و بايد كه در هنگام استعمال جميع منضجات ، گرم باشند ؛ مگر اشربهء مستعمله در نضج صفراء در تابستان كه بايد فاتر نيم گرم باشند ؛ يعنى آن مقدار گرم باشند كه سردى آن شكسته شده باشد .
و بدان كه هواى بارد و اشياء مبردهء مجففه ، باعث تاخير نضجاند و از اين جهت ، معين و مقرر نمودهاند كه بايد هوا معتدل و اشياء مستعمله در آن مسخن باعتدال باشند از اطعمه و اشربه و نطولات و غيرها و دلك و حمام و دعه و سكون نيز معين بر انضاجاند .
و بدان كه گاه مىباشد كه ماده بسيار است و به حيثيتى كه چون گرم گردد ، حجم آن زياده شود و موجب تمدد و الم گردد ؛ پس واجب است اين هنگام كه ابتدا به استفراغِ قدرى از آن نمايند قبل از نضج ، پس باقى را نضج داده استفراغ نمايند . و در اخلاط سوداويه ، خصوصاً غليظهء يابسه ، بسيار بايد كه تليين و ترطيب و تعديل آن نمايند ، پس چند روزى استراحت فرموده و در ايام راحت مفرحات و مقويات قلب استعمال نموده ، پس عود در انضاج و استفراغ نمايند ؛ چنان چه گذشت ؛ زيرا كه ممكن نيست استفراغ آن به يك دفعه . اغذيهء لايقه در ايام انضاج ، بعد از اين - ان شاء اللّه تعالى - مذكور خواهد شد .
و اگر باشد مقصود استفراغ عضوى خاص مانند سر مثلا ، يا يد كه مواد آن را به اضمده و اكمده و تمريخ به ادويه و ادهان مناسبه انضاج آن خلط ؛ مانند روغن گل و سركه و لعاب برزقطونا و روغن بنفشه و كدو و آب برگ بيد و تراشه خيار و كدو و مانند اينها براى صفرا . و روغن بان و زنبق و سوسن . و نرجس و اقحوان و غار و مرزنجوش و نطول جرم ادويه و ضماد اينها براى بلغم و سودا .
بدان كه هر گاه مراد ، نضج مواد در اعضاء باشد ، متغير نگردانند مزاج اعضايى كه در آنهااند ؛ به جهت آن كه آن اعضاء نضج مىدهند اخلاطى را كه در آنهااند واجب است كه باشند آن اعضاء صحيح المزاج و چون فاسد گردد مزاج آن اعضاء ، مىگردد منحرف به سوى طبيعت اخلاط رديه و علت متمكن مىگردد و سزاور است كه ابتدا نمايد به تعديل مزاج آنها پس نضج دهد آنها را بعد از آن ؛ زيرا كه قوّهء مغيرهء اخلاط كه همان طبيعت اعضائىاند كه احتقان يافته در آنها اخلاط و چون متغير گرديد مزاج آن اعضاء ممكن نيست آنها را كه متغير گردانند اخلاط را به هيأت نيكو .
خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 1129
مساهمون: محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
ص١١٢٩