ريحان
نعنع بلغت مصر ترنجان است
ريحان يماني
قطف است
ريحاني
نوعى از خمر است
ريشم
اسم هندى ابريشم است
ريشه و الا
اسم فارسي سنبل جبلي است
ريما
اسم كركدن است
ريم آهن
اسم فارسى خبث الحديد است
ريوند
راوند است
* باب الزاء المعجمة *
* فصل الزاء مع الالف *
زاج اسود
زاج مطبوخ است و كويند زاج الاساكفه است
زاج بلورى
اسم فارسي شب يمانى است
زاج الجامد
از جنس زاج اخضر است كه در ظاهر معدن آن بهم مىرسد
زاج البحر
زاج اصفر است
زاج سورى
زاج احمر است
زاج قبرسي
زاج زرد مائل بسبزى است
زاج لارى و كرمانى
از جنس زاج قبرسي است
زاج مطبوخ
از جنس زاج اخضر است كه مخلوط به خاك آن را در آب حل نمايند و صاف كرده بجوشانند تا منجمد كردد و بهيئت مهرهء نرد بريده استعمال نمايند
زارج
اسم فارسى انبر باريس است
زاغ
اسم غراب كبير اسود و بتركي قورغان نامند
زاغچه
اسم فارسي غراب است
زافه
اسم فارسي قنفذ است
زاوق
اسم زيبق است
زازان
مران است و كويند مرو است
* فصل الزاء مع الباء الموحدة *
زبان كنجشك
اسم فارسي لسان العصافير است
زبيب برى
زبيب الجبل است
زبد البحيره
ادرافيون است
زبد الطرى
اسفنج است
زبد القصب
رطوبتى است كه در بيخ نى جمع مىشود
زبد القمر
حجر القمر است
زبد القوارير
مسحقونيا است
زبد الملح
زهرهء اسيوس است
زبش بطيخ
رقى است
زجمول
تخم كشوث است
* فصل الزاء مع الحاء و الدال المهملتين *
زحتم الملك
شاداوران است
زحل
بلغت اكسيريان رصاص اسود است
زداوش
بلغت تنكابن نمام است
زدوار
جدوار است
* فصل الزاء مع الراء المهملة *
زر
اسم فارسى ذهب است
زرنك و زردك
بتا و بدال آب عصفر است
زرجون
اسم خمر است
زردآلو
اسم فارسي مشمش است
زردك
اسم فارسي جزر است
زردهء تخممرغ
اسم فارسي محلل البيض است
زردچوبه
اسم فارسي عروق الصفر است
زرقورى
نبات آطريلال است
زرقون
اسم مغربى اسرج است
زرنيخ ابيض
شك است
زرنيلج
ريباس است
زرالورد
زيرهء ميان ورد احمر است
زريرا
بقلهء مباركه است
* فصل الزاء مع الغين المعجمة *
زغار
خراطين است
زغن
اسم فارسي غداف است
زغير
مرو است و بفارسي تخم كتان را نامند و كويند اسمى از قنقهن است
* فصل الزاء مع الفاء *
زفت برى و جبلي
زفت يابس است
زفت رومي
شامل زفت يابس و زفت بحرى است و از مطلق آن مراد در اكثر زفت بحرى است و كويند اسم قيقهر است
* فصل الزاء مع القاف * و اللام و الميم
زقاط
اسم بربرى حب الزلم است
زلايف الملوك
نوعى از برون است كه حى العالم باشد كه بفارسي زلف عروسان كويند
زلقح
اسم عربي بهش است
زلو
اسم فارسى علق است