ميان ببرم ، و درآمد اسلامى را مانند پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ميان مسلمانان ، برابر و برادروار تقسيم كنم ، و بيت المال را دست گردان توانگران نسازم ، و خراج و ماليات از روى مساحت زمين را لغو كنم ، و امر نكاح را بر پايهء برابرى و برادرى مسلمانان استوار كنم ، و خمس پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را چنان كه خداوند سبحان فرو فرستاده و مقرّر داشته اجرا كنم ، و مسجد رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را به همان وضعى برگردانم كه بود و هر درى را از آن گشودند ببندم و هر درى را كه بستند باز كنم ، و مسح وضو را از روى كفش ممنوع كنم ، و براى نوشيدن شراب حد اجرا كنم ، و فرمان دهم كه متعهء حج و متعهء زنان حلالند ، و فرمان مىدادم بر جنازهها پنج بار اللَّه اكبر بگويند ، و مردم را وادارم تا بسم اللَّه الرحمن الرحيم را در حمد و سورهء نماز بلند بخوانند ، و هر كس را به همراه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم در مسجدش درآوردند بيرون بيندازم و آن كسى را كه از مسجد رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بيرون انداختهاند وارد آن سازم ، و مردم را به حكم قرآن و اجراء طلاق ، طبق قانون قرآن و موافق سنّت اسلام وادارم ، و زكات را از همهء گونههايش ، طبق مقررات دريافت مىكنم ، و وضو و غسل و نماز را به هنگام و بنا به شريعت و در محل خودش برگردانم ، و اهل نجران را به مكان خود بازگردانم ، و اسيران فارس و ملّتهاى ديگر را به مقررات كتاب خدا و سنّت رسولش برگردانم ، در اين صورت همه از گرد من پراكنده مىشدند .
به خدا سوگند كه من به مردم فرمان دادم در ماه رمضان همان نماز فريضه را به جماعت بخوانند ، و به آنها اعلان داشتم كه جماعت در نماز نافله ، بدعت است و دستور خدا نيست ولى فرياد گروهى از سربازانم كه همراه من با دشمن مىجنگيدند بلند شد . آنها فرياد مىزدند كه : اى مسلمانان سنّت عمر دگرگون شد ، على ما را از نماز نافلهء ماه رمضان باز مىدارد . و من ترسيدم كه مبادا در بخشى از سپاهم جنجالى به پا شود .
من از دست اين امّت ، از نظر تفرقه اندازى و پيروى آنها ، از پيشوايان گمراهى و از دعوتگران بسوى دوزخ چهها كه نكشيدم ! من از اين خمس ، بهرهء ذى القربى را كه خداوند فرموده است :
إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَ ما أَنْزَلْنا عَلى عَبْدِنا يَوْمَ الْفُرْقانِ يَوْمَ الْتَقَى