اين چنين بوده است .
[ 572 ] عمّار بن سويد مىگويد : از امام صادق عليه السّلام شنيدم كه در تفسير اين آيه :
فَلَعَلَّكَ تارِكٌ بَعْضَ ما يُوحى إِلَيْكَ وَ ضائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ أَنْ يَقُولُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ كَنْزٌ أَوْ جاءَ مَعَهُ مَلَكٌ
. . . « 1 » فرمود : هنگامى كه پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم به سرزمين « قديد » درآمد به على عليه السّلام فرمود : اى على ! من از خدايم خواستم كه ميان من و تو برادرى افكند و او چنين كرد ، و از خدايم خواستم كه تو را جانشين من قرار دهد و او چنين كرد . پس دو نفر از قريش گفتند :
به خدا يك صاع خرما در يك مشك پوسيده نزد ما دوست داشتنىتر است از آنچه محمّد از خدايش خواسته ، چرا محمّد از خدايش ملكى درخواست نكرد كه او را بر دشمنش يارى رساند يا گنجى نخواست كه از اين بينوايى و ندارى ، توانگر و ثروتمند گردد ، و به خدا كه براى هيچ حق و باطلى به درگاه او دعا نكرد مگر آنكه خدايش اجابت كرد ، و بدين ترتيب خداى تعالى اين آيه را نازل فرمود .
[ 573 ] عبد اللَّه بن سنان مىگويد : از امام صادق عليه السّلام تفسير اين آيه :
وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً واحِدَةً وَ لا يَزالُونَ مُخْتَلِفِينَ * إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ
. . . « 2 » را پرسيدند . امام عليه السّلام فرمود : همهء مردم يك امّت بودند و خداوند پيامبران را مبعوث كرد تا از ايشان اتّخاذ سند كند .
[ 574 ] جابر از امام باقر عليه السّلام روايت كرده كه در تفسير اين سخن پروردگار :
. . . وَ مَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيها حُسْناً
. . . « 3 » فرمود : يعنى هر كه اوصياء خاندان محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را دوست بدارد و از آثارشان پيروى كند ، پس اين دوستى براى او دوستى پيامبران و مؤمنان گذشته را بيفزايد تا به دوستى حضرت آدم عليه السّلام برسد ، و همين است مفهوم اين سخن الهى
هامش
( 1 ) « شايد بعضى از چيزهايى را كه به تو وحى مىشود رها كنى و سينهات تنگ شود كه بگويند چرا گنجى به او نازل نمىشود يا فرشتهاى همراه او نمىآيد » ( سورهء هود / آيهء 12 ) .
( 2 ) « اگر پروردگارت مىخواست همهء مردم را يك امّت مىكرد ولى پيوسته مختلف خواهند بود مگر كسانى كه پروردگارت به ايشان رحمت كرد » ( سورهء هود / آيهء 118 و 119 ) .
( 3 ) « هر كه كار نيكى كند ما هم نيكىاى بر آن بيفزاييم » ( سورهء شورى / آيهء 23 ) .