كوتاه بودن دوران بنى اميّه
[ 538 ] زراره مىگويد : امام باقر عليه السّلام در مسجد الحرام بود كه سخن از بنى اميّه و حكومت ايشان به ميان آمد . يكى از اصحاب به آن حضرت عرض كرد : ما اميدواريم تو صاحب آنها باشى [ يعنى تو قائمى باشى كه آنها را براندازى و دولت حقّه را برپا كنى ] . حضرت فرمود : من آن نيستم و خوش هم نمىدارم چنين كسى باشم ، زيرا اصحاب آنها زنازادهاند ، چرا كه ، خداوند تبارك و تعالى از آن هنگام كه آسمانها و زمين را آفريد ، سال و دورانى كوتاهتر از سال و دوران آنها نيافريده است ، و خداى عزّ و جل به فرشتهاى كه چرخ و فلك به دست اوست مىفرمايد تا آن را به زودى بچرخاند و دورانشان به زودى سپرى گردد .
فرزندان مرداس
[ 539 ] حمّاد بن عثمان از امام صادق عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود : فرزندان مرداس آن گونهاند كه هر كس بديشان نزديك شود كافرش كنند ، و هر كس از آنها دورى گزيند به تنگدستيش كشانند ، و هر كس با ايشان به مخالفت برخيزد او را از پاى درآورند ، و هر كس از شرّ آنها به جايى پناه برد او را فرود آورند [ و به چنگ آرند ] ، و هر كس از آنها بگريزد او را بگيرند تا آنكه حكومتشان از ميان برود .
داستان نبوّت خالد بن سنان عيسى
[ 540 ] بشير نبّال از امام صادق عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود : در حالى كه پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم نشسته بود زنى خدمت آن حضرت رسيد . حضرت به آن زن خوشامد گفت و دست او را گرفت و نشاند ، سپس فرمود : اين زن دختر پيامبرى است كه قومش او را تباه كردند ، يعنى خالد بن سنان كه آنها را به سوى خدا دعوت كرد و آنها از ايمان آوردن روى گردانيدند ، و آتشى بود كه آن را « آتش حدثان » مىناميدند و هر سال يك بار به سراغ آنها