فصل پنجم از خاتمه : در بيان نُكسِ مرض
بدان كه نُكس - بضمّ نون و سكون كاف و سين مهمله - به اصطلاح اطبّاء : رجوع و عود مرض است قبل از رجوع تام به سوى صحّت اصلى طبيعى . و اين ، بدتر « 1 » از مرض است ؛ به جهت آن كه مريض در اين حال ، به سبب ضعف قوّه به مقاسات مرضِ قبل ، متحمّل تدابير نمىتواند بود و مجال تدابير طبيب تنگ مىگردد و متحير مىشود .
هر چند نُكس سريعتر باشد ، امر صعبتر خواهد بود . و هر چند بعد از حسن تدبير و مراعات قوانين در معالجه باشد ، صعب ترو ردىتر .
[ نكته ] : هر مرضى كه بحران آن قبل از نضج مادّه اتّفاق افتد ، كم است كه خالى از نُكس باشد .
علامات دالّه بر نُكس ، سيزدهاند :
اوّل : قلّت قوّه و عدم خفت بعد از بحران .
دوم : فقدان شهوت طعام .
سوم : ثقل و كسالت .
چهارم : عدم هضم طعام .
پنجم ، تورّم حوالى كبد و طحال و تهبّج وجه و زير چشم .
ششم : بى خوابى و تشويش در آن .
هفتم : عطش مفرط .
هشتم : عدم ظهور آثار تغذيه و تنميه در بدن .
نهم : اگر واقع شود بحران و خُراج و مانند آن و متوجّه به سوى باطن گردد و بروز به ظاهر ننمايد .
هامش
( 1 ) . الف : تدبير .