تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميزان الطب ( فارسى ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣

شميدن :

استشمام كردن

شنگرف :

غبار سرخ يا قهوه‌اى رنگ يكى از اقسام سنگهاى معدن جيوه است كه در نقاشى و كتابت به كار مىرود .

شَهْد :

عسل

شهوت :

اشتهاء

شير دختران :

مقصود از شير دختران ، شيرِ زنى است كه دختر زاييده است .

ص

صائم :

روزه دار

صابون رقّى :

صابونى است كه عوض پيه ، روغن زيتون در آن مىريزند و چون قوامش نسبت به ديگر انواع آن رقيق‌تر مىشود آن را صابون رقّى مىنامند .

صافن :

رگى است كه در گودى كنار قوزك پا قرار گرفته و به معناى سليم است و چون شريان و عصبى پهلو و زير اين رگ وجود ندارد بدين نام ناميده شده است .

صِبْيان :

جمع صَبى ، بچه‌ها

صُدْغ :

بين چشم و گوش كه آن را شقيقه گويند .

صَديد :

زرداب

صفاق :

غشاى زير پوست شكم را گويند .

صُفْرت :

زردى

صلايه كردن :

ساييدن ، چيزى را در هاون و غير آن كوفتن .

صُلْب :

سخت ، محكم

صَنّاره :

چنگك

صوف :

پشم

صِيبان :

تخم شپش

صيحه :

فرياد