تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
آب مىخيسانند و آب آن را كرفته بجامه مىمالند جهت تصفيهء آن و گفته‌اند از خاصيت آن آنست كه چون آب را با شراب ممزوج نمايند و اسفنج را در ان بكذارند از هم جدا مىكردند مضر احشا مصلح آن آب‌غوره يا ريباس است و چون خواهند كه بياشامند بايد كه بسيار ريزه مقرض كرده بياشامند زيرا كه در هاون كوبيده نمىشود و دستور احراق و سحق و غسل و سفيد كردن آن در قرابادين ذكر يافت و سنكها كه در جوف اسفنج بهم مىرسد در طبيعت قريب است بدان و حرارت اين از ان كمتر ملطف و مجفف و جالى و مفتت سنك مثانه نزد غير جالينوس زيرا كه او مستبعد مىداند نفوذ و رسيدن قوت آن را بمثانه و ليكن مفتت سنك كرده كفته

* اسفندان *

بكسر اول و سكون سين مهمله و فتح فا و سكون نون و فتح دال مهمله و الف و نون شرابى كثير المنافع است صنعت آن در قرابادين ذكر يافت

* اسفيداج *

بكسر همزه و سكون سين مهمله و كسر فا و سكون ياى مثناة تحتانيه و فتح دال مهمله و الف و جيم معرب اسفيداب فارسى است و بعربي و عبراني باروق و بيوناني سمونيون خمسيون و سليقون و زبرقون و بسرياني اسقطيقا و بهندى سفيده و بتركي كرتان نامند

* ماهيت آن

از قلعي و سرب و روى توتيا سازند بطريق احراق و بهترين همه و مستعمل در ادويهء عين و غيره آنست كه از قلعي كه رصاص ابيض نامند سازند و سنكين و نرم و بسيار سفيد باشد و آن را سفيداب رومي و كاشغرى نيز نامند و مستعمل مغسول آن است خصوص در امراض عين تا حرارت و حدت و لذع آن زائل كردد

* طبيعت آن

سرد در سوم و خشك در دوم و كويند سرد در دوم و خشك در سوم است

* افعال و خواص و منافع ان

ملطف و مجفف بىلذع و مبرد و مسدد و مغرى و قالع كوشت زائد فاسد و مدمل قروح و سوختكي آتش و با سركه و روغن كل سرخ و بنفشه جهت درد سر و با ادويهء عين جهت درد چشم و بثور و بياض و قروح و اورام حارهء آن خصوص مصنوع از سركهء آنكه خوب شسته باشند و با شير دختران و با سفيدى تخم‌مرغ جهت رمد و چون آن را مكرر بشويند و تسقيه بكلاب كرده خشك نمايند در افتاب جهت رمد حار و در مراهم با اقليميا و آب بيخ عنب الثعلب جهت منع رويانيدن مو مجرب و به آب برك عنب الثعلب و رادعات جهت باد سرخ و بثور و نزف الدم و حكه و ورم حار و سوختكي آتش و آب كرم و با شير جهت ورمهاى حارهء مفاصل و زخمها و شقاق سفل و درد چشم و بثور آن و بياض رقيق چشم حيوانات و با بياض بيض و بتنهائي و يا با روغن كل سرخ جهت سوختكي آتش كه پارچه را بدان آلوده و تر كرده بر موضع سوختكي اندازند و چون خشك كردد تبديل نمايند و حمول آن جهت منع حمل و قطع سيلان حيض نافع و چون بر لسع عقرب بحرى و تنين بحرى بمالند نفع بخشد آن را و چون بر مواضعي كه خواهند كه موى آن را نشف نمايند بمالند بيخ موى را سست و نرم كرداند كه بآساني بىدرد و الم كنده شود و چون در مراهم داخل نمايند زخمها را پر نمايد و لحم زائد را بخورد بدل آن آبار و اسرنج است المضار آشاميدن آن مورث خناق و مانع حيض و حمل و زياده از يك درم آن كشنده و دستور اتخاذ آن هم بطريق تعفين و هم بطريق احراق و دستور غسل آن در مقدمه ذكر يافت و خوردن آن كشنده است بعروض سده در مجارى و تضييق آنها و سفيد شدن زبان و متغير شدن رنك رخساره و بدن و استرخاى اعصاب و اعضا و اختلاط عقل و سرد شدن بدن و دماغ و خشك شدن حلق و دريافتن عفوصتى كه كويا مازو خورده و مغص و لذع در معده و وجع فواد و سرفه و ضيق النفس و فواق شديد و غشى و خناق در انتها و اكر با نوشادر مصعد نمايند مهلك است و علاج آن بقئ و آشاميدن مطبوخ تخم كرفس و انيسون
مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 126 | محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى