تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بهشت كافى (ترجمه روضه كافى) (فارسى) — صفحة 390

مساهمون:

ص٣٩٠
راه شتر را باز كنيد كه او مأمور است . شتر ، همانطور كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مهارش را بر سرش انداخته بود رفت تا به جايى رسيد كه اينك مشاهده مىكنيد ، و در اين هنگام با دست خود به درب مسجد پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم اشاره كرد ، دربى كه نزد آن بر جنازه‌ها نماز مىخوانند . شتر پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم به آن جا كه رسيد توقف كرد و زانو زد و پهلو بر زمين نهاد . پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم پياده شد و ابو ايّوب پيش آمد و بار و بنهء آن حضرت را برداشت و به خانهء خود برد . پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم به آن منزل رفت و على عليه السّلام نيز با پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم در آن خانه بود تا وقتى كه مسجد ساخته شد و در اطراف آن براى پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و على عليه السّلام اتاقهايى ساختند و آن دو به آن جا منتقل شدند . سعيد بن مسيّب در اين جا به على بن الحسين عليه السّلام عرض كرد : قربانت گردم ، ابو بكر در هنگام ورود پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم به مدينه همراه آن حضرت بود ، او در كجا از حضرت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم جدا شد ؟ حضرت فرمود : هنگامى كه پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم به قبا وارد شد و به انتظار آمدن على عليه السّلام در آن جا توقف كرد ابو بكر به پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم عرض كرد : برخيز تا راهى مدينه شويم ، زيرا مردم با آمدن شما شاد مىشوند و براى ورود شما لحظه شمارى مىكنند ، پس بيا تا به مدينه برويم و در اين جا به انتظار آمدن على عليه السّلام درنگ مكن كه فكر نمىكنم او تا يك ماه ديگر بيايد . پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود : هرگز ، او به زودى خواهد آمد و من از اين جا نمىروم تا عموزاده و برادر خدايى و محبوبترين فرد خاندانم نزد من بيايد ، زيرا او بود كه با جان خود مرا از شرّ مشركان حفظ كرد . امام عليه السّلام مىفرمايد : در اين هنگام ابو بكر خشمگين شد و تنفّر در دل گرفت و نسبت به على عليه السّلام حسادت ورزيد و اين نخستين دشمنى او با پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم به سبب على عليه السّلام و اوّلين مخالفت او با پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بود ، و لذا ابو بكر به مدينه آمد و پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم در انتظار آمدن على عليه السّلام در قبا ماند . سعيد بن مسيّب مىگويد : من به على بن الحسين عليه السّلام عرض كردم : پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم در چه زمانى فاطمه را به ازدواج على عليه السّلام درآورد ؟ امام عليه السّلام فرمود : اين ازدواج يك سال پس از هجرت در مدينه صورت پذيرفت و فاطمه عليها السّلام در آن هنگام ، نه سال داشت . على بن