زمات الراعى
اذن الغز است
زموم
از نامهاى زيبق است
* فصل الزاء مع النون *
زن
دوسر است
زيبق اصفر
ياسمين زرد است
زنبور عسل
نحل است
زنبوع
اسم عربى استنبوب است
زنجار الحديد
زعفران الحديد است
زنجار مجرود و زنجار دودى
از اقسام
زنجار
مصنوع است
زنجبيل بلدى و زنجبيل شامي
راسن است
زنجبيل العجم و زنجبيل فارسي
اشتر غار است
زنجره
بلغت اصفهاني صرصر را نامند
زنجرف
زنجفر است
زنجرو
انزروت است
زنجبيله
بلغت مصر و اسكندريه فتايل الرهبان را نامند
زند
بلغت شام غار را كويند
زنطاح
قسمى از حلزون برى است كه در اشجار و بقول مىباشد و به قدر باقلائي است و غير آن چيزى است كه در ديلم سندله كاجول نامند و در حلزون مذكور شد
زنكار
اسم فارسي زنجار است
* فصل الزاء مع الواو *
زونرا
قسمى از خزامى برى است
زولنك
بلغت مازندراني قسمى اخير قرصعنه است
زوله
بلغت جرجان فواست
* فصل الزاء مع الهاء *
زهر
بفارسي سم را نامند و بعربي شكوفه را
زهره
بفتح زا قرنفل شامي و در مغرب قرنفلپه و بفارسي مرارهء حيوان و بعربي بر رغوة اطلاق مىنمايند و وج را نيز مىكويند و بضم را باصطلاح اكسيريان نحاس است
زهراسيوس
اسيوس است
زهر زمين
بلغت جرجان آزاد درخت است
زهرة الحجر
جوز جندم است و كويند خراز الصخر است
زهم
اسم زياد است و كويند زياد اسم جانور و زهم اسم عطران است
* فصل الزاء مع الياء المثناة التحتانية *
زيت الاصحار و زيت فلسطينى و زيت ركابى
هر سه اسم زيت انفاق است
زيت رياح
طراثيث است
زيت الجبل
بلغت نواح مصر اسم نفط است
زيت الشلجم
روغن تخم شلغم است و بلغت صعيد مصر روغن افنيقطس است
زيت الهرجان
زيت السودان است
زيتون الارض
ماذريون سياه است
زيتون بني اسرائيل
حجر اليهود است
زيتون جبلي و زيتون الجيش و زيتون كليه
زيتون برى است
زيتون الماء
زيتوني است كه نزديك آبها رويد و در جميع افعال ضعيفتر از سائر اقسام آن است و بعضى كويند زيتوني است كه در آب و نمك پرورده باشند
زيتونيه
بلغت مصر ايمارانوطالي است و كويند وردفينونست
زيرقون
بلغت دمشق نوعى از درخت سنجد بىثمر است
زير
صرصر است
زيره
اسم فارسي كمون است
زيرهء رومي
اسم فارسي افتيمون و كرويا را نيز نامند
زيرهء سبز
زيرهء فارسي است كه كمون نبطي نامند
زيرهء صحرائى
اسم فارسي كمون برى است
زين كتان است
زينا
نانخواه است
* باب السين المهملة *
* فصل السين مع الالف *
سابيرج
معرب از شابيرك فارسي است كه يبروح نامند
ساناحورا
اسم سرياني بادآورد است
ساجي
اسم هندى قلي است
سار
اسم فارسي زرزور است
ساروا
اسم يوناني عضابه است و