كرده سر آن را بهبندند و در مطبوخ انداخته بعد از لمحهء مطبوخ را فرود آورده كيسه افتيمون را دايم بمالند تا تمام قوتش بمطبوخ آيد و شيرهاش برايد پس كيسه را فشرده دور كنند و مطبوخ را كرم كرده بر روى فلوس خيارشنبر و ترنجبين كلقند افتابى از هريك پانزده درم صافى نموده بمالند و بپالايند و دو درم روغن بادام شيرين داخل كرده نيم كرم بنوشند
مطبوخ افتيمون ديكر ماليخوليا و امراض سوداوى را نافع است
صنعت آن
افتيمون در كتان بسته پوست هليله زرد پوست هليله كابلى اسطوخودوس مويز منقى