سبب ظاهرى . و بى خوابى . و خشكى بينى و دهان . و تخيل اشياء مظلمهء كدره . و ديدن چيزهاى سياه مهيب و ترسيدن در خواب است . و رقّت قاروره با كدورت .
علاج آن « 1 » : به نحو علاج صداع بلغمى است . و اگر بدان زائل نگردد ، و تنقيهء بدن و دماغ نمايند از مادّهء سوداء و بعد از آن ، اصلاح مزاج - به نحوى كه در ضعف قلب - ان شاء اللّه تعالى - مذكور خواهد شد و در حمّى ربع نيز نمايند .
و اگر به حبُّ الشّفا - كه در ربع مذكور مىشود - معالجه نمايند ؛ كه هر روز مقدار نخودى ميل نمايند تا هنگامى كه زائل گردد ، نيز خوب است . و بعد از تنقيه ، شربت اسطوخودوس نيز نافع است ؛ كه روز اوّل ، پنج مثقال و دوم ، شش مثقال و سوم ، هفت مثقال ، با شيرهء تخم رازيانه و تخم كاسنى ، از هر يك يك مثقال تا دوازده روز بياشامند . و شربت را از هفت مثقال زياده ننمايند . و اگر آن شربت را با عرق بيدمشك و گلاب - بِالمُناصَفَه - و عرق گاو زبان و رازيانه بنوشند ، نيز خوبست .
اگر حدوث صداع از بخارات معده باشد
علامت آن : شدّت و ضعف آن به حسب شدّت و ضعف ابخرهء معده و قوّت و ضعف آن باشد و هضم غذا و غير آن ؛ مثلًا هرگاه ناخوشى در معده به هم رسد ، [ صداع ايجاد گردد ] و هر گاه حال معده بر مجراى طبيعى باشد ، صداع تسكين يابد و يا زائل گردد .
علاج آن : مراعات حال معده و تقويت آن است . و خوردن اطرِيفل صغير ، مقدار سه مثقال يا چهار مثقال . و يا خوردن آمله مربّا با طباشير يا مصطكى ؛ به حسب حال هر مزاج . و براى تقويت هاضمه ؛ تناول يك مثقال نوشدارو بالاى غذا . و در صورت غلبهء خلط در معده ، يك مثقال و نيم ايارج فيقرا با دو مثقال اطريفل صغير سرشته ميل نمايند . و در صورت احتياج به تكرار ، يك روز در ميان ميل فرمايند .
و بدان كه در ساير انواع صداع ، رجوع به كتاب « معالجات امراض مختصّه » نمايند ، كه اينجا ذكر آنها باعث تطويل است .
هامش
( 1 ) . ب : ( آن ) حذف شده .