نيز نامند و شراب زهر ارجوان و مرباى آن در قرابادين ذكر يافت
* اردق ناقي *
بكسر همزه و سكون راء مهمله و فتح دال مهمله و سكون قاف و فتح نون و الف و كسر قاف و يا لغت يوناني است
* ماهيت آن
نباتى است شبيه بكبر بسيار تند رائحه و لاذع و در غايت تندى و حرارت و اجتناب از ان اولى است مكر در اطليه با مصلحات و صاحب اختيارات كفته قثاء الحمار است بلغت اندلس و صاحب مغني كفته كه ثمر آن در غلاف مىباشد
* ارز *
بضم همزه و راء مهمله و زاى معجمه معرب اورزاء و اوريز يوناني است و بسرياني روزى و بعربي ثمن و به فارسى برنج و بتوراني كرنج و بهندى چاول نامند
* ماهيت آن
كياه آن مانند جو و كندم و بركها و ساق آن بلندتر و نرمتر و منبت آن يعني محل زراعت آن زمينهاى نمناك و چايهايى كه در ان آب باشد و يا آنكه آب بسيار به آن برسد مانند آب چشمه و رود خانه و باران و قنوات و بلندى كياه آن در اكثر بلاد تا به يك قامت و در بنكاله تا به دو قامت مىرسد و درد و فصل آن را زراعت مىنمايند يكى پيش از موسم باران كه برسات نامند و آن هنكام بودن آفتاب در ثور تا اواخر جوزا است كه با آب باران آنچه در زمينهاى بلند است نشو و نما يابد و آنچه بر زمينهاى پست است مانند غديرها كه بهندى جهيل نامند و كنارهاى دريا و بطغياني آبها و سيلابها هر مقدار كه آب بلند مىشود آن نيز بلند مىشود و ما دام كه سر كياه و خوشهاى آن بيرون از آب است آن را خوفى و ضررى نيست هر مدت كه باشد و اكر احيانا دفعة آب طغياني نمايد و يا سيلاب عظيمي آيد كه تمام آن را بپوشد و غرق نمايد و به زودى از زير آب برنيايد فاسد و پوسيده مىكردد و بهترين برنجها و اماكنى كه در انها خوب مىشود بلاد هند است خصوصا پشاور و كمون بندر سورت و بانس بريلي كه ما بين شاهجهانآباد و لكهنو است و عظيمآباد خصوص مكهه كه ديهى است از ديههاى آن و بعد از هند سند و ايران است خصوص جمال بارز كرمان و از ان بهتر در مراغه زيرا كه برنج باريك سفيد هندى و سندى سبك مىباشد و بسيار لطيف و بىلزوجت خصوص انواع مذكورهء آنكه خوشبو و خوش ذائقه مىباشد و اما برنج سرخ دانهء درشت هندى و سندى خالى از ثقلى و لزوجتى نيست و بدستور برنج ايران و اما برنج بلدان ديكر بسيار ثقيل و لزج و خصوص آنچه در جزائر و سواحل درياى شور مىشود و در اكثر اين اماكن بسيار كم و در بعضى جاها مطلقا نمىشود و وجه مدمت اطباى يونان و روم برنج را ازين جهت است كه در ان بلاد برنج وفور ندارد و خوب نمىشود و اكثر ثقيل و لزج و نفاخ و بطئ الهضم مىباشد و الا برنج اماكن مذكورهء قبل و راى اين اماكن لطيف و سريعالهضمتر از حبوب ديكر است خصوص در امزجهء حاره
* در طبيعت آن
اختلاف كردهاند در حرارت و برودت آن بعضي حارد و اول و بعضى بارد و بعضى معتدل دانستهاند و يابس در دوم و درين اتفاق دارند و بعضى مركب القوى دانسته و اين اقوى و قريب بصواب است و اقوال اول نيز درست است زيرا كه چون در آب بجوشانند و آب آن را بكيرند و آن برنج را دم دهند كه به فارسى چلاوكش نامند مىباشد جرم آن برنج سرد در اول و آن آب كرم در اول و اما چون آب آن را نكيرند و دم دهند كه آببر نامند و اكثر پلاو را بدين نحو طبخ مىدهند مىباشد مائل بكرمي و ليكن بايد كه قبل از طبخ زمانى آن را به آب بخيسانند و خوب ماليده به چند آب شسته طبخ نمايند و اما برنجهاى لزج را چون چند مرتبه جوش ندهند و آب غليظ لزج آن را نريزند استعمال آن جائز نيست و بالخاصية در محرور المزاج احداث حرارت و در مبرود المزاج برودت مىكند و ازين جهت شايد قدما و اكثر متأخرين مرضى را مزوره از برنج نفرمودهاند و مخصوص باصحا داشتهاند كه در مرضى احداث كيفيت متضاده و در اصحا كيفيت متوافقه شرط است و يحتمل كه اين مخصوص بارز غير هندى و جيد باشد زيرا كه بعضى مرضى