تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 1014

مساهمون:

ص١٠١٤
و كفته‌اند كه زفت يابس است

كسبزه

كزبره است

كسبرة البرء

پرسياوشان است

كسپرج

اسم فارسى لؤلؤ است

كسبر

بسرياني سوسن ابيض هندى است

كستج

بقلهء يمانيه است

كستل

اسم فارسى جعل است و آن نوعى از خنافس است

كستن

بفارسي عصى الراعى است

كستورى

بهندى مشك است و نيز نوعى از زبد البحر را نامند كه بسيار ضخيم است

كسته

بقلهء يمانيه است كه بهندى چولائى نامند و كفته‌اند كه اذان الغز است

كستبلا

بهندى بزرقطونا است

كسد و كسط

قسط است

كسعرطا ماارعلا

بسرياني بخور مريم است

كسفا

سك است

كسفارمقا و كسفارمعا

بيوناني بادزهر است

كسفره

كزبره است

كسفرة البرء

پرسياوشان است

كسفير

بيوناني سوسن ابيض هندى است و كفته‌اند كه سوسن برى را نامند

كسك

اسم فارسي قليه است كه از لحم سازند و نيز به فارسى اسم طائرى است كه آن را عقعق نامند

كسكوبا

بسرياني عصفر است كه به فارسى كسكونه نامند

كسكونه

بفارسي عصفر و قرطم را نامند

كسكيه

بهندى اراك است

كسلس

بسرياني حنظل است

كسمر

بهندى عصفر است

كسموني

بسرياني عجم الزبيب است

كسن

به فارسى كرسنه است و باقلاى خشك را نيز نامند

كسن

هندى به فارسى قراد است

كسناة

كرسنه است

كسناج

به فارسى هندبا است

كسناك

بسد است

كسينه و كسنيا

اسم هندى عصفر است و كويند كه كسنيا بمعنى قنب است

كسنك

به فارسى كرسنه است

كسنى

مخفف كاسنى است و آن هندبا است

كسنى

به فارسى حلتيت است

كسنين

اسم رومي حشيشة الزجاج است

كسو و كسوى

بيوناني و بسرياني عصفر است

كسوا

بهندى حب النيل است

كسوبا

بسرياني عصفر است و قرطم برى را نيز كفته‌اند

كسورس

بيوناني صنفى از سوسن است كه آن را ايرسابا نامند

كسوش

خشخاش زبدى است

كسوقراطيس

بيوناني حجر قبطى است

كسولوفساموهون و كسولوفسامرمر

بيوناني دارچيني است

كسوماو ناوعينا

بسرياني عجم الزبيب است

كسوپاس

خروع است

كسيدا

سليخهء سودا است

كسيطرير رصاص

قلعى است كه آن را كسيطوس نامند

كسيقون

دلبوث است

كسيومالس

برومي حشيشة الزجاج است

كسيس

اسم هندى زاج سياه است

كسيه

ابن العرس است

* فصل الكاف مع الشين المعجمة *

كشاخل

اسم فارسى حبي است كه بهندى ارهر نامند و نيز بفارسي شاخل و شاخول نامند

كشت

بفارسي معرب كسط است

كشتك

اسم فارسي جعل است و آن نوعى از خنافس است

كشتو و كشتور

بفارسي انكورى است كه از غوركي برآمده به حد حلاوت تامه نرسيده باشد

كشتوك و كشف

اسم فارسي سلحفاة است

كشته

اسم فارسي فواكه مجففه است و ندرا نيز نامند

كشح

بعربي ودع است

كشد و كشط

قسط است

كشر

بعربي اسم خبز يابس است

كشرى

معرب كهچرى هندى است و