تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 941

مساهمون:

ص٩٤١
سه بركه اسم فارسى حند قوقى است

سهر

اسم فارسى بقر است و كفته‌اند مختص بكاو ماده است

سهريز و شهريز

بشين معجمه نيز امده اسم نوعى از تمر است

سهرين

دارچيني است

سه سنبل

اسم فارسى سيسنبر است

سه كل

عليق است به فارسى

سه كوهك

اسم فارسي حسك است

سهل

اسم عربي غراب است

سهلاة

اسم عربى حصى است

سهيله

اسم طعامى مصنوع است

* فصل السين مع الياء المثناة التحتانية *

سى

اسم فارسي حجر است

سيا

اسم فارسى سنا است و كفته‌اند عصارهء آن است و كفته‌اند عصارهء نبات ديكر است

سياب

بعربي اسم بلح است و كفته‌اند اسم بسر است و بعضى خلال كفته‌اند

سيابه

اسم خمر است

سياداوران

ساداوران است و كفته اند عصارهء است كه از بيخ درخت جوز جارى كردد و سياه رنك است و چون خشك كردد حاد و مشتعل كردد و نواب علوى خان قدس سره فرموده‌اند اين دوا در شيراز از بلاد فارس بسيار است و از كوهستان نواح آن مىآورند و از ساق درخت بطم به عمل مىآورند بزدن تيشه بران و سياه رنك مانند مداد مىباشد و آن را ريك سله مىنامند و صاحب اختيارات كفته چيزى سياه رنك است كه در جوف درخت بطم بهم مىرسد و آن را آب بن مىنامند

سيار

به فارسى كشكينه و بهندى ابسي روتي نامند و آن چيزى است معمول از آرد حبوب مانند آرد جو و دخن و باقلا و امثال اينها

سياسر

بفتح اول بفارسي اسم سار است

سياع

به عربى كتان است و يا نباتى ديكر شبيه بكتان و بكسر اول اسم كاه‌كل است

سياله

بفتح اول بلغت عربى نباتى است سفيد با خارهاى طولانى كه چون خارها ازو جدا كنند ازو لبنى برآيد و نيز ثمر طولاني را نامند و ياسمين نيز و حندقوقى را ايضا

سيال

بكسر اول بهندى اسم شغال كه كلب برى باشد و ياسمين را نيز نامند

سيالخ

اسم فارسي حسك است

سيالى

بكسر اسم هندى شقاقل است

سيان

بفتح به فارسى عشقه است

سياه

بيد بكسر اسم نوعى از خلاف است

سياه‌داران

اسم فارسي ساداوران است

سياه دارو

بفارسي كرمة السودا است كه بسريانى فاشرستين نامند

سياه دانه

بكسر اول اسم فارسى حبة

السوداء

است كه شونيز و باصفهانى سياه برنج

سياه كوش

اسم فارسي سافرافق است

سيب

اسم فارسي تفاح است

سيبا

اسم تمر هندى است

سيپيوس و سيبوس

بفتح اول و سكون دوم اسفيوش است كه بزرقطونا باشد

سيبيا

بكسر اول دميا است

سيتل

لغت عربى اسم چيتل هندى است و آن قسمى از بقر وحشى است و كفته‌اند بز كوهى است كه تيس جبلى باشد و كلان‌تر از آهو و خالهاى سفيد مدور دارد و خوش‌منظر مىباشد و شاخ ندارد جمع اوسياتل آمده

سيج

بفتح اول اسم فارسي مويز است كه زبيب باشد و بكسر اول اسم هندى نوعى از درخت زقوم است

سيچغنه

بكسر اسم فارسي باشه است كه معرب آن باشق است و كفته‌اند اسم صعوه است

سيچقان

اسم تركى فاره است كه به فارسى موش و بهندى چوها نامند

سيخول

بكسر اسم فارسي قنفذ كبير است

سيسامندا

اسم سريانى جبلاهنك است

سيسامون

بيونانى اسم سمسم است

سيبى

بلغت عربى سيسبان است

سيسرك و سيسرو و سيسك

همه بكسر

اسم سوسى

است كه در حبوب بهم مىرسد و آن را بخورد و آن را قمل الطعام نيز نامند

سيسق

سرمق است
مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 941 | محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى