باب شانزدهم در امراض امعاء ؛ يعنى رودهها
فصل اوّل : در زَلْقُ الامعاء .
و وى آن است كه طعام از روده زود بيرون آيد .
و سبب او اگر ظهور بثور بود در سطح درونى امعاء ، آثار حرارت پيدا باشد . و طعام چون به روده آيد ، درد كند و به زرداب رقيق مختلط برآيد . و علاجش فصد است و اسهال صفرا و تسكين به مبرّدات ، شرباً و حقناً و سفوف زلق الامعاء بثورى نفع تمام دارد . و اگر بثور بود بر سطح برونى آن ، دغدغه و لذع در احشاء پديد آيد . و وجع گاهى بر ناف بود و گاهى زير ناف و گاهى در پهلوها و طعام غير منهضم بر آيد و علاجش سواى حقنه ، همان است كه گذشت . و تضميد مبرّدات زير ناف در اين جا انفع . و اگر رطوبت باشد كه سطح داخلى امعاء را مُمَلَّس گرداند ، از خروج رطوبت با طعام غير منهضم گواهى دهد . علاجش اسهال و قى است ؛ در اين جا حبّ ايارج نفع تمام دارد و كذلك هر دوايى و هر تدبيرى كه بود و مجفّف بود .
و اگر سوء مزاجِ رطبِ ساذج بود كه با امعاء افتد ، آثار رطوبت پيدا بود و با طعام هيچ رطوبت بر نيايد . و علاجش سفوفهاى مجفّف است ؛ روغن گل بر شكم