خردل ابيض است و كفتهاند بلكه حرف ابيض است
اسفست
معرب اسپست فارسي است و آن حندقوقى برى است
اسفناج رومى
قطف است
اسفيدار
درخت غرب است
اسفيدش
بفارسي بزر قطونا است
اسقورون
بيوناني خبث الحديد است
اسقال و اسقيلا
اسقيل است
اسقلياطيقوس
جلنار است
اسقلينوس
اسقولوقندريون است
اسقنط
خمر است
اسقوالس
بيوناني برواني است
اسقوريدوس
پنير مايه است
اسقيدوليون
كاكنج است
اسكوربي
بفرنكي عقرب است
اسقولس
اشراس است
اسطريوس
حجريشف است
اسكندروس
برومى بوم است
اسليوس
بيوناني سليخه است
اسمار و اسفار و اسفرم
هر سه اسم آس برى است
اسمالارن
بيوناني سوسن برى است
اسنة البستانيه
شبه است
* فصل الالف مع الشين المعجمة *
اشبيل
بكيلاني اسم نوعي از بطارخ است
اشتركياه
اسم فارسي سليخه است
اشتلابوس
دار شيشعان است
اشتيون
بمصرى بسفايج است
اشقاقل
شقاقل است كه جزربرى نامند
اشقون
بتركى ريباس است
اشكانى
بلغت تنكابن و طبرستان بقلة اليمانيه است
اشكيل
چشم عوسج است
اشمرسا
نوعى از مرو است كه كمبوتر است از سائر اقسام
اشنان
دارو بفارسي زوفاى خشك را نامند
اشيران
بيونانى خصي الكلب است
اشياف ماميثا
شياف ماميثا است و در ماميثا ذكر يافت
* فصل الالف مع الصاد المهملة *
اصابع غدادى
نوع انكور طولاني را نامند كه آن را انكور زيتوني نيز نامند
اصابع قينان
فرنجمشك است
اصابع الملك
اكليل الملك را نامند
اصابع الهرمس
شكوفهء سورنجان را كويند
اصطرك
بيوناني ميعهء يابسه است
اصنف
بيخ كبر است و صنف نيز آمده
اصطفي
ميعهء سائله است
اصطفلن
بلغت اهل شام جزر است و آن معرب از اسطافاليس يونانى است
اصفلاوس
دارشيشعان است
اصول الاربعه
عبارت از بيخ كبر و بيخ رازيانه و بيخ كرفس و بيخ كاسني است
اصل الخنثى
اشراس است
اصل الراس
بيخ نوعى فيلجوش است كه بتركي اندز نامند
اصل السوس
بيخ سوسن است كه به فارسى بيخ مهك و بهندى ملهتي و در بنكاله جيتهى مد نيز نامند
اصل السوسن الاسمانجوني
ايرسا است
اصل السوسن الابيض
بيخ سوسن سفيد است و در سوسن خواهد آمد
اصل الانجدان
اشترغار است
اصل العرطنيثا
آذربو است
اصل الفلفل
فلفل مويه است و آن بيخ فلفل دراز است كه بهندى پيپل نامند و آن را پيپلامول كويند
اصل اللفاح البرى
يبروح الصنم است
اصل المرجان
بسد است
اصل النيلوفر الهندى
بيخ اوسبيد است و كفتهاند فلست است و فاغيه را نيز ناميدهاند
* فصل الالف مع الضاد المعجمة *
اضراد العجوز
خسك است
اضراس الكلب
بسفايج است
اطموط
اطماط است كه رته و بهندى ريتهه نامند
* فصل الالف مع الطاء المهملة *
اطاواطاطاس
بيونانى درخت غرب است كه به فارسى و شك نامند
اطباء الكليه
سپستان است
اطبوط و اطماط و اطموط
اسم بربرى رته است و فوفل را نيز نامند
اطموط كشت
بركشت را كويند
اطبطون
اسقيل است
اطروخيا
اسم سريانى بادرنجبويه است