و درهم آن باكره يعني مسكهء تازه و برك تاك جهت رفع صلابت انثيين و بخور آن باعث كريختن موم و تحليل اورام و فرش كردن برك آن و بران نشستن كاسرقوت باه و كريزانندهء هوام است و بستن برك كرم كردهء آن بر ورم بارد و نزول آب در بيضه و كويند تكيه كردن بر چوب آنكه از ان متكا ساخته بر ان تكيه نمايند مانع تعب و قاطع شهوت جماع است و در زير فرش خواب كذاشتن مانع احتلام و قاطع نعوط و تخم آن لطيفتر از برك آن مضر كرده و مصدع مصلح آن صمغ عربي مقدار شربت آن يك مثقال و بهتر آن است كه آن را بدون مصلح آنكه صمغ عربي است استعمال نهنمايند و زياده از يك مثقال نيز بدل آن كويند دو وزن آن شاهدانه است
* اثمد *
بكسر همزه و سكون ثاى مثلثه و كسر ميم و دال مهمله لغت عربي است و آن را كحل و كحل سليماني و اصفهاني و كحل جلا نيز و بيوتاني طمساوس و بلاطيني و بسرياني صديدا و برومي كوخلن و بفارسي سرمه و بهندى انجن نامند
* ماهيت آن
سنكى است صفايحى براق و اصناف الوان مىباشد صنفى سياه تيره و صنفى اندك از ان كمتر و صنفى سياه اندك مائل به بنفشي و صنفي سفيد سرخ و صنفي سفيد نيز ديده شده و معادن آن بسيارى از بلاد است مانند اصفهان كه بهترين همه جاها است خصوص آنچه از نواح قهپايهء آنجا آورند و بعد از ان مغرب و مصر و غيرها و حجر آن مخلوط با سرب مىباشد لهذا ملمع براق است و چون با نقره بكدازند نقره را شكننده سازد و بهترين آن آنست كه خوب سياه و براق و خالص از آميختكي چيزى غريب و بىرك و كدورت باشد و بسيار صلب نباشد و زود شكسته و مفتت كردد و سفيد آن قلمهاى اندك طولاني و با صفايح و براق بود فى الجمله شبيه بزرنيخ ورقي و طلق باشد و لهذا بعضى آن را زرنيخ سفيد دانستهاند و بهترين طرق استعمال اثمد آن است كه ريزهريزه نموده به مقدار نخود و باقلا در دنبهء كوسفند و اكر نباشد در پردهء چربي كه بالاى شكنبهء بز و كوسفند مىباشد پيچيده در ظرف آهني يا سفالي بر آتش بسوزانند كه مشتعل كردد پس برآورده پاك شسته مدتى در يخ يا برف يا آب سرد پرورده نمايند پس با كلاب يا عرق رازيانه يا آب برك تازهء آن يا آب برك كشنيز تازه يا آب برك كل شقايق يا آب خالص و بالجمله با آنچه لائق و مناسب باشد بر سنك سماق مانند هبا و غبار سوده خالص بتنهائي و يا با آنچه مناسب دانند از احجار و ادويهء نباتيه و مرواريد و غيرها استعمال نمايند
* طبيعت آن
سرد در دوم و خشك در سوم و شيخ الرئيس سرد در اول و خشك در دوم كفته و محمد بن حسن سرد و خشك در چهارم دانسته
* افعال و خواص و منافع آن
قابض و مجفف بىلذع و محرق مغسول آن لطيفتر از غير محرق مغسول آن است و حافظ صحت چشم و مقوى اعصاب آن و مقوى باصرهء پيران و دفع حرارت و رطوبت و چرك و اندمال قروح آنست و جهت صداع و نزف الدم از هر موضعى كه باشد و تنقيهء چرك زخمها و بردن كوشت زائد و جريان حيض و اندمال قروح مقعده و الصاق جراحات و سوختكي آتش و قتل سپش مفيد
* العين
اكتحال آن با اندك مشك جهت تقويت باصره و اعصاب آن و رفع وسخ آن و با مرواريد و سركين حردون و نبات سفيد جهت غشاوه و بياض چشم و با حضض و سماق جهت دمعه و جرب چشم مجرب و چون با اقليميا به وزن آن نرم سوده و با عسل كف كرفتهء رقيق ممزوج نموده به آن اكتحال نمايند صداع را زائل سازد اكر صداع در هر دو جانب باشد بهر دو چشم و اكر بيك جانب به چشم آن جانب و اكتحال آن با آب كشنيز تازه خصوص كه باندك كافور باشد در ابتداى احداث جدرى و حصبه باعث عدم بروز دانهء آنها است در چشم و مسكن بخارات و كرمى و رطوبت و اندمال قروح آن و بدستور با آب انار ترش معصور با شحم و همچنين با آب سماق و آب برك تازهء امغيلان يا آب نقوع مازو جهت امراض مذكوره و همچنين قطور آن در كوش و بيني و طلاى آن با مياه مذكوره بر پشت چشم و زير آن و برههاى بيني و لب و كوش و حلقوم و سينه مانع بروز آبله و حصبه است در ان اعضا به شرط تكرار عمل و بعد بروز و ظهور آن