الْجَمْعانِ
« 1 » عطا مىكنم . به خدا سوگند مقصود از ذى القربى ما هستيم كه خداوند ما را با خود و رسول خود قرين ساخته است و فرموده از آن خداست و از آن رسول خدا و از آن ذى القربى و يتيمان و مساكين و ابن سبيل تا اينكه دست گردان توانگران شما نگردد ، و آنچه را رسول به شما داد بگيريد و آنچه كه شما را از آن باز داشت وانهيد و از خدا بپرهيزيد ، زيرا خدا سخت كيفر است براى كسانى كه به ايشان ستم كنند [ خاندان محمد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ] . اين مهرى است كه خدا به ما داده و ما را با آن بىنياز ساخته است ، و در بارهء آن به پيغمبرش سفارش كرده و از زكات و صدقه به ما بهرهاى نداده . خداوند رسول خويش و ما اهل بيت را گرامى داشته از اينكه چرك مال مردم را به ما بخوراند . پس اين مردم خدا را تكذيب كردند و رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را هم تكذيب نمودند و كتاب خدا را كه به حق ما گوياست ، انكار كردند و از مقرّرى كه خدا براى ما مقرّر كرده است ، از ما دريغ ورزيدند . خاندان هيچ پيغمبرى از امّت خود آن نديد كه ما پس از پيامبر ديديم ، و خداوند عليه كسى كه به ما ستم روا داشته ياور ماست و از او كمك مىخواهيم ، و لا حول و لا قوة إلّا باللَّه العلى العظيم .
خطبهء ديگرى از امير المؤمنين عليه السّلام در مدينه
( هشدار به امّت آخر الزّمان و ظهور دولت حق ) [ 22 ] مسعدة بن صدقه از امام صادق عليه السّلام نقل مىكند كه فرمود : امير المؤمنين عليه السّلام اين خطبه را در مدينه ايراد كرده است :
خدا را سپاس گزارد و او را ستايش كرد و بر پيامبر و خاندانش درود فرستاد و فرمود :
امّا بعد ، همانا خداوند تبارك و تعالى هيچ گاه پشت زورگويان روزگار را نشكسته مگر پس از آنكه به آنها مهلت و آسايش داده است ، و استخوان شكستهء هيچ مردمى را نبسته مگر پس از تنگنا و مشكلات . اى مردم ! در كمتر از آن نابودى كه بدان روى آورديد
هامش
( 1 ) « اگر به خدا و آنچه بر بندهء خود در روز جدايى [ حق از باطل ] - روزى كه آن دو گروه با هم روبرو شدند - نازل كرديم ، ايمان آوردهايد » ( سورهء انفال / آيهء 41 ) .