تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 930

مساهمون:

ص٩٣٠
فوهات رحم سست مىباشد و بعد [ از ] هفتم به سبب قرب به « 1 » پختگى و عدم احتياج ، به تدريج تعلّق آن ضعيف و سست مىگردد - چنان چه در كيفيت توليد جنين ذكر يافت - [ و لذا ] به اندك حركتى خوف اسقاط است قبل از استكمال تام ؛ چنان چه در اثمار مشاهده مىگردد كه [ در ] ابتداى شكوفه‌گى و گُلى و ابتداى بستگى به اندك نسيمى و حركتى و آفتى از گرمى و سردى و باران بسيار ، و تابش آفتاب بسيار اكثرى جدا گشته مىريزند . و همچنين نزديك به رسيدگى كه بعض دانه‌ها رسيده باشند ، به تحريك شاخه و يا تنهء درخت ، اكثر ميوه‌هاى به كمال رسيده و نيم رس و بعضى خام نيز مىريزند و امّا در بين كه هنوز رو به پختگى نياورده‌اند ، بسيار مستحكم مىباشند كه اگر خواهند از درخت جدا نمايند جدا نمىگردند ؛ بلكه بعضى ثمرهاست كه شاخه بدان « 2 » پيوسته است ، شكسته و جدا مىگردد و آن ثمر جدا نمىگردد . و لهذا در اوائل حمل ، اسقاطى كه واقع گردد چندان اذيتى به والدهء آن نمىرسد و در اواسط بسيار و در اواخر « 3 » نيز كم تر از اواسط . و ليكن از تكرار اسقاط اوائل و خوردن مبرّدات و مزلقات بعد از آن ، رحم را حالتى عارض مىگردد كه ديگر قبول علوق نمىنمايد و استعداد آن از او زائل و طبيعت ، مصروف از آن مىگردد ؛ مانند درختى كه از تنهء آن شاخه [ اى ] كه شروع به روييدن نمايد او را قطع نموده نگذارند كه برآيد و مكرّر چنين كنند و يا از شاخه شكوفه و گل آن را و ميوهء تازه بستهء آن را مكرّر دور نمايند و مطلق نگذارند ديگر شاخه بر تنهء آن و ثمرى بر شاخهء آن نرويد و منعقد نگردد . و امّا در صورتى كه احتياج قوى به فصد به هم رسد و اصلاح به نوع ديگر حاصل نگردد و از توقّف فصد ، خوف ضرر عظيم و هلاكت باشد - مانند آن كه خناقى و غير آن از امراض دمويه به هم رساند « 4 » ، چون حفظ حامله از حفظ جنين واجب‌تر است - مانند حفظ درخت از ثمر - ، لا بد قليل خونى به تفاريق بگيرند ؛ تا ضعفى بسيار عارض نگردد و مرض تخفيف يابد . و امّا اگر ضرورت قوى نباشد ، به تدابير ديگر اصلاح خون نمايند .
هامش
( 1 ) . ب : ( به ) حذف شده . ( 2 ) . ب : كه بدان . ( 3 ) . الف : آخر . ( 4 ) . ب : رسانند .
خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 930 | محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى