سنك برامى
حجر البرام است
سنك پرستوك
حجر الخطاطيف است
سنك پركان و سنك معن
اسم قريه است از قريهاى شيراز از اعمال فاروق كه معدن آن سنك است و آن سنكى است ملون بالوان و شيشه كران آن را در سفيد كردن شيشه مستعمل دارند و مغنيسا نامند
سنكپشت
به فارسى سلحفاة و بهندى كچهوه نامند
سنك يشم
بفارسي حجر حبشي است
سنك يشم
اسم حجر يشب است
سنك بصرى
به فارسى توتيا انابيبى است
سنك چقماق
حجر النار است
سنك بلور
حجر بلور است
سنك
بهندى مهره را نامند كه به عربى شنج نامند
سنك كارد
اسم فارسى حجر المسن است
سنك كج
اسم فارسى جبسين است
سنكل
بلغت فرس زوفاى رطب است
سنكدان
مرغ اسم فارسي قانصه است
سنكهيا
بلغت هندى اسم نوعي از بيش است
سنم
بقر را نامند
سنى
نوعى از ماهي است كه در ملتان و بلاد هند بهم مىرسد و لذيذ مىباشد
سنوت
كمون است
سنوس
سندريطس است كه آن را نبات حديدى نيز نامند
سنوله
نوعي از خطاف است
سنيز
شونيز است
سنين
اجزاى صفار است كه در وقت
سودن
دو سنك بهم رسد
* فصل السين مع الواو *
سو
بتركى آب را نامند
سواد الاساكفه
چيزيست مركب از زاج و پوست انار و سركه و از جملهء رادعات است
سواد البطن
به عربى كبد است
سواد السند و الهند
كشت بركشت است و كفتهاند سواد الهند نوعى از سليخه است كه سيخة السوداء نامند و از ادويهء ترياق فاروق است
سوداء الحكام
ساداوران است
سواد القضاة
عفص است
سودانيات
مرغيست كه به فارسى داربو و بعربي صرد نامند كوشت آن مبهى و مضر دماغ است
سوسن
هومانه است
سود
اسم تركى لبن است
سواديه
به عربى عصفور است و مار سياه را نيز نامند
سواد الهند و السند
صاحب منهاج كفته آن از حيوان جارى مجراى توتيا است در افعال بايد كه در كورهء حدادان آن را بسوزانند و سوده به آب شسته و حبوب ساخته خشك نمايند و عند الحاجت استعمال نمايند و بعضي كشت بركشت دانسته و بغدادى غير كشت بركشت دانسته و صاحب منهاج كفته چيزى است شبيه بشيشهء سياه كه اهل هند و سند از ان اوره مىسازند يحتمل كه كانچه باشد كه از ان چورى مىسازند و زنان هند و سند در قبضهء دست مىپوشند و آن را از احراق نوعى كاهي به عمل مىآورند و از ان اوانى نيز مىسازند و ليكن ناصاف مىباشد
سوسن
به عربى اسم درختى است كه از ان زند يعنى دستهء كارد و غيره مىسازند واحد جمع آن سواسنه آمده است
سواسن
هومانه است كه طريفلن باشد
سوام
بفتح ابل راعى است و بضم نام طائرى است
سويدى
بفارسي نام مرغى است كوچك كه بفارسي سارو و بتركي سنقور دوق و زرزور نامند
سونيه
بلغت مصر نبيذ است كه از كندم مىسازند و اهل مصر بسيار آن را مىآشامند
سوجر
نيز اسم شجر خلاف و يا صفصاف است
سوخ
به فارسى اسم بصل است
سودريقون
بيوناني اسم نوعي از توتيا است
سودق
صقر است
سودنيق و سودانق
اسم صقر يا شاهين است
سور
بهندى اسم خنزير است
سوران
به فارسى اسم مرغى است كوچك خوش آواز و كفتهاند شارو