شميدن :
استشمام كردن
شنگرف :
غبار سرخ يا قهوهاى رنگ يكى از اقسام سنگهاى معدن جيوه است كه در نقاشى و كتابت به كار مىرود .
شَهْد :
عسل
شهوت :
اشتهاء
شير دختران :
مقصود از شير دختران ، شيرِ زنى است كه دختر زاييده است .
ص
صائم :
روزه دار
صابون رقّى :
صابونى است كه عوض پيه ، روغن زيتون در آن مىريزند و چون قوامش نسبت به ديگر انواع آن رقيقتر مىشود آن را صابون رقّى مىنامند .
صافن :
رگى است كه در گودى كنار قوزك پا قرار گرفته و به معناى سليم است و چون شريان و عصبى پهلو و زير اين رگ وجود ندارد بدين نام ناميده شده است .
صِبْيان :
جمع صَبى ، بچهها
صُدْغ :
بين چشم و گوش كه آن را شقيقه گويند .
صَديد :
زرداب
صفاق :
غشاى زير پوست شكم را گويند .
صُفْرت :
زردى
صلايه كردن :
ساييدن ، چيزى را در هاون و غير آن كوفتن .
صُلْب :
سخت ، محكم
صَنّاره :
چنگك
صوف :
پشم
صِيبان :
تخم شپش
صيحه :
فرياد