تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى ) — صفحة 618

مساهمون:

ص٦١٨
ازو جارى نميكردد و چون مغز عنصل را با سركه كوبيده در حمام بر بهق بمالند به قى كه به هيچ دوا زائل نشود زائل سازد و مجرب است و چون عنصل را نزديك تاك غرس نمايند انكور را باصلاح اورد و غرس آن در پاى درخت انار و سفرجل مانع ريختن شكوفه آن است و اصلى ندارد

امراض الراس

ليثرغس

مسيحى و شيخ الرئيس و ديكران كفته كه چون اسقيل را بر سنك صلايه سائيده بر سر صاحب ليثرغس به تنهائى و يا با خل و خمر و يا با مثلث سرشته ضماد نمايند نفع مىبخشد آن را و تحليل ميدهد ورم را و اكر ضماد نمايند بر هر دو ساق او جذب مينمايد ماده را باسفل

سبات

ابن نوح كفته كه چون ضماد نمايند اسقيل صلايه كرده باخل خمر سرشته بر هر دو پا و فخذين و ساقين صاحب سبات موجب تنبيه او ميكردد

دوار و سدر و صرع و ماليخوليا

خوردن اسقيل مشوى مقدار يك مثقال نافع است دوار و سدر و صرع و ماليخوليا را جهت آنكه مقوى معده و قوت هاضمه و ملطف و محلل ابخره و فضول است و بالضرورت چون هضم و نضج كامل شد فضول و ابخره و اذخنه البته كم ميكرداند پس ازين جهت نافع است از براى امراضى كه سبب انها فضول غليظه و ابخره و ادخنه باشند از آن جمله امراض مذكوره‌اند و همچنين با شراب عسلى يا با عسل سرشته آن

نسيان

تضميد سر باسقيل بر سنك سائيده باتش كرم كرده آن مقدار كه لذع و حدت آن كم كردد نافع است نسيان را به تنهائى يا با چيزهاى ديكر مانند اندكى خطمى و قدر قليل افسنتين و صبر و مرمكى و مصطكى اجزا متساوى در مقدار يا غير متساوى به قدر حاجت و بايد كه اسقيل به وزن جميع باشد و امر نمايند كه تيغ زنند بر ساقين و بچسبانند محجمه بر ساقين و قدمين و يا فخذين و يا ركبتين او و بعد از آن بمالند بر آن اسقيل كوبيده كرم نموده به تنهائى يا با اين ادويه صعتر فارسى مويزج از هريك ده درم برك خردل تر يك دسته كوچكى اشنه سه درم همه را يك جا جمع كرده بسيار بكوبند و با روغن ياسمين يا روغن سوسن يا روغن غار در هاون بدسته بسايند تا چون مرهم شود و بر قدمين و ساقين او ضماد نمايند بسيار نافع است جهت آنكه هرگاه استفراغ كرده شود ماده از ساق و قدم البته منجذب ميكردد آنچه حاصل است در دماغ از ماده بسوى اسفل براى ضرورت خلا و به جهت مشاركت ميان ساقين و قدمين بدماغ

استرخا و فالج و لقوه

آشاميدن مشوى آن به تنهائى يا معجون و يا عسل نافع است از براى امراض مذكوره و تخم آن ملين طبع است و جهت مغص و درد مقعده و درد چشم نافع و چون كوبيده با سركه خمير نموده حبها سازند و يك عدد آن را در ميان انجير كذاشته يك روز در ميان عسل رقيق خيسانيده بيرون آورند و انجير را بمكند و بعد از آن بر اثر آب كرم بنوشند يا آبى كه در آن بوره جوشانيده باشند بياشامند دفع قولنج صعب نمايد

[ مضرات اسقيل ]

و اسقيل مضر محرورين و مكرب و مضر عصب صحيح و مصلح آن حماما است و مصدع و مصدع و مورث غثيان و مقرح و مقطع و مصلحش قند و نبات و بعضى كفته مصلح آن سكنجبين است و بعضى كفته شير تازه دوشيده و بعضى كفته شرابى كه بسنك تفته داغ كرده باشند و ربوب فواكه و اسقيلى كه تنها روئيده باشد در زمين ردى شديد الحرارت حاد و قتال است و مداواى آن بقئ فرمودن و اشياى مذكوره و زردهء تخم‌مرغ در سركه پخته و سماق و سفوف و به زور و لعابات و مسكه يعنى زبد و سفوف مقلياثا است و قدر شربت اسقيل تا دو درم است و بدلش كويند به وزن آن اسقورديون است كه سير صحرائى باشد و قردمانا نيز و مثل آن و ثلث آن وجّ و ثلث آن حماما است

طريق خصى كردن اسقيل

چون اسقيل را از زمين بيرون اورند سزاوار آن است كه آن را خصى كرده نكاه دارند و طريق خصى كردن آن آن است كه ساقى كه در ميان آن است بكشند كه تا از جوف آن بيرون آيد پس قطعه خزفى را باتش سرخ كرده سر آن را داغ كنند به‌نحوىكه قوّت آن باطل نكردد و نكاه دارند

تشويه اسقيل

بدانكه نبايد اسقيل غير مشوى را در مشروبات استعمال نمود مكر آنكه مطبوخ آن را استعمال نمايند كه آن قوت احتياج بتشويه آن نيست

صنعت تشويه آن

آنست كه اسقيل را بخمير آرد كرسنه بكيرند پس بر روى آن خمير كل زرد بكيرند و در تنور كرم بكذارند كه تشويه يابد و پخته كردد و علامت پختكى آن است كه پوسيده شود و پوست آن جدا كردد قسم ديكر آنكه اسقيل را بخمير بكيرند و در تنور كرم بالاى اجرى بكذارند تا خمير برشته شود و نضج يابد و مشوى كردد تشويهء معتدلى پس بيرون آورده كل و خمير و پوست آن را دور كرده بكارد چوبى ورق كرده بريسمان علف كتان كشيده چنان كه قطعات بهم بچسبند و در سايه بياويزند تا خشك كردد و حكيم مير محمد مؤمن كفته كه طريق تشويه او آن است كه اسقيل را پاك كرده بخمير كرفته در تنور بالاى اجر كذارند تا خمير برشته كردد ديكرى كفته كه دستور آن است كه در خمير كرفته در زير آتش كنند تا خمير پخته شود مانند نان پس خمير را از آن دور كرده استعمال نمايند

[ طريق مشوى كردن اسقيل مستعمل در معاجين ]

طريق مشوى كردن اسقيل مستعمل در معاجين كه بهترين طريق است آن است كه آن را در كل حكمت با خمير بكيرند و در زير آتش بكذارند تا مشوى كردد پس بيرون اورند و كل يا خمير را دور كنند و بىانكه كارد بر آن برسانند پوست آن را دور كرده مغز آن را پاره‌پاره نموده در رشته كتان كشند به همان طريق و در سايهء كه باد و گرد بر آن ننشيند خشك نمايند پس نرم كوبيده داخل معجون نمايند

فصل در منافع خل اسقيل و سكنجبين اسقيلى

بدانكه خل اسقيل كه خل عنصل و به فارسى سركه عنصل نامند و همچنين سكنجبين مصنوع از آن مقطع اخلاط غليظه لزجه و دافع مواد سوداويه حادثه از احتراق بلغم و امراض حادثه از آن و مقوى معده و دماغ است و امراض دماغيه مانند ماليخوليا و جنون و وسواس سوداوى و صرع و سدر و دوار و سبات و ليثرغس و نسيان و فالج و لقوه و سكته و استرخا شربا و طلاء و اوجاع اذن كه با قرحه نباشد و ثقل سامعه را قطورا و امراض فم و لثه و دندان را از بخر و تعفن لثه و تحرك اسنان و سستى كوشت ما بين اسنان و جريان خون سائل از عمود نافع است نه به قبض بلكه به نشف رطوبات از آن نافع است و تطيب نكهت و جلاى دندان شربا و مضمضه و امراض صدر و قصبهء رئه را از كرفتكى اواز و سرفه بلغمى و ربو و ضيق النفس به تنقيه اخلاط لزجه و نشف رطوبات از انها شربا و امراض كبد را از يرقان و سوء القنيه و استسقا و جساوه طحال و تفتيت سنك مثانه و عرق النساء و اختناق رحم و تقويت اعضاى ضعيفه مسترخيه و حدت ذهن و بصر و تقويت هاضمه و كسى كه طعام در معده او هضم نشود شربا و براى رفع سموم شربا و طلاء مفيد مقدار شربت آن از قليلى تا دو اوقيه و نيم است كه بتدريج اضافه نمايند و در هر علت و مزاج به قدر لائق آن دهند

[ امراضى كه خل اسقيل و سكنجبين اسقيل در درمان آنها موثرند ]

امراض الراس

لثيرغس

مسيحى كفته سزاوار آن است كه علاج كرده شود ليثرغس را بحقنهاى حاده و چون پاك شود بلغم و فرود آيد بلغم از سر بمالند بر هر دو ساق آن سركه اسقيل و غرغره فرمايند صاحب آن را به سكنجبين فراگرفته از سركه اسقيل به تنهائى بايارج فيقرا ابن سرابيون كفته كه طلا كردن سركه اسقيل بر سر صاحب ليثرغس در شب و روز چند مرتبه نافع است آن را شيخ الرئيس كفته كه چون ضماد برده شود عنصل بر سر صاحب لثيرغس خصوص تر آن منتفع مىشود بان بسيار و نيز كفته‌اند كه چون صاحب لثيرغس بنوشد از آن تا چهل روز بدين قسم كه ابتدا از دو درم نمايد و اندك‌اندك بيفزايد تا به بيست درم برسد و غرغره باب عنصل با عسل نافع است از براى ليثرغس چون استعمال كرده شود نزد انتهاى مرض بعض اطبا كفته كه چون اسقيل را بر صلايه حجرى صلايه كنند و مخلوط نمايند بخل
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى ) — صفحة 618 | محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى