تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
پوست سوختهء افعى كه كسى را كزيده باشد زائل كنندهء سميت خود است چون پوست آن را كنده سوخته به زودى به او بخورانند و سوختهء پوست ته كفش كهنه جهت سحج عارض از موزه و كفش ما دام كه تورم نكرده باشد و جهت سحج عارض ميان رانها از حركت و جهت سوختكي آتش نيز و تعليق پوست فيل جهت تسكين حميات بارده و پوست شغال جهت كزيدن سك ديوانه و منع ترسيدن او از آب و تعليق پوست آن بر كمر جهت دفع بواسير و پوست بوزينه بر درخت مانع سرمازدكي آن و كذاشتن پوست مار در ميان لباسها و اقمشه مانع كرم زدن آنست و پوست حيوانات ماكول ديرهضم و مولد خلط صالح متين قليل الدمويه و مصلح آن مهرا پختن و با سركه رمرى و ابازير و اقاويه خوردن و متجن بادهان حاره نمودن و يا بانجير و عسل خوردن و نيز قدرى از خواص جلود حيوانات در ذكر آنها بيان شد و ان شاء اللّه تعالى مىشود

* جلنار *

بضم جيم و سكون لام و فتح نون و الف و راى مهمله معرب كلنار فارسي است و اين را كل انار صد برك و هزاره نيز نامند جهت آنكه كل آن بسيار بزرك و پربرك مىباشد و نيز كل انار نر مىنامند جهت آنكه ثمر نمىبندد مكر بندرت و ثمر آن را منحوس مىدانند و در هر خانه و باغي كه ثمر آورد مىكوبند زود آن را خراب و ويران مىكرداند

* ماهيت ان

برى و بستاني و سرخ و سفيد و درخت آن مشابه بدرخت انار الا آنكه اندك انبره‌تر مىباشد و بسيار بلند نمىشود و بهترين آن فارسي است يا مصرى

* طبيعت ان

در اول دوم سرد و خشك

* افعال و خواص آن

قابض و حابس سيلانات و رادع و مجفف و مقوى اعضا و جهت استحكام دندان و لثه و اسهال دموى و صفراوى و رطوبي و زلق امعا و سحج و قرحهء آن و نزف الدم هر عضو و ادرار طمث و بواسير و جرب و حكه و منع ريختن مواد بمعده و فتق شربا و ضمادا و طلاء و چون با سركه بجوشانند و بدان مضمضه كنند جهت بدبوئي دهان و قلاع آن و استحكام لثه و دندان و ضماد آن جهت التيام جراحات و بدبوئي زير بغل و منع تزايد اورام و انصباب بسوى آن اعضا و ذرور آن جهت نزف الدم قروح و سحج و لطوخ آن با سركه و طين مغره بر حوالي رحم مانع انصباب مواد بسوى آن المضار مصدع و مسدد و مصلح آن كثيرا مقدار شربت آن از يكدرهم تا دو درهم بدل آن به وزن آن افماع رمان و يا پوست تازهء ريشهء انار و يا جفت بلوط و عصارهء آنكه تازهء آن را كوبيدهء فشرده آب آن را كرفته خشك نمايند مانند عصارهء لحية التيس و آنكه خشك آن را در آب جوش دهند تا قوت آن در آب باز داده شود پس بمالند و صاف كرده باز بجوشانند تا منعقد كردد در جميع افعال قويتر و لطيف‌تر از جرم آنست و كفته‌اند از خواص آنست كه چون روز چهارشنبه وقت طلوع آفتاب يك عدد غنچهء ناشكفتهء آن را صاحب رمد و معتادين به آن از درخت بدهن بچيند و فرو برد تا يك سال رمد نكشد و مجرب دانسته‌اند و سفوف و اقراص آن در قرابادين ذكر يافت *

* جلنجبين *

بضم جيم و فتح لام و سكون نون و فتح جيم و كسر باء موحده و سكون ياء مثناة تحتانيه و نون معرب كلنكبين فارسى است يعني برك كل سرشته با هموزن آن عسل كه حقيقت و اصل آنست و مجاز ابر معمول از شكر و كل و هموزن را بفارسي كلقند و كمتر را كه كل كمتر و شكر سفيد زياده باشد كل شكرى نامند و بهترين آن آنست كه نيكو و محكم سرشته و كل آن خشبو و تازه و عسل و يا شكر آن خالص سفيد جيد باشد و بسا باشد كه باز در بين محتاج به داخل كردن عسل و يا شكر شوند زيرا كه آن مقدار عسل و شكر كم تخمير نيكو نمىيابد و حافظ آن نمىتواند بود از فساد و در قرابادين در حرف الواو در ورد اقسام آن ذكر يافت

* طبيعت عسلي ان

كرم و خشك در دوم و شكرى آن كرم در دوم و تر در اول

* افعال و خواص هر دو نوع ان

مقوى دماغ و معده و مجفف رطوبات غريبه و مانع صعود بخارات بدماغ خصوصا خوردن