سخنان مىگويى ؟ ابا محمّد گفت : قربانت گردم چگونه چنين نگويم ؟ حضرت عليه السّلام فرمود :
اى ابا محمّد ! نمىدانى كه خداوند متعال جوانان شما شيعه را گرامى مىدارد و از سالخوردههاى شما شرم دارد ؟ ابو محمّد گفت : قربانت گردم چگونه جوانان را گرامى مىدارد و از سالخوردهها شرم دارد ؟ فرمود : جوانان را گرامى مىدارد از اينكه عذابشان كند ، و از سالخوردگان شرم دارد از اينكه حسابشان كشد .
ابو محمّد گفت : قربانت گردم اين مخصوص به ماست يا همهء اهل توحيد ؟ فرمود : نه به خدا سوگند كه مخصوص شماست نه همهء مردم . ابو محمّد گفت : قربانت گردم همانا به ما لكّهاى زدهاند كه پشت ما را شكسته ، و از آن دل ما مرده ، و واليان و فرمانداران به سبب آن خون ما را روا شمردهاند ، و آن حديثى است كه فقهاى ايشان براى آنها نقل نمودهاند . امام صادق عليه السّلام فرمود : مقصودت رافضى بودن است ؟ ابو محمّد گفت : آرى . حضرت عليه السّلام فرمود : نه به خدا سوگند آنها شما را چنين نناميدند و خدا شما را بدين نام ناميده است . آيا نمىدانى كه هفتاد مرد از بنى اسرائيل ، چون گمراهى فرعون و قومش بر آنها آشكار شد آنها را ترك نمودند و به موسى پيوستند ، زيرا كه براى آنها آشكار شده بود كه او در راه هدايت است و در ميان لشكريان موسى آنها را رافضى مىناميدند ، زيرا فرعون را رفض كرده بودند ، و در ميان لشكر از همه بيشتر عبادت مىكردند ، و از همه بيشتر موسى و هارون و فرزندان ايشان را دوست مىداشتند ، و خدا به موسى عليه السّلام وحى كرد كه : اين نام را در تورات براى آنان ثبت كن ، زيرا من آنها را بدين نام ناميدم ، و اين نام را بديشان بخشيدم . موسى اين نام را براى آنها ثبت كرد ، و خداوند عزّ و جلّ آن نام را اندوخت تا به شما بخشيد .
اى ابا محمّد ! آنان خير را رفض كردند ، و شما شرّ را رفض كرديد . مردم به گروهها و شاخههايى تقسيم شدند ، و شما به گروه خاندان پيامبر درآمديد و به مذهبى گراييديد كه آنها گراييدند ، و آن برگزيديد كه خدا براى شما برگزيده است ، و آن را خواستيد كه خدا خواسته پس بشارتتان باد و مژده . به خدا سوگند كه شما مشمول رحمتيد ، و از نيكوكار شما هر عملى پذيرفته است ، و از بدكارتان گذشت مىشود . هر كس به عقيدهاى كه شما داريد
بهشت كافى (ترجمه روضه كافى) (فارسى) — صفحة 63
مساهمون: آژير
ص٦٣