تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 938

مساهمون:

ص٩٣٨
الفار نيز نامند

سنبوت

كمون است

سنبوسق

معرب سنبوسك و سنبوسه است و آن از اغذيهء معروفهء مصنوعه است كه آن را بهندى پورى نامند

سنبهارى

به فارسى فودنج نهرى است

سنجار

خس الحمار است و آن را رجل الخامه نيز نامند

سنجد

به فارسى اسم غبيرا است

سنجد

بوى كلى است كه بوى آن شبيه ببوى كل سنجد است

سنجد

خراسانى عناب است

سنجد

كرخى باصطلاح عامهء اصفهان ثمر درخت نيم است

سنجد هندى

ثمر مولسرى است

سنجفر

شنجرف است

سنجلاط

فرنجمشك است

سنجينوس

مصطكى است بيونانى

سندانه

به عربى مادهء خر را نامند و باتان مشهور است

سندر

بفارسي سندروس است

سندره

به عربى شجر قنى است كه از چوب آن كمان مىسازند

سندرى

نوعى از طير است

سندس

بيوناني قثاى بستاني است و بطيخ را نيز نامند

سندس مارس

بيونانى بيخ قثالى بستانى است

سندوخس

بيونانى جوشير است

سندريس

بيوناني سرنج است

سندوز

بهندى اسرنج است

سندبوس اغريوس

بيونانى قثاى برى است كه قثاء الحمار باشد

سندرنى

بنون و يا هر دو بعد از راء مهمله بمعنى اسرنج است و بقاف غلط است

سندوها و سندوهن و سندوهى

هر سه بلغت هندى اسم ملح طبرزد است

سنده

بفارسي اسم قذرهء انسان است

سندها

بهندى طباشير است

سندهان

عود هندى است

سندفى

زنجبيل است

سندى

اسم هندى نخل برى بىتمر است كه تنهء آن را ضربت زده و يا آنكه

طلع

آن را بريده ظرفى بجاى آن شب نصب مىنمايند كه بمرور يك‌شبانه‌روز در ان رطوبت جمع كردد پس برداشته مىآشامند شيرين طعم و اكر يكدوروز بماند و كف بكند مسكر مىشود و از مطلق آن مراد نزد اهل هند آن رطوبت مجتمع مسكر است

سنديان

بلغت اهل شام درخت بلوط است و بلغت اهل مصر سلدانيون است

سنديان الارض

بلغت سريانى فراسيون است

سندبريس

بيونانى حديد است

سنسق

آس برى است

سنسه

بفارسي زنبور سياه است

سنط

به عربى درخت قرظ است

سنفرس

بيونانى قثاى بستاني است و بطيخ را نيز نامند

سنف

بعربي دوسر است كه در صحرا بهم رسد و به فارسى كركاس نامند

سنقر و سنقار

از طيور معلم شكارى است كه ملوك بدان شكار مىنمايند

سنقره

كلاغ سبزه است و بفارسي كاسه شكنك نامند و آن شقرواق است

سنك

اسم فارسي حجز است و بشيرازى برد و بيونانى بطر و بهندى پتهر نامند و بكاف تازى بهندى اسم سنج است و آن مهرهء است كه دقاقان هند از ان دقاقى مىنمايند و آلات پوشيدن دست زنان هنود دهاتى غربا از ان مىسازند

سنك آتش

حجر النار است

سنك آسيا

حجر الرحى است كه بهندى چكى كاپتهر نامند

سنك آهن‌ربا

حجر مقناطيس است

سنك احمر

حجر احمر است و آشاميدن يك دانك آن سم قاتل است

سنك ارمنى

حجر ارمني است

سنك اسفنج

حجر الاسفنج است

سنك اشكن

حب القلت است كه بهندى كلتهى نامند و آن را سنك اشكن جهت آن نامند كه مفتت حصاة است و نيز اسم نوعي از ثمر است

سنكانه

بفارسي نام مرغى است كه به عربى صعوه نامند