تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
با آب برك كشنيز تازه و اندك كافور و قليلى كلاب محلل و دافع آن و با آب سماق نيز بدستور و ضماد آن بر پيشاني و نصف سر جهت قطع رعاف حادث از حجب دماغ خصوص با آب برك تازهء رستهء امغيلان و بر اورام محلل آنها است و ذرور آن جهت تجفيف و اندمال قروح طبقهء قرنيهء چشم و قروح ذكر و خصيه و سائر اعضا مفيد و ليكن بعد اندمال داغ آن در عضو مىماند و همچنين جهت حبس خون و ماليدن آن با روغنها بر بدن جهت قتل سپش مفيد و با پيه تازه و سفيدآب جهت سوختكى آتش و منع تقرح و اندمال آن و فرزجه و حمول آن جهت تليين صلابت رحم و قطع جريان خون حيض و قروح مقعده و بدستور با روغن آن مضر به اعضاى صدر و رئه و مفاصل و صوت و خوردن آن باعث كرفتكى آواز است و كويند خوردن بسيار آن قاتل است بسبب سميتى كه دارد مصلح آن كثيرا و شكر و روغن دنبه بدل آن در امراض چشم آبار است و دستور احراق و تشويه و غسل و برود و جواهر سرمه و شياف و اقراص و اكتحال آن در قرابادين ذكر يافت

* فصل الالف مع الجيم *

* اجاص *

بكسر همزه و فتح جيم مشدده و الف و صاد مهمله

* ماهيت آن *

ثمريست مشهور و معروف بسرياني جاسا اكاما و سنك بادكوكا فيلون و بلغت رومي و مسقينون و اهل مغرب و اندلس ترش آن را عين البقر و بفارسي آلو نامند و آن اصناف و الوان و بستاني و كوهي مىباشد و بستاني آن اصناف و الوان مىباشد صنفى سياه و بسيار بزرك و از مطلق آن مراد آن است و صنفى زرد و اين بزرك و كوچك نيز مىباشد و بيوناني اين را ادرك و بفارسي آلوچه نامند كه مصغر آلو باشد و اين نازكتر است و سردتر و لطيفتر اصناف آن است و سفيد آن را در عراق شاهلوج خوانند يعني شاه آلو و آلوچهء سلطاني و صنفى سرخ و صنفي از سرخ آن بسيار ترش مىباشد و سرد است قائم مقام تمر هندى در تطفيه و ترقيق مواد و آن را كشيه نامند و چون خشك كردد سياه و ازرق شود و صنف كوهي آن كوچك و بسيار ترش مىباشد و شيرين نمىكردد و باقوت قابضه و درخت آن كوچكتر از بستاني است و اجاص چون مطلق مذكور شود مراد از ان آلوى زرد بخارائي است كه تازهء آن زرد كهربائي شفاف ميخوش نيكو طعم مىباشد و بهترين اصناف اماكن ديكر است و در خراسان مىشود و بس و آنچه جاهاى ديكر مىشود مانند آن نيست و بعد از ان آلوى سياه فارسي است كه بعربي مشهور بقلوب الدجج يعني دل ماكيان است و نوعى از ان طبرى است كه آن را نيشو كويند و درد مشق نوعى آلوئى مىشود كه برومي آن را فقوميلاس نامند و اين نوع قابض بود

* طبيعت سياه

بكمال رسيدهء صادق الحلاوة آن سرد در اول و تر در دوم و مز يعنى زرد ميخوش آن سرد در وسط دوم و تر در آخر آن و آنچه لحمي و پوست آن نازك و طعم آن اندك مائل بتلخى باشد با اندك قوت قابضه است و بالجمله برودت ترش آن زياده از شيرين آن است و نارس ترش آن سرد در وسط دوم و تر در آخر آن برك آن سرد در اول و خشك و با قوت قابضه

* افعال و خواص و منافع آن

قليل الغذا و ملين و مزلق خصوص تازهء آن بسبب لزوجت و رطوبتى كه دارد و چون قبل از طعام بخورند صداع حار و تپهاى صفراوى را مفيد و مطفي حدت صفرا و قئ صفراوى و تشنكي و حرارت دل و حدت و التهاب آن و خارش بدن و مسهل صفراى رقيق و دافع غثيان صفراوى است خصوص ميخوش و ترش آن درين امور و شيرين آن در تليين و ارخا و اطلاق بطن بيشتر و بسا باشد كه ترش آن اطلاق بطن نمايد بسبب قوت تقطيع و تلطيف زيرا كه اشياى حامضه مقطعهء ملطفه هركاه در معده و امعا فضولى يابند آن را تلطيف و تقطيع نموده دفع مىنمايند و الا موجب قبض و حبس مىكردند با آنكه معده و امعا پاك از فضول نادر است پس آلوى سياه از ان جهت و بسبب لزوجت و رطوبتى كه دارد تليين بطن مىنمايد و مسهل است و آنچه كوچك و صلب و قابض باشد بد است خوردن آن به جهت آنكه غير لذيذ و ملين و مطلق نيست و ماء العسل