نشاسته
نَشا : لغت عربى است ، و به فارسى « نشاسته » و به يونانى « امولونس » نامند .
ماهيت آن : عبارت از كشك گندم است كه گندم را خيسانيده تا به حدّ تعفن رسد و پوست آن منشق گردد كه چون به دست بمالند به آسانى از مغز آن جدا شود و مغز آن نرم ، پس كوبيده ، فشرده و از صافى گذرانيده ، اثفال آن را دور نمايند و صافى آن را بگذارند تا تهنشين گردد و آب بالاى آن را بريزند و تهنشين را اقراص سازند و در آفتاب خشك كنند و استعمال نمايند . بهترين آن سفيد تازهء خالص غير متكرج و سياه آن است .
طبيعت آن : در آخر اول سرد و خشك و بعضى سرد و تر دانستهاند .
افعال و خواص آن : رادع و قابض و مغرى .
اعضاء العين : مصلح ادويهء عين و مقوى آن و جهت تجفيف قروح آن و دفع جرب و منع ريختن مواد به چشم و اكتحال آن با شير زنان و يا سفيدهء بيضهء مرغ ، مسكن حرقت چشم و رمد و نرم كنندهء خشونت اجفان .
اعضاء الصدر و الغذا و النفض : آشاميدن مطبوخ آن با نبات و يا روغن بادام نيم گرم قاطع نفث الدم و خشونت حلق و سرفهء حار و درد سينه و سل و قطع خون بواسير و حيض و اسهال بطن به تخصيص كه بريان نموده با عدس پخته باشند كه قوت قبض و حبس آن زياده مىگردد و حريرهء آن مانع نزول نوازل به سينه و با پيهء بز جهت سحج و رفع افراط عمل دواى مسهل و بايد كه يك وزن آن را با سه و يا چهار وزن آن آب خوب طبخ نمايند و احتقان آن جهت قرحهء امعا .
الاورام : ضماد آن با سركه جهت خناق و اورام حاره .
الزنية : طلاى آن با زعفران جهت كلف .
السموم : طلاى آن با شراب جهت نهش افعى .
المضار : قليل الغذا و اكثار آن مقلل منى و مسدد و دير هضم و گويند مولد سوداء است .
مصلح آن : شيرينىها و كرفس و قرنفل .
بدل آن : برنج مغسول و غبار الرحى .
مقدار شربت آن : از يك مثقال تا پانزده مثقال است . « 1 »
هامش
( 1 ) . مخزن الادويه ، ذيل مادهء « نشا » .