حُرْقت :
سوزش
حَسُو :
آش ، شوربا
حشايش :
جمع حشيش ، گياهان خشك
حَصاة :
سنگهايى كه در كليه يا مثانه پيدا مىشود .
حصّه :
قسمت
حُقْنه :
داخل كردن دواى مايع از طريق مقعد در رودهء مستقيم يا از جلو در رحم به كمك وسيلهاى مخصوص به اين كار .
حُكاكه :
براده و ريزههاى هر چيزى كه در اثر ساييدن به وجود مىآيد .
حِكَّه :
خارش
حَلْق :
تراشيدن
حُلْو :
شيرين
حُموضات :
چيزهاى ترش مزه
حَيِّز :
جاى ، مكان
حَيَّه زراقه :
نوعى مار است و از خواص آن اين است كه چون بگزد ، از منافذ بدن خون جارى مىگردد .
خ
خاكشى :
خاكشير
خاييدن :
جويدن
خَدِر :
سست ، كرخ ، بى حس
خُراطه :
ريزههايى است مربوط به رودهها كه هنگام اسهال مزمن از مقعد دفع مىگردد .
خراطين :
نوعى كرم دراز و سرخ كه در جاهاى نرم و مرطوب ، مانند : كنار جويها و باغچهها در لاى گل و خاك به هم مىرسد .