سرخس است
رقع
فارسى خرفتان است
رقاقس
لغت بربرى است و كويند جفت افريد است و بعضى اسم خصية الثعلب دانستهاند
رقيب الشمس
سامريوما است و نوعى از يتوع را شامل است
* فصل الراء مع الكاف *
ركت
چندن اسم هندى صندل احمر است
ركبه
صدف البواسير است
ركف
بخور مريم است
* فصل الراء مع الميم *
رمان الانهار
نوع كبير هوفاريقون است
رمان البر
شامل درخت فلفل و چنار است
رمان السعال
خشخاش سفيد است
رمان عش الخطاطيف
خاكستر آشيانهء خطاف است و در خطاف ذكر يافت
رمث
بكسر شجرى است شبيه بعصا
* فصل الراء مع النون *
رند
بعربي آس برى است و بلغت شام غار و كويند صندل است
رنف
اسم عربى بهرامج است
رنك
كاسه اسم فارسى مغنيسا است
* فصل الراء مع الواو *
رواث
بيونانى خشخاش سياه است
رواس
اسم نبطى قرة العين است
روباه
اسم فارسى ثعلب است
روباروس
اسم يوناني ازاد درخت است
روپه
اسم هندى فضه است
روپيه
اسم هندى فضهء مسكوك است
روبيه
بلغت بربرى فوة الصبغ است
روتى
اسم هندى حبز است
روث
سركين حيوانات است
روح و روحاني
بلغت اكسيريان زيبق است
رود
بيوناني ورد است
رود امالى
بيوناني شربت ورد است كه با عسل ساخته باشند
روديون
اسم سرياني دفلى است
روده
اسم فارسي معاء است
روزى
اسم سريانى ارز است
روسى
اوطا بيونانى سماق را نامند
روناس
اسم فارسى فوة الصبغ است
روشنك
اسم فارسي شاطل است
روشيانا
بيونانى بمعني كحلي و بسريانى اسم مرقشيشا است
روفيون
نوعى از عنب الثعلب است
روهنس
اسم هندى اذخر است
رويا
اسم سريانى عنب الثعلب است
روى
اسم فارسي طاليقون است
روى
اسم هندى قطن است
روى تويتا
شبه است و مشهور بروح توتيا است چه آن توتياى غير مصنوع و معدنى است بخلاف سائر اقسام
روين
اسم يونانى فوة الصبغ است
روغن
اسم فارسى دهن است و سمن را نيز كويند
روغن بادام كوهى
زيت هرجان است
روغن درخت ارزن
زيت سودان است
روغن زفت
قساولان است
روغن زيتون
زيت است
روغن زيتون فارس
زيت الانفاق است
روغن شيره و شير پخت و روغن كنجد
دهن الحل يعنى دهن سمسم است
* فصل الراء مع الهاء *
رهج
و رهشفار و رهج الفار شك است
رهيرا
دوائى است هندى مسهل و جهت تحليل رياح در امراض كبد و طحال و استسقا مفيد است
رهيقان
زعفران است
* فصل الراء مع الياء المثناة التحتانية *
ريباج
اسم فارسي ريباس است
ريتاع
رساغ است
ريحان ابيض
شبيه است
ريحان الجمال
سليخه است
ريحان الجمال و ريحان داؤد
اذان الفار است
ريحان سبز
ضميران و آن نوعى از شاهسفرم است
ريحان الشيطان
شابانج است
ريحان الشيوخ
مرو است
ريحان القبور
آس برى است
ريحان كوهى
بادروج است
ريحان الملك
شاهسفرم است و از مطلق ريحان مراد آن است