ذَنَبُ الفار :
دم موش
ذيابيطس :
ديابت ، بيمارى قند
ر
رَبْط :
بستن
رِفاده :
پارچهاى كه روى زخم و جراحت مىبندند .
رَوادع :
جمع رادع ، رَدْع در مقابل جذب است و مراد از روادع چيزهايى هستند كه مانع از ريختن مواد به اعضاء بدن مىگردند .
ريش :
زخم
ريم :
چرك
ز
زاك :
زاج ، از معدنيات است و داراى اقسام مىباشد : سفيد و سرخ و سبز و سياه .
زِبْل :
مدفوع ، سرگين
زرق :
وارد كردن دواى مايع به وسيلهء سرنگ به بدن ، تزريق
زُرقت :
كبودى
زيت انفاق :
روغنى است كه از زيتون خام گرفته مىشود و اهل روم هر ثمر تر و تازه را نفاقين مىگفتند و انفاق از آن گرفته شده است .
زنخ :
چانه
زيبق :
جيوه
س
ساذج :
ساده
ساعى :
سرايت كننده ، واگير
سِپرز :
طحال
سَحْج :
خراشيدگى